Translate

۱۳۹۹ مهر ۷, دوشنبه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت ششم)


🔸 آیت الله ناصر مکارم شیرازی بعد از تشریح اینکه کلمه « قوه» در آیه ، از رنگ موی سر و ریش سپاه اسلام گرفته تا انواع سلاحهای مدرن و پیشرفته در هر عصر و زمان را شامل مےشود ، غفلت مسلمانان از این حُکم و امر را نیز گوشزد مےنماید و اشکال را در نوع مسلمانی مےداند و نه اسلام؛ زیرا بنابر حُکم اسلام دست یابی به سلاحهای پیشرفتهٔ هر عصر دارای مشروعیت شرعی است ، نه تحریم؛ عدم دستیابی فعلی بدان ، ناشی از قصور و تقصیر خود مسلمین است. وی این مطلب را بدین صورت منعکس مےنماید که " ولی افسوس که مسلمانان با «داشتن چنین دستور صریح و روشنی» گویا همه چیز را به دست فراموشی سپرده اند، نه از فراهم ساختن نیروهای معنوی و روانی برای مقابله با دشمن در میان آنها خبری هست، و نه از نیروهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و نظامی، و عجیب این است که با این فراموشکاری بزرگ و پشت سر انداختن چنین دستور صریحی ، باز خود را مسلمان مےدانیم ، و گناه عقب افتادگی خود را به گردن اسلام مےافکنیم" (تفسیر نمونه ، جلد هفتم ، ص۲۷۱)


بدین نحو مشاهده مےکنیم که یکی از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان و مفسر برجسته قرآن ، بصراحت اعلام مےنماید عقب افتادگی مسلمانان در اموری همچون امر نظامی ، ناشی از غفلت خودشان است نه قرآن؛ زیرا قرآن در آیه شصتم سوره انفال مجوز دست یابی به هر نوع سلاح پیشرفتهٔ هر عصر را داده است. بنابراین برای دست یابی به سلاح اتمی که امروزه پیشرفته ترین و تعیین کننده ترین مولفهٔ نظامی است در نزد قرآن و اسلام منعی وجود نداشته بلکه تاکید نیز مےشود.


🔸 نکته بسیار جالب در کتاب جناب مکارم ، پاورقی شماره یک صفحه ۲۷۱ آن است. ایشان مےنویسد (۱- هم اکنون که مشغول ویرایش این اوراق هستم ، جمهوری اسلامی ایران به این دستور عمل کرده ، به انرژی هسته ای دست یافته و تمام دول قدرتمند را به وحشت انداخته ، همه آنها تلاش مےکنند ایران را از غنی سازی اورانیوم منع کنند و ایران اسلامی همچنان ایستاده است. لطف خداوند را در آینده مشاهده خواهیم کرد. ۱۳۸۳/۸/۱۳)


پاورقی بالا که در زمانی نگاشته شده که هنوز محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری نرسیده و ابعاد گسترده برنامه غیرمتعارف اتمی ایران کاملا مشخص نشده بود، نشان مےدهد که جناب مکارم برنامه غنی سازی اتمی جمهوری اسلامی را عمل کردن به دستور قرآن دانسته و از سوی دیگر وعده مےدهد لطف خداوند را در آینده مشاهده خواهید نمود. در واقع مشخص است که منظورشان از لطف خداوند ، صرفا تولید برق نیست ، زیرا ایران در برق و مولفه هایی این چنینی مشکلی ندارد که منتظر الطاف الهی باشد.


🔸تعجبی ندارد که جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی دست به دامن کشورهای کره شمالی یا شبکه عبدالقدیر خان پاکستانی شود ، یا از هر کشور و هر شخص دیگری استمداد بطلبد. این مطلب نیز دارای مجوز شرعی است، و نیازی نیست که اسلامیون صرفاً از دانش خود استفاده نمایند ، بلکه مےتوانند آنرا از دیگران نیز اخذ نمایند. آیت الله مکارم شیرازی مےنویسد " سیره عملی پیامبر(ص) و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان مےدهد که آنها برای مقابله با دشمن از هیچ فرصتی غفلت نمےکردند، در تهیه سلاح و نفرات ، تقویت روحیه سربازان ، انتخاب محل اردوگاه ، انتخاب زمان مناسب برای حمله به دشمن ، و به کار بستن هرگونه تاکتیک جنگی ، هیچ مطلب کوچک و بزرگی را از نظر دور نمےداشتند"(ص۲۷۱) و سپس تصریح مےنماید " معروف است در ایام جنگ «حنین» به پیامبر(ص) خبر دادند سلاح تازه و موثری در یمن اختراع شده است ، پیامبر (ص) فوراً کسانی را به یمن فرستادند تا آن سلاح را برای ارتش اسلام تهیه کنند."(همان،ص۲۷۱)


اندکی دقت در مطالب بالا نشان مےدهد که نظامهای اسلامی علی الخصوص جمهوری اسلامی ، هیچ منعی بر دستیابی به سلاحهای اتمی آنهم با استفاده از دانش دیگران نداشته و ندارند.


ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۴, جمعه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت پنجم)


 🔸 آیت الله مکارم شیرازی در کتاب «تفسیر نمونه» به فرا زمانی و فرامکانی بودن حُکم آیه اشاره دارد و مےآورد " افزایش قدرت جنگی و هدف آن به تناسب دستورات گذشته در زمینه جهاد اسلامی در آیه مورد بحث(آیه شصتم سوره انفال) به یک اصل حیاتی که در هر عصر و زمان باید مورد توجه مسلمانان باشد اشاره مےکند و آن لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان است ؛ نخست مےفرماید و در برابر دشمنان ، هر قدر توانایی دارید از نیرو و قدرت آماده سازید - و أعِدّوالهم...- یعنی در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید ؛ بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجوم های احتمالی دشمن داشته باشید.» ( تفسیر نمونه ، جلد هفتم ، ص۲۶۷)


🔹 وی با توجه به متن آیه اشاره مےنماید که هدف این آیه صرفاً ترساندن دشمنان شناخته شده فعلی نیست ، بلکه ممکن است دشمنانی وجود داشته باشند که فعلا توسط حکومت اسلامی شناخته نشده باشند؛ بنابراین تقویت قوای نظامی باید بسیار گسترده و ناظر به دشمنان ناشناخته فعلی که در آینده مورد شناسایی قرار مےگیرند نیز بشود. وی اضافه مےنماید « همچنین گروه دیگری غیر از این ها که شما آن ها را نمےشناسید ، ولی خدا آنها را مےشناسد، - و آخَرینَ مِن دونِهِم - این گروه نیز باید از شما حساب ببرند و بترسند.» (همان ،ص۲۶۸)


🔹این مرجع تقلید ذی نفوذ در حکومت جمهوری اسلامی ، در تفسیر کلمه «قوه» در آیه مےنویسد " کلمه قوه  چه کلمهٔ کوچک و پُرمعنایی است ، نه تنها وسایل جنگی و سلاح های مدرن هر عصری را در بر مےگیرد ، که تمام نیروها و قدرت هایی را که بنوعی از انواع در پیروزی بر دشمن اثر دارد شامل مےشود؛ اعم از نیروهای مادی و معنوی."(همان،ص۲۶۹)


♦️ جناب مکارم شیرازی با توجه به موارد فوق تصریح مؤکد مےکند که" بنابراین علاوه بر این که باید از «پیشرفته ترین سلاح های هر زمان» به عنوان یک «وظیفهٔ قطعی اسلامی» بهره گیری کرد ، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان ، که قوه و نیروی مهم تری است پرداخت."(همان ، ص۲۶۹)


🔺 شایان توجه است که مرجع تقلیدی این چنین حکم مےدهد که بهره گیری از «پیشرفته ترین سلاح های هر زمان» یک «وظیفهٔ قطعی اسلامی» است، و عده ای سیاستمدار معتقد مےباشند که ساخت ، تهیه و نگهداری سلاح های اتمی برخلاف مبانی فقهی و دینی اسلام بوده و حرام است. بنظر مےرسد این حرمت ، صرفاً بعد از کشف فعالیتهای پنهان این رژیم ، آنهم جهت فریب اذهان سیاستمداران ساده لوح اروپایی و غربی است؛ و این حرمت نه تنها مجوز دینی ندارد، بلکه دست یابی به این سلاحها کاملا با مبانی قرآنی و اسلامی همخوانی داشته ، و بدان سفارش نیز شده است.


🔸 این مرجع تقلید شیعیان ایران به روایاتی نیز متمسک شده و اشاره مےنماید " مثلا در بعضی از روایات مےخوانیم پیامبر (ص) فرمود: منظور از قوه «تیر» است ، و در روایت دیگری که در تفسیر علی بن ابراهیم آمده مےخوانیم که منظور از آن (قوه) ، «هرگونه اسلحه» است. و باز در روایتی که در تفسیر عیاشی آمده مےخوانیم منظور از آن (قوه) ، شمشیر و سپر است، و بالاخره در روایت چهارمی که در کتاب «من لایحضره الفقیه» آمده مےخوانیم منهُ الخضابُ بالسواد یکی از مصداق های قوه در آیه ، موهای سفید را به وسیله رنگ سیاه کردن است؛ یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگ سال چهره جوانتری مےدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است، و این نشان مےدهد چه اندازه مفهوم «قوه» در آیهٔ فوق وسیع است. بنابراین آنها که تنها پاره ای از روایات را دیدند و کلمهٔ قوه را به یک مصداق  ، محدود ساخته اند گرفتار اشتباه عجیبی شده اند."(همان ،ص۲۷۰)


ادامه دارد..




#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۳, پنجشنبه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت چهارم)


 🔹 توان نظامی جامعهٔ اسلامی باید به گونه ای باشد که دشمنان خدا و مردم را همواره به هراس افکند(همان،ص۳۹۸) وی در ادامه تصریح مےنماید " جمله تُرهبوُن ... به منزله تفسیر و توضیح«مااستطعتم» است، یعنی توان نظامی باید به حدی رسد که دشمن را به وحشت اندازد، نه کمتر از آن" (ص۳۹۹)

آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه تفسیر این آیه ، که بر نشان سپاه پاسداران نیز نقش بسته است مےآورد" اهل ایمان باید توان رزمی برتر خویش را به دشمنان دین بنمایانند.(ص۳۹۹)


🔹 یکی از نکات برجستهٔ این آیه اینست که عده ای گمان مےکنند جمهوری اسلامی را مےتوان با تحریم ، از دست یابی به سلاح اتمی بازداشت. در اینجا باید متذکر شد که نظام جمهوری اسلامی هیچگاه بخاطر تحریم دست از برنامهٔ اتمی اش نخواهد کشید؛ مگر به سبب فشار تحریمها ، موجودیت اصل و کل نظام در خطر بےافتد. در آنصورت است که این نظام سعی خواهد کرد اهم را بر مهم ترجیح داده و بخاطر حفظ موجودیت نظامش ، دست از برنامه اتمی که حکمی است شرعی بردارد. همانگونه که پیشتر اشاره شد ، چنین حکومتی برای بقای خود ، احکام شرعی را نیز تعطیل خواهد نمود.


🔹دیگر مطلبی که باید توجه داشت اینست که تحریم ها هر چقدر بر مردم فشار اقتصادی وارد نماید و سبب خسران گردد ، برای این نظام مشکلی شرعی و فقهی ایجاد نخواهد نمود؛ زیرا در همین آیه آمده " هر چیزی را که در راه خدا انفاق و خرج کنید ، خدا به شما برخواهد گرداند"

در واقع هر آن چیزی که به سبب تحریم ها بر مردم وارد شود ، از نظر حاکمان نظام انفاقی است که در راه خدا مےشود و الله آن را برخواهد گرداند. برای همین فشار تحریمها برای این نظام مشکل تئوریک و فقهی ایجاد نخواهد نمود؛ مگر کلیت نظام را مورد هدف قرار دهد.


🔹آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بدین مطلب تصریح نموده و در ادامه تفسیر این آیه مےنویسد " انفاق امکانات برای تقویت بنیه نظامی جامعهٔ اسلامی ، از مصادیق انفاق «فی سبیل الله» است." (ص۳۹۹)


🔹 در ادامه نگاهی به دو کتاب «پیام قرآن» و « تفسیر نمونه » نوشته آیت الله ناصر مکارم شیرازی خواهیم داشت تا نظرات این مرجع تقلید پر نفوذ حکومت جمهوری اسلامی را نیز بررسی نماییم. وی در جلد دهم کتاب «پیام قرآن»، در مورد قوای نظامی آیاتی را ذکر مےکند و در شماره سوم این آیات به آیهٔ شصتم سوره انفال اشاره نموده و مےآورد( توجه به این نکته نیز لازم است که مفهوم آیه بسیار وسیع و گسترده مےباشد ، و هر گونه فراهم سازی نیروهای معنوی ، مادی ، نظامی ، اقتصادی و فرهنگی را شامل مےشود. و به خصوص بر نیروهای مناسب هر زمان تکیه و تاکید مےکند ، و نشان مےدهد که مسلمین باید هرگز آرام ننشینند و تلاش کنند که آخرین سلاح های پیچیده عصر خود را فراهم سازند و حتی از آن پیشی گیرند(ص۳۰۰)


در واقع این روحانی و فقیه فعلی در نظام جمهوری اسلامی ، بصراحت دستور خستگی ناپذیری به مسلمین داده و اشاره مےنماید حتی باید از فراهم نمودن سلاحهای پیچیده امروزی نیز پیشی گیرند. به ادامه نظرات این مرجع تقلید در تفسیر نمونه اش خواهیم پرداخت. اما تا همینجا نیز باید مورد دقت قرار گیرد که در نظرات مرجع تقلیدی که مرجعیتش مسلّم تر و باسابقه تر از شخص رهبر جمهوری اسلامی است نه تنها منعی برای دستیابی به سلاحهای پیشرفته روز وجود ندارد ، بلکه ایشان خواستار پا فراتر نهادن از آن نیز هست.


ادامه دارد..



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۱, سه‌شنبه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری.(قسمت سوم)


 🔹نظام دینی جمهوری اسلامی  همواره شرع و فقه را دستاویز تحکم بر  مردم قرار مےدهد، و در زمان نیاز نیز  برای حفظ حکومت خود فتوای تعطیلی همان احکام را نیز صادر خواهد کرد. کمتر کسی است که گفتار خمینی (رهبر اول جمهوری اسلامی) به خامنه ای (رهبر فعلی جمهوری اسلامی) را از یاد برده باشد که اشاره نمود ، حکومت اسلامی در صورت نیاز و ضرورت ، جهت حفظ حکومت مےتواند نسبت به تعطیلی احکام اسلامی مبادرت نماید. در واقع حکومت دینی ایران ، در صورت نیاز ، احکام اسلامی را اجرا مےنماید و در زمان ضرورت جهت حفظ نظام نسبت به تعطیلی آن احکام اقدام خواهد نمود. بنابراین همه چیز حول محور حفظ نظام مےگردد.


🔹حکومت جمهوری اسلامی که همواره دشمنان ایدئولوژیک و دینی برای خود مےسازد ، قطعاً بدنبال ابزار حافظ خود در برابر آن تهدیدها هم هست. حال چه بهتر که این ابزار توسط آیات قرآن در اختیار چنین نظام هایی هم قرار گیرد ، بنحویکه نیاز به تعطیلی احکام نباشد.


🔹رهبر فعلی ایران در کتاب " سیره نبی اکرم " مےآورد ( پس قدم بعدی تشکیل حکومت است؛ اما تشکیل حکومت ، هدف نیست. نکته اساسی این جاست ، تشکیل حکومت برای تحقق آرمانهاست. اگر حکومت تشکیل شد ، ولی در جهت تحقق آرمانها پیش نرفت ، حکومت منحرف است. این یک قاعده کلی است؛ این معیار است. ممکن است تحقق آرمانها سالها طول بکشد ؛ موانع و مشکلاتی بر سر راه وجود داشته باشد ؛ اما جهت حکومت -جهت و سمت گیری این قدرتی که تشکیل شده است - حتماً باید به سمت آن هدفها و آرمانها و آرزوهایی باشد که شعار آن داده شده است و داده مےشود و در متن قرآن و احکام اسلامی وجود دارد. اگر در آن جهت نبود ، بلا شک حکومت منحرف است)(ص۳۴و۳۵)


🔹مےبینیم حکومت اسلامی ابزاری است برای تحقق آرمانها  برای چنین نظامهایی؛ آرمانهایی که در قرآن و شرع بدان تصریح گردیده است. البته همان قرآن نیز جهت وصول به آرمانها ، مجوز دست یابی به ابزارها را هم بدین حکومتها داده است.


🔹حکومت جمهوری اسلامی ، در طول چهل سال ، همواره به بهانه های مختلف از جمله صدور انقلاب ، دفاع از مستضعفین ، منازعات دینی ، استکبار ستیزی و بسط هژمونی خود در منطقه ، دشمنان زیادی برای خود تراشیده است. برخی از این کشورها نیز از گذشته دارای سلاح اتمی بوده اند که قدرت بازدارندگی بدانان داده است. جمهوری اسلامی چه با عنوان بازدارندگی و چه به عناوین دیگر ، شدیداً خود را نیازمند داشتن سلاح اتمی مےبیند. حال محل بحث این است که آیا رهبر جمهوری اسلامی حکم و ادعایی خلاف واقع نموده است یا اینکه قرآن و شرع اجازه دست یابی به این سلاحها را به حکومت او داده است. در قسمت پیشین آیه شصتم سوره انفال را آورده ایم؛ حال نگاهی به دیدگاه مفسرین و مجتهدین عصر حاضر خواهیم داشت تا مقایسه ای میان گفتار و نوشته های آنان ، با ادعای حرمت دست یابی و نگهداری این سلاحها توسط رهبر جمهوری اسلامی داشته باشیم.


🔹 آیت الله هاشمی رفسنجانی که از ارکان نظام جمهوری اسلامی در چهار دهه فعالیت خود است، در تفسیر راهنمای خود ذیل این آیه مےآورد ،( تقویت قوای نظامی و آماده سازی ادوات رزمی برای نبرد با دشمنان خدا ، وظیفه ای بر عهده تمام مسلمانان - جلد ۶ص۳۹۸) وی با صراحت هر چه تمام اشاره مےکند ( جامعهٔ اسلامی باید به پیشرفته ترین ادوات رزمی زمان مجهز باشد.-ص۳۹۸)

طبیعی است که پیشرفته ترین ادوات رزمی زمان ما چیزی جز سلاح های اتمی نیست. این مجوز دست یابی به چنین ادوات و ابزار ، آنهم از سوی فقیهی است که خود در بالاترین سطوح این نظام حضور داشته و مرجع تصمیم گیری بوده است. وی در ادامه تفسیر این آیه مےآورد..



ادامه دارد



#SN

https://t.me/SourentoChannel

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری. (قسمت دوم)


 🔸 نظام جمهوری اسلامی بر اساس اسلام و یا بهتر بگوییم با ادعای برقراری احکام اسلامی تاسیس گردیده و یک حکومت فقاهتی است. این فقه اسلامی که دارای گرایش شیعی نیز هست ، مولفه هایی دارد که اگر نیک شناخته نشود ، مناسبات کشورهای دیگر را با این نظام دچار مشکل خواهد کرد. مولفه ها و ابزارهایی که این نظام در اختیار دارد و آنها را نیز مشروع مےداند گسترده و در حوزه های مختلف کارکرد دارند. در این نوشتار بدنبال بررسی این ادعای برآمده از رهبر فعلی جمهوری اسلامی خواهیم بود که گاه و بیگاه توسط انصارش تکرار شده و مدعی اند ساخت و نگهداری و استفاده از سلاح اتمی مخالف اسلام و مبانی فقهی آنان است.


🔹 بر کمتر کسی پوشیده مانده است که امروزه نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مهمترین ارکان نظام جمهوری اسلامی را در تصرف ، مالکیت و مدیریت دارد؛ علی الخصوص نهادهای نظامی و اقتصادی. نکته اینکه این نهاد بوسیله شاخه های برون مرزی خود نیز نقشی مداخله جویانه در کشورهای دیگر به عهده دارد و اقدامات آن سیاست خارجی کشور را نیز که قاعدتاً مےبایست توسط وزارت امور خارجه انجام شود را تحت الشعاع قرار مےدهد. این نهاد که در بیشترین حوزه ی فعالیت های اقتصادی ، سیاسی و نظامی دستی در کار دارد در زمینه ی تهیه ، تدارک ، ساخت و استفاده از سلاحهای نظامی نیز فعالیت گسترده دارد. محل بحث ما همین نکته خواهد بود که آیا سپاه و نظام جمهوری اسلامی ، مبانی تئوریک و فقهی برای ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی در اختیار دارند ، یا واقعاً ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی مغایر با مبانی دینی و فقهی آنان است.


🔹 اولین نکته ای که به چشم مےآید آرم و نماد سپاه پاسداران است. نمادی متشکل از دستی که اسلحه ای را بلند نموده و بر روی اسلحه نیز بخشی از آیه ای از قرآن نوشته شده است.


🔹چرا دقت نظر در این آیه مهم و ضروری است؟

بدین سبب که دقت نظر در این آیه مےرساند  که ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی نه تنها منع شرعی و دینی ندارد ، بلکه توسط قرآن به مسلمانان سفارش نیز شده است و آنرا به یک وظیفه دینی و شرعی درآورده است. نخست نگاهی به این آیه قرآن خواهیم داشت.

«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ»


و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد، تا با اين [تداركات‌]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان‌] ديگرى را جز ايشان -كه شما نمى‌شناسيدشان و خدا آنان را مى‌شناسد- بترسانيد. و هر چيزى در راه خدا خرج كنيد پاداشش به خود شما بازگردانيده مى‌شود و بر شما ستم نخواهد رفت.


سوره الأنفال / آیه ۶۰ 


🔹 در ادامه خواهیم دید نظر فقهی مفسرین ، محدثین و عالمان اسلامی در خصوص شمول آیه ی فوق تا کجاست و به چه سبب کشورهای جهان ، خصوصاً کشورهایی که نظام جمهوری اسلامی با آنان نزاع و منازعه دارد باید خواب آسوده را فراموش نمایند.


ادامه دارد...


#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۲۹, شنبه

اسلام، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری. (قسمت اول)


 🔹 پس از سالها فعالیت مخفیانهٔ جمهوری اسلامی ایران ، برای بدست آوردن سطح نامتعارفی از اطلاعات ، آگاهی و ابزارهای غنی سازی و موارد پیرامون آن ، که شبهه دستیابی به سلاح اتمی را تقویت مےکرد؛ از بالاترین سطح نظام ، خبری (فتوایی) منتشر شد مبنی بر اینکه سلاح اتمی با مبانیِ دینیِ اسلام و علی الخصوص مذهب شیعه همخوانی نداشته و ندارد. در سلسله متنهایی به بررسی این ادعا خواهیم پرداخت.


🔹 نخست ذکر مطلبی خالی از فایده نخواهد بود؛ آنچه بسیاری از حاکمان اسلامی بر منابر مےگویند ، و آنچه در رفتار انجام مےدهند.


🔸ابن ابی الحدید ، شارح نهج البلاغه ، در شرح خطبه بیست و هشتم ، که به صنعت بلاغی و سخنرانی های فصیح مےپردازد، چند سخنرانی از حجاج بن یوسف ثقفی- که در خونریزی معروف و مشهور است- را آورده تا نشان دهد سخنان مسیح گونه نیز از دهان جباران خارج مےشود. بعنوان نمونه ای مےآورد ( گفت: حجاج روزی سخنرانی کرد و گفت: ای مردم ، در عمری کوتاه که ضبط مےگردد ، واقع شده اید؛ چه بسا عمل کننده ای که تباه کننده است و برای دیگری تلاش مےکند؛ در حالی که مرگ در پشت سر شماست، و آتش پیش روی تان ، و بهشت در مقابلتان، پس از نفس هاتان برای نفس هاتان توشه بگیرید ، و از بی نیازی تان برای فقرتان ، و از آنچه در دستانتان است برای آنچه پیش روی تان ، پس گویی آنچه از دنیا گذشته ، نبوده ، و گویی مردگان ، زنده نبوده اند و آنچه را که مےبینید ، خواهد رفت. این خورشید عاد و ثمود و امت های بسیاری در میان آنهاست ، این همان خورشیدی است که بر تبایعه و اَکاسره و گنجینه های شان که میان دست ها گشته و کاخ محکمشان تابید؛ سپس بر گورهاشان تابید. پادشاهان گذشته کجایند ، ستمگران کبرورز کجایند! حسابگر خداست ، و صراط برپاست ، و دوزخ زفیر مےکشد و شعله ور مےشود و اهل بهشت در نعمتند و در باغی خرمند، خداوند ما و شما را از کسانی قرار دهد که "چون نشانه های پروردگارشان را یادآور مےشدند ، کور و کر بر آن نمےافتادند"(فرقان،۷۳)

گفت: حسن (بصری) مےگفت: آیا از این گناهکار تعجب نمےکنید! بر پله های منبر بالا مےرود و سخنان پیامبران را مےگوید ، و فرود مےآید و چون جباران خون مےریزد، و سخنش با خدا سازگار است و فعلش با خدا در جدال.)(ترجمه شرح نهج البلاغه ، جلد ۲، ص۱۰۳ و۱۰۴)


🔹هدف از ذکر این داستان در ابتدای مطلب این است که بسیاری از تحلیل گران و پژوهشگران ، بدون شناخت مبانی فکری و افعال حاکمان ، صرفاً به اقوال آنان نگاه مےکنند و با خام خیالی در خواب فرومےروند. اینگونه مےشود که پس از مدتی مےشود آنچه نمےبایست مےشد. داستان وعده های آزادی خواهانه ، دموکرات ، مدرن و پُر از رحمت و عطوفت خمینی در نوفلوشاتو نیز از همین سنخ است. فریبی که از اقوال این شخص ، بدون آگاهی از مبانی فکری اش دامنگیر مردم ایران ، خاورمیانه و جهان گردید.


ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۲۶, چهارشنبه

محمد بن عبدالله و الگوهای زمانه اش ( قسمت سوم)


🔻 در بیستمین مورد از تطبیق رفتار و گفتار محمد بن عبدالله با ابوجهل شایان ذکر است که ، ابوجهل هیچگاه بواسطه ی حرف برخی از نزدیکترین یاران و صحابه اش بر زنان خود ام العرب نام ننهاد تا سبب عدم ازدواج آنان پس از مرگ خود شود؛ ظلمی که پیامبر اسلام در حق زنان خود روا داشت و با جعل عنوان ام المومنین سبب شد بسیاری از آنان بین سی تا پنجاه سال پس از مرگ او مجبور به تنها زیستن شوند.


🔻بیست و یکمین مورد از تطبیق رفتاری و گفتاری میان محمد و ابوجهل در این است که اگر ابوجهل را قاتل یاسر و سمیه که از موالی و بردگان بنی مخزوم بودند معرفی مےنمایند ، پیامبر اسلام نیز افراد زیادی را مثل کنانه بن ربیع مورد شکنجه قرار داد و سپس گردن زد.


🔻 اگر گفته شده ابوجهل دستور ترور محمد را داده است که صحت و سقم آن مشخص نیست ، محمد دستور ترور بسیاری از مخالفین خود مثل کعب بن اشرف ، ابن ابی الحقیق ، ابوعفک و بسیاری دیگر را صادر و اجرا نموده است که مورد اجماع مورخین مسلمان است.


🔻ابوجهل با آن همه کیاست و درایت هیچگاه مقام زنان را پست ندانسته و برای آنان احکام ناقص العقل ، عورت ، شیطان و دیگر عناوینی اینچنینی صادر نمےنمود. این موضوع تا بدانجا مهم بوده است که حتی زنانی مثل ام الجلاس ، خاله ابوجهل آنقدر مورد احترام بوده اند که پیمان نامه ها را به او مےسپردند ، نه همانند محمد که طبق روایات و احادیث جامعه ای که زنان در آن صاحب قدرت و رهبری باشند را سبب بدبختی آن مردم بداند.


🔻ابوجهل هیچگاه برای زنان بنی مخزوم منع مسافرت را بشکل حکم و قوانین درنیاورد ، حال آنکه همین پیامبر اسلام مسافرت زنان را بدون شوهر و یا محرم خود منع نموده است.


🔻بیست و پنجمین مورد از تطبیق رفتاری محمد و ابوجهل برمےگردد به وضع قواعد و احکامی مثل مباهته که توسط پیامبر اسلام تدوین گردید و غرض این بوده است که اگر کسی از اسلام و او ایراد و انتقاد بکند مشمول بهتان و دشنام مسلمین واقع شود. کاری که بی نهایت غیراخلاقی و غیر انسانی است و از ابوجهل سراغ نداریم.




🔸ما فقط بیست و پنج مورد از تطبیق رفتاری پیامبر اسلام با ابوجهل را آوردیم تا دوستانی که مدعی کانتکست گرایی ، بستر گرایی ، زمانمندی و تاریخی بودن احکام ، رفتار و اقوال محمد بودند ، میان او و ابوجهل قضاوتی داشته باشند و بفرمایند کدام یک معیار بهتری برای الگو بودن هستند.


به این لیست بیش از بیست و پنج مورد دیگر را هم مےتوان افزود که سعی در خلاصه نمودن آن داشتیم.



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۲۴, دوشنبه

محمد بن عبدالله و الگوهای زمانه اش ( قسمت دوم)


 ♦️از دیگر مواردی که باید در مقایسه گفتاری و رفتاری میان محمد بن عبدالله و ابوجهل بدان اشاره کنیم موارد ذیل شایسته توجه اند.


🔻ابوجهل از اینکه او را بنام مادرش بخوانند هیچ کدورتی به خود راه نمےداد و بهمین جهت از اینکه ابن حنظله گفته شود ناراحت نمےشد و همانند محمد با آوردن آیه پنجم سوره احزاب و روایات مشابه برتری پدر بر مادر را با نامیدن کودکان فقط بنام پدرانشان نهادینه و قانونی نمےکرد.


🔻ابوجهل هیچگاه حکم نداد و نخواست زنان را ، آنگونه که محمد حکم داده در خانه محبوس نمایند و با آوردن آیات و روایات از آنان بخواهد عبادات خود را هم در خانه انجام دهند و در پایین ترین قسمت خانه ها جاگیر باشند.


🔻ابوجهل هیچگاه زدن زنان را کار الهی ندانست و همانند محمد برتری مردان بر زنان را خواست الله و تبدیل به قانون ابدی نکرد.


🔻ابوجهل هیچگاه با یهودیان ، مسیحیان و دیگر معتقدین ادیان جنگ نکرد و بر آنان بخاطر عدم پذیرش اسلام جزیه مقرر نکرد ، کاری که محمد در سوره توبه دستورش را داده است.


🔻ابوجهل با آنهمه دانایی و بزرگی اش میان قوم، روایتی نیاورد که ( خون و مال مردم بر من حلال است تا زمانی که شهادتین بگویند و نماز و زکات بدهند) ، کاری که محمد بن عبدالله چنین کرد.


🔻ابوجهل هیچگاه برخلاف قوانین عشیره و قبیله اش رفتار نکرد ، حال آنکه محمد با بخشیدن قاتلی بنام اسامه بن زید که نوه ی او محسوب مےشد نشان داد در مواقعی آیات قرآن را در مورد قصاص نادیده مےگیرد و خون محترمی را پایمال بی عدالتی قرار مےدهد.


🔻ابوجهل هیچگاه شهادت و گواهی دروغگویانی مثل خزیمه بن ثابت انصاری در معامله را بنفع خود و به ضرر یک اعرابی نمیپذیرفت و به دروغگویان لقب افتخارآمیز عطا نمیکرد.


🔻هفدهمین مورد اینکه ابوجهل هیچگاه برای منافع خود پیمان عشیره ای و قبیلگی خود را زیر پا ننهاد و با بیگانگان در شهر دیگر بر ضد مردم شهرش همپیمان نشد.


🔻هجدهمین مورد اینکه ابوجهل هیچگاه زمینهای مردم ترسیده از جنگ را تصاحب نمےکرد و تحت نام فئ ، سرمایه ای برای خود و خانواده اش قرار نداد.


🔻در کجای زندگی ابوجهل سراغ ميتوان داشت تا جنایتکاری مثل خالد بن ولید را که همه مردان بنی جزیمه را در حالی که مسلمان بودند کشت ، به لقب سیف الاسلام مفتخر کند؟ و در برابر این جنایت هولناک فقط دیه مقتولین را بدهد و از عمل خالد درگذرد.


(ادامه دارد)


#SN

https://t.me/SourentoChannel

محمد بن عبدالله و الگوهای زمانه اش(قسمت اول)


 بسیاری از مسلمانان ، در هر مقام ، عنوان و سطح ، وقتی با انتقادات ، ایرادات و اشکالات بر پیامبر اسلام ، قرآن و احکام این دو مواجه مےشوند سعی مےنمایند از حربه ای استفاده کنند ، و آن حربه « کانتکست گرایی» ، «زمان مندی» و مولفه هایی این چنینی است.


🔹هدف این جماعت که برخی از آنها دانش آموختگان آکادمیک هم هستند این است که شبهات و ایرادات غیرقابل پاسخ را توجیه ، تفسیر و تاویل نمایند.


🔸در اینجا و بصورت خلاصه قصد دارم به ادعای کانتکست گرایی و زمانمندی این جماعت بپردازم؛ هر چند همین ادعا نیز خلاف خود قرآن و روایات پیامبر اسلام است ، که خود را حق مطلق ، فراتر از زمان و مکان دانسته ؛ الگوی حسنه امت هستند و از پس و پیش ابطالی بدانها راه نخواهد یافت. خوانندگان محترم مےتوانند به روایاتی همچون حدیث ثقلین ، حلال و حرام محمد تا ابد حلال و حرام است ، آیات بیست و یک سوره احزاب و چهل و دو سوره فصلت نگاهی بیاندازند. روایات و آیات متعدد دیگری نیز در تایید این ادعا وجود دارد. حال ما به همان مطلب زمانمندی و کانتکست گرایی همین مدعیان مےپردازیم تا با ذکر شواهدی مشخص شود پیامبر اسلام در ظرف زمان و مکان خود هم انسانی دارای خصایص الگویی و سرمشقی بوده است ، یا خیر.


🔹برای یک مقایسه ساده ، من یکی از منفورترین شخصیتهای جهان اسلام را انتخاب مےکنم که مسلمین او را بنام « ابوجهل» مےشناسند؛ مقایسه میان این دو شخصیت بشکل تیتر وار مےتواند نگاه ما را به ادعای این افراد که پیامبر اسلام را در عصر و مصر خود قابل دفاع مےدانند روشن تر کند.


🔻ابوجهل با نام اصلی « عمرو بن هشام مخزومی» از بزرگان بنی مخزوم بود و به سبب دانش زیاد و وجاهت بالایش او را « ابوالحکم» یعنی پدر حکمت و دانش مےشناختند. نکته اینکه پیامبر اسلام و مسلمین او را « ابوجهل » نامیدند. اولین مطلب این است که اسوه حسنه مسلمانان دشمن صاحب جاه و مقام خود را به کلمات و القاب سخیف متصف مےکند ؛ کاری که از ابوجهل سراغ نداریم.


🔻دومین مطلب این است که ابوجهل هیچگاه با آن همه وجاهت و دانش ادعای رسالت ، برگزیده بودن ، الگو بودن نکرد و برای خود حقوقی الهی در نظر نگرفت ، آنچه محمد در بسیاری از آیات قرآن برای خود قائل شد. در واقع این خود محمد بود که با ادعایی بزرگ خود را در مرعی و منظر نقد و بررسی قرار داد.


🔻در تاریخ عرب سراغ نداریم ابوجهل طایفه خود را جمع نماید و بعنوان جهاد دست به غارت کاروان و اموال مردم بزند. اتفاقا آنچه برميآید این است که این اشخاص دست به تجارت زده و از تجارت خود نیز بذل و بخششهای فراوانی به مردم کرده اند.


🔻در هیچ کجا نمےخوانیم ابوجهل با توجه به وجاهت و قدرت و دانش خود آیه ای همانند آیه پنجاه سوره احزاب بیاورد ، تا هر زمان زنی تمایل به تمتع جنسی با او را داشت بتواند خود را به او ببخشد ؛ و البته در انتهای آیه اینموارد را بیاورد که چنین کرده تا پیامبرش در مضیقه نباشد.


🔻در تاریخ به چشمانم نخورده است ابوجهل وارد خانه پسرخوانده یا حتی برده ی خود شود و از زن او خوشش بیاید و او را به عقد خود درآورد و آنرا خواست الهی بداند.


🔻کجایی تاریخ سراغ دارید ابوجهل طایفه بنی مخزوم را جمع کند و همانند پیامبر اسلام و پیروانش که در تاریخ و آیات قرآن مسطور است بر خدایان و اجداد دیگران دشنام دهد.


🔻هفتمین مورد این است که در کجای تاریخ زندگانی ابوجهل مےبینید ، او و بزرگان طایفه اش بنشینند ، دسته دسته مردان اسیر را بیاورند و گردن بزنند ، سپس کودکان و زنان مردم را به یمن و شام برای فروش ارسال کنند.


🔻در کجای زندگی ابوجهل آمده که افراد آزاد و مختار طایفه خود را به صرف جدایی از خدای مورد احترامش به جرم ارتداد محکوم به مرگ کنند. آنها بقدری بزرگوار هم بوده اند که اگر برده ای دین آنها را رها مےکرد با دریافت پول آزادش مےکردند ، نه همانند محمد که دستور قتل مرتدینی مثل عبدالله بن سعد بن ابی سرح را بدهد ، حتی اگر بر قفل کعبه آویزان باشد.


🔻در کجای زندگی ابوجهل سراغ دارید او زنی شاعره (همانند عصماء بنت مروان )را به صرف نقد از خدای دینش و او ، شبانه ترور نماید و بکشد؟


به این لیست بلند بالا در قسمتهای بعد مےپردازیم.


#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۲۱, جمعه

در سبب اینکه هیچ مسلمانی نباید قرآن را کتاب خدا بداند.


 در قرآن آیه ای وجود دارد که میگوید


👈آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیاری میافتند (نساء ۸۲)


نکته مهمی که مسلمانان گرامی باید توجه کنند که اختلاف بر خلاف تضاد است و به هر چیز مختلفی نیز میتوان گفت اختلافی دارند. حتی در جزئیات. مثلا آب میوه با آب متفاوت است هر چند هر دو مایع باشند. یا اسب با الاغ متفاوت است هر چند هر دو چهارپا و حیوان باشند.


در واقع هر اسمی یک‌متعلقی دارد که با آن شناخته میشود.

اگر من بگویم برایم آب بیاورید کسی که برایم نان بیاورد مشخص میشود کلام مرا متوجه نشده و بین آب و نان اختلاف هست هر چند نان هم در زمان خمیر کردن آرد در خود آب داشته باشد.


اما ببینیم در کلام الله چگونه است. آیا واقعا اختلافی وجود ندارد تا یک مسلمان با اندیشیدن در آن و تطبیق با آیه فوق تشخیص دهد این کتاب از جانب الله نیست.


اینبار بسراغ طریق خلقت انسان در قرآن میروم و نشان خواهم داد که خدا انسان را با چه موادی که با هم مختلف هستند آفریده و این اختلافات زیاد بین ماده اولیه انسان چگونه با آیه فوق تطبیق میکند؟


۱. الله در آیه (۶ طارق ) خلقت انسان را از ماءدافق یعنی آب جهنده میداند


۲.در آیه (۷ سجده) از طین یعنی گل میداند


۳.در آیه دیگر (۲۰ روم) خلقت انسان را از تراب یعنی خاک میداند.


تا اینجا متوجه میشویم که آب جهنده با گل و گل با خاک متفاوت است. زیرا گل به خاکی میگویند که آب را در خود دارد و با خاک متفاوت است.


اما کار به اینجا ختم نمیشود


۴. در آیه (۱۴ الرحمن) از کلمه صلصال کالفخار که گل خشکیده است استفاده کرده و در آیات دیگر نیز از کلمه حماء مسنون از همین صلصال کالفخار استفاده کرده که نشان از تفاوت و اختلاف در این دو است.


۵. در آیه (۲۰ مرسلات ) نیز از کلمه ماء مهین یعنی آب بیمقدار سود برده است.


فارغ از این آیات آیاتی دیگر نیز هستند که انسان را آفریده شده از نطفه یا هر جنبنده ای را از ماء یعنی آب خالص و دیگر موارد ذکر کرده.


با توجه به اینکه خدا میگوید در آیات قرآن نمیتوان اختلافی دید و برای هر کس قابل تشخیص است که طلا و مس مختلف هستند هرچند هر دو فلز هستند، زن و مرد مختلف هستند هرچند هر دو انسان هستند و ببر و گربه مختلف هستند هر چند به هر دو گربه سان میگویند و برای همین اختلاف است که نامهای مختلفی به خود دیده اند حال چرا مسلمین قرآن را کتاب خدا میدانند وقتی در مورد خلقت انسان اولیه هم از خاک و آب و گل و ماء مهین و گل خشک و لجن گندیده نام برده در حالیکه میدانیم بین تراب و طین تفاوت و اختلاف است وگرنه از دو اسم مختلف استفاده نمیشد.


با توجه به اینکه خدا برای انسان اولیه در آیات مختلف از مواد مختلف نام برده و بین این آیات اختلاف وجود دارد( دوستان توجه کنند که ادعای قرآن اختلاف است نه تضاد و تناقض) پس طبق ادعای خودش نمیتوان قرآن را از جانب خدا دانست.



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۱۷, دوشنبه

من نخواهم رفت این ره با گمان بر امید خشک همچون دیگران(2/2)

 پیامبر به ابوذر میگوید هر که ما اهل بیت را دوست بدارد باید خدا را بخاطر حلال زادگی اش ستایش کند ( اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه ج۱ ص ۴۰۱ و ۴۰۲)

تعداد بسیار بیشتری ذکر شده که مخاطبین میتوانند بدان دسترسی داشته باشند و جهت عدم طولانی شدن متن از آوردن همه آنها خودداری میکنم.


اما این دستورات غیر اخلاقی به همینجا ختم نمیشود. در اینجا اقوال برخی از بزرگترین فقه های شیعه را نیز میآوریم تا نشان دهیم گَنده گردیدن ماهی از سر چگونه امتداد میابد.


صاحب جواهر در کتاب متاجر میگوید (مومن فقط شیعیان هستند و غیر شیعیان جزء مومنین نیستند و در جواز هجو و سبّ و لعن و دشنام دادن به مشرکین اختلافی نیست. و ظاهر الحاق اهل سنت به مشرکین است. و اهل سنت را مجوس دانسته و آنان را بدتر از نصاری و‌پلیدتر از سگان میخواند. و تصریح میکند که فقهایی چون علامه حلّی و خواجه نصیر الدین طوسی به کشتن اهل سنت و نظایر کشتن مانند شکنجه و ضرب فتوا میداده اند. همچنانکه این اعمال را نسبت به کفار روا دانسته اند.


شیخ انصاری در المکاسب المحرمه در مبحث کسب های حرام در بحث غیبت آورده است که غیبت و لعن اهل سنت جایز است و این افراد جزء مومنین محسوب نمیشوند و احترام نداشتن اهل سنت را از ضروریات مذهب شیعه عنوان میکند و احکام اسلام را برای آنان جاری نمیداند.


فقیه بزرگ شیعه آیت الله سید ابوالقاسم خوئی صریحا تهمت به مخالفین شیعه و اهل سنت را جایز میشمارد، طوری که اگر چیز بدی در آنان نباشد را بتوان به آنان نسبت داد و بهتان زد ( مصباح الفقاهه ج ۱ ص ۴۵۸) او میگوید: از بدیهیات است که هیچ برادری و ارتباطی بین ما و اهل سنت وجود ندارد(ص ۵۰۵) و در همان صفحه پیشین میگوید : هر چند دروغ حرام است ولی گاه مصلحت اقتضاء میکند که به آنها تهمت زده شود و برای مفتضح شدنشان ، کارهای زشتی که نکرده اند به آنها نسبت داده شود تا مردم متدین عوام ، از آنها فاصله بگیرند و تحت تاثیر آنان واقع نشوند.


آیت الله گلپایگانی نیز در کتاب الدر المنضود ج۲ص۱۴۸ میآورد ( دروغ به اهل سنت و مخالفین شیعه جایز است)


و آیت الله خمینی نیز از این دستورات اخلاق مدارانه اسلامی ترویج و استفاده میکند. او میگوید غیر از ما شیعیان ، دیگران برادرانمان نیستند. حتی اگر مسلمان باشند. و در بی احترامی کردن (سب ،لعن، غیبت و بهتان) به آنها شکی نیست ( فلا شبهه فی عدم احترامهم ) بلکه این از ضروریات مذهب شیعه است. همانطور که اهل تحقیق گفته اند که از ضروریات مذهب است. بلکه هر کس به اخبار فراوان موجود در ابواب متفرقه نظر کند در جواز هتک حرمت و غیبت کردن آنان هیچ شکی نخواهد کرد ( مکاسب المحرمه. خمینی، ج۱ص۲۵۱)


آیت الله منتظری نیز که در این سالها بعنوان روحانی اصلاح طلب و اخلاق مدار شناخته شده هر چند چندان به اهل سنت اجحاف نمیکند ولی او نیز مجوز بهتان و دشنام را به مبدع در دین میدهد.


افرادی مثل آیت الله میرزا جواد تبریزی نیز در ارشاد الطالب ج۱ص۳۸۱ مجوز مباهته را از اصول اخلاقی شیعه میداند.


آیت الله محمد مومن قمی در مبانی تحریر الوسیله ج۲ص۴۵۴ قذف و بهتان اهل سنت و مخالفین شیعه را نه تنها جایز بلکه ارجح میداند.



ما سعی کردیم در این نوشتار مشتی نمونه خروار را ارائه کنیم تا بدانیم چگونه و به چه سبب است که جامعه اسلامی به این درجه از ادبار و بدبختی اخلاقی و انسانی گرفتار است. اگر همانگونه که گفته اند الناس علی دین ملوکهم باشد باید پذیرفت مردم جامعه اسلامی نیز روایت نبوی و اقوال ائمه و فقیهان خود را نصب العین میکنند و دیگر با اجرای این نوع رفتارها در پرتو این روایات چیزی از یک جامعه انسانی باقی نخواهد ماند.


در پایان ،پدیدار جامعه اسلامی را نتیجه همان فلسفه فکری مولانا باید دانست که در این بیت خلاصه شده


نفس اول راند بر نفس دوم

ماهی از سر گَنده باشد نی ز دم



#SN

https://t.me/SourentoChannel


من نخواهم رفت این ره با گمان بر امید خشک همچون دیگران.(1/2)


 سالهاست که میاندیشم ، چرا کشورهای اسلامی در اوج ادبار و بی اخلاقی های مفرط غوطه ورند. در کودکی بارها از اخلاقیات الهی برایمان نقل قولها کرده اند که توسط پیامبر اسلام آمده و برای سعادت بشر، دستورات مفید و کاربردی و ارزنده دارد. همیشه اندیشیده ام که فعلا سعادت جامعه بشری را بکنار نهیم و ببینیم چرا در بین کشورهای اسلامی چنین سعادتی محقق نشده است. گاهی با خود فکر کرده ام که نکند همانگونه که در مدارس گفته اند غربیها هر چه در قرآن بوده برداشته اند و چیزی برایمان باقی نگذارده اند. اما چنین مطلبی میسر نمیشود. زیرا اگر آنها از قرآن ما یاد گرفته اند ، قرآن که در جایش قرار دارد و ما هم از آن میتوانیم بهره مند شویم. پس باید مطلب دیگری در میان باشد. باز ذهنم به سمتی رفت که نکند این بیت درست باشد که گفته اند


اسلام به ذات خود ندارد عیبی

هر عیب که هست، از مسلمانی ماست.


اما با گذر زمان و تحقیق و تفحص در امور اخلاق و حقوق و جامعه و قرآن و روایات متوجه شده ام که آنچه بر منهج حقیقت بما گفته بودند همه از صراط تعارف بوده و اصولا مفاهیم اخلاقی جوامع اسلامی نتیجه نگرش مسلمانان به دستورات اخلاقی همان الله و پیامبر و امامانشان است که سبب شده اخلاقیات جوامع اسلامی بدین نحو باشد. ناگاه یاد این بیت مولانا افتادم که فرموده بود


نفس اول راند بر نفس دوم

ماهی از سر گَنده گردد نی ز دم


در واقع میتوان دانست که این همان اخلاقیات منشاء است که سبب سرایت به بستر جامعه شده و شد، آنچه میبینیم.


در این متن به بررسی یک مورد از برخورد اخلاقی بزرگان دین اسلام در وجه شیعه آن خواهم پرداخت که فعلا مبتلا به ماست. و وضعیت اهل سنت را نیز میتوان از همین قیاس بنحو شدت و حدت مورد استفاده قرار داد.


یکی از ضروریات جامعه انسانی آزادی و کرامت انسان است که در وجوه مختلف آن محترم است. آزادی عقیده و بیان و تساهل و تسامح است که سبب پیشرفت جوامع و ایجاد اخلاقیات نیکو در همزیستی با دیگر مردمان باشد. اما این عدم‌تساهل و تسامح در جوامع اسلامی که همچون جنون و بیماری سبب دوری مردم از هم شده ناشی از چیست؟


در اسلام واژه ای وجود دارد که در پس آن اقوال و احکام فقهی و روایی دیده میشود که تکلیف را از جهتی مشخص میکند. و آن واژه مباهته است که بمعنای بهتان زدن به دیگران است که با ما از نظر اعتقادی مخالف هستند.


متن روایت این است که (اِذا رَاَیتُم اَهلَ الرَّیبِ والبدعِ من بَعدی، فَاظهِرُوا البَراءه منهُم و اَکثِرو من سَبَّهم و القولِ فیهِم والوَقیَعهِ و باهِتوهُم کی لا یطیمَعوا فی الفَسادِ فی الاسلامِ و یحذَرَهُم النّاسُ ولا یتَعَلّمونَ من بَدِعِهم ، یکتُب الله لَکم بذلِک الحَسَنات و یرفَع لَکم بِهِ الدّرجاتِ فیِ الآخِره  - پس از من، هرگاه شکاکان و بدعتگزاران را دیدید ، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان دشنام گویید و درباره شان بهتان بزنید و بدگویی کنید. تا به تباه کردن اسلام طمع نکنندو مردم از آنها برحذر باشند و از بدعت هایشان چیزی نیاموزند. برای این کار خداوند برایتان ثواب ها مینویسد و در آخرت بر درجات شما میافزاید) ( کافی ، ج۲،ص۳۷۵ ح۴ و بحارالانوار ج۷۴، ص۲۰۲ ، ح۴۱۰)


برخی از فقها در مواجهه با این حدیث غیر اخلاقی که مجوز دشنام و بهتان را به مخالفین اسلام ،که فقط اعتقاد خود را عنوان میکنند ، داده است سعی کرده اند در معنای واژه ( باهتوهم) تشکیک کرده و در کنار معنای بهتان  از معنای حیرت و بهت هم استفاده کنند. اما نکته مهم این است که در این روایت از کلمه ( سبّ) یعنی دشنام هم استفاده شده است ، و با استفاده از معنای بهت و حیرت غیر اخلاقی بودن این روایت خنثی و موجه نمیشود. زیرا در اینصورت نیز معنای روایت میشود آنقدر دشنام دهید تا مخالفین مبهوت و در حیرت بمانند. ( ظاهرا از فحاشی های مسلمانان و دشنامهایشان حیرت زده شوند)


در کنار این روایت روایاتی وجود دارد که سنت و سیره پیامبر و ائمه را در برابر مخالفینشان و استفاده از همین اصل مباهته روشن میکند که در ذیل به دو حدیث ارجاع داده میشود. علاقمندان میتوانند در کتب روایی موثق شیعه بسیاری از این احادیث اخلاقی را ببینند.


پیامبر اسلام و ائمه شیعه در اجرای بهتان زدن به مخالفین خود سعی کرده اند آنها را حرامزاده بدانند و در روایاتی به این مطلب تصریح کرده اند.


پیامبر در روایتی به علی بن ابیطالب میگوید: ای علی، هر که مرا و تو را و امامان از نسل تو را دوست بدارد باید خدا را بر حلال زادگی خود ستایش گوید. زیرا ما را دوست نمیدارد مگر حلال زاده و ما را دشمن نمیدارد مگر حرام زاده (امالی، شیخ صدوق ص ۴۷۵)


ادامه دارد...


#SN

https://t.me/SourentoChannel



۱۳۹۹ شهریور ۱۵, شنبه

کوتاهی و تقصیر الله در گمراهی انسانه


 

🔸 در این نوشته به چند آیه قرآن استناد خواهیم نمود تا نشان دهیم الله نه تنها خیر و صلاح انسانها را نخواسته است ، بلکه در بگمراهی کشاندن آنها نیز نقش داشته است. در واقع الله در مهار شیطان کوتاهی نموده و حتی اجازه فساد به او داده است.


🔹 آیه ۱۴ سوره اعراف میگوید ، شیطان پس از عدم سجده بر انسان مورد خشم خدا واقع مےشود ، اما درخواستی از او دارد ( مرا تا روزی که مردم برانگیخته خواهند شد (قیامت) مهلت ده )


🔹در آیه ۱۵ ، الله مےگوید ( تو از مهلت یافتگانی ) ، در واقع اینجا الله به یک موجود نا سپاس مهلتی مےدهد. تا اینجا مشکلی وجود ندارد. اما در ادامه مےبینیم داستان به همینجا ختم نمےشود.


🔹 در آیه ۱۶ شیطان اعلام مےنماید ( پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندی ، من هم برای فریفتن آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست ) ، در واقع شیطان قصد و نیت خود را آشکار مےکند.


🔹 در آیه ۱۷ شیطان به خط و نشان کشیدن خود ادامه مےدهد و مےگوید ( آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها ميتازم ، و بیشترشان را شکرگزار نخواهی یافت.) ، بدین ترتیب مےبینیم که شیطان چگونه قصد و نیت خویش را از مهلت گرفتن آشکار مےکند و برای فساد از الله مهلت مےگیرد. در آیه بعد خواهیم دید الله برای جلوگیری از فساد نه تنها کاری نمےکند ، بلکه فریب خوردگان از همین شیطان را که او برای فسادگستری مهلت داده است ، وعده مجازات مےدهد.


🔹آیه ۱۸ مےگوید ( فرمود ، نکوهیده و رانده ، از آن مقام بیرون شو ، که قطعا هر که از آنان از تو پیروی کند ، جهنم را از همه شما پر خواهم کرد.)



♦️نتیجه اینکه طبق این آیات ، شیطان که خود را فریب خورده الله مےداند که او را به بیراهه افکنده از او مهلت میگیرد تا فساد انگیزد و مردم را گمراه نماید. جالب اینکه الله هم جلوی او را نمیگیرد و بنوعی با کوتاهی خود ، دست او را برای گمراه نمودن انسانها باز گذاشته است. بیایید بیاندیشیم مجرمی از قاضی دادگاه مهلتی بگیرد و تقاضا نماید به او مهلتی دهند تا او به میان مردم رود و فساد بپا کند. قاضی نیز با این تقاضا موافقت نماید و بگوید همه کسانی که با تو بوده اند را در پایان مجازات خواهم نمود. شما در مورد میزان سوء نیت و کوتاهی و قصور این قاضی در ایجاد فساد بیشتر چه نظری ابراز خواهید کرد؟


♦️الله همانگونه است.

#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۱۴, جمعه

کلام الله و وابستگی پاتولوژیک روانی!(3/3)


 بخش نخبگان اندیشه ورز غرب با نقد از پدیده دین نشان دادند که ذهنیت انسان پهنه های گسترده ایی را درپیش پای خود باز می کند و خرد و دانش ابعاد شگفت انگیزی پیدا می کند. بررسی های تاریخی علمی در باره قرآن در دو سده اخیر در مراکز دانشگاهی و پژوهشی غرب اجازه دادند تا در مورد دین اسلام رازگشایی شده و باورهای رایج و عامیانه و ایدئولوژیک و دینی مورد نقد قرار گیرد. همانگونه که غرب در نشاندادن اهمیت تمدن و فرهنگ کهن مانند تخت جمشید و کیش مانی و زرتشت نقش درجه اول را داشت، در مورد نقد اسلام و باستانشناسی ریشه های تکوین قرآن نیز نقش درجه یکم داشت. ایرانیان تحصیلکرده مسخ شدگانی بودند که فاقد نقد تاریخی از دین بودند. بسیاری از آنان زیر عنوان «تمدن اسلامی» و تحت تاثیر اشخاصی مانند محمدغزالی و آثارش مانند «احیا علوم الدین» و «تهافه الفلاسفه» در باره «ارزشهای اسلام» نوشتند و راه را بر عقلانیت غیر دینی امروزی  بستند. غرب کار فلاسفه یونان را پیش گرفت ولی ابوحامد محمدغزالی در تهافت الفلاسفه نوشت «ریشه کفر آنها (گمراهان) شنیدن نامهای بزرگ و دهشتناک است از قبیل سقراط ، بقراط، افلاطون و ارسطو و امثال آنها». غزالی می گوید «رگ کودنی» در «گمراهان» دیدم و برآن شدم تا کتابی بنویسم که «هم بر فیلسوفان پیشین رد باشد» و هم تناقض سخنان فیلسوفان را برملا کنم زیرا «غائله و خلل های» اعتقاد آنان «مضحکه خردمندان» است و می افزاید که ابونصرفارابی و و ابن سینا نیز گمراه هستند و «به ابطال چیزهایی» را گفته اند.(تهافت الفلاسفه برگ ۲ و ۴). غزالی در همین کتاب می گوید «از خدا می خواهیم که به جلال بینهایت و بخشش بیکران خود انوار هدایت را بر ما فروریزد و تاریکی گمراهی و ضلالت را بر روی ما ببندد»(همانجا). دگماتیسم و ضدیت غزالی با فلسفه و اندیشه انتقادی یکی از ریشه های فرهنگ دین خو و ناتوانی خردگرایی در جامعه ما می باشد.


یک فرهنگ دین خو و مسخ شده ناتوان از شناخت علمی و دقیق دین است، تاریخ دانان ایرانی دیندار بوده و با دین اسلام کنارآمده و در قبال آن سیاستی تشویقی و شیفتگی روانی داشته اند. آنان ستایش از دین را جایگزین پژوهش علمی و ابژکتیو قرار دادند، آنان گفته دین اسلام را بعنوان «حقیقت مطلق» در نظر گرفته و از آنجا که فاقد متد تحقیقی و روش هرمنوتیک و دیدگاه علمی بودند، اعتقاد دینی را بعنوان بررسی «علمی» نشان دادند.


جلوه هایی از حقیقت گوئی در تاریخ ما وجود داشته است. تاریخ طبری، نوشته محمد بن جریر طبری با داده های تاریخی و با روش دقیق اجازه داد تا موضع رسمی دینداران شیعه به پرسش کشیده شود. این کتاب، تاریخ را از زمان خلقت شروع کرده و سپس به نقل داستان پیامبران و پادشاهان قدیمی و نیز پادشاهان ساسانی می‌پردازد. در تاریخ طبری آمده است که امام حسن و امام حسین در جنگ عمر علیه ایران شرکت کرده اند و خشونت حمله اعراب را نشان می دهد و اینگونه داده های تاریخی گفته های رسمی شیعه را  مورد تردید و رد قرار می دهد. بعلاوه در زمانی نزدیکتر نوشته های انتقادی علی دشتی در «بیست سه سال» و عبدالحسین زرین کوب در «دو قرن سکوت» از جمله تلاش های نادر فرهنگی است که خود را از مسیر فرهنگ مسلط اسلامی خارج می کند. حال آنکه خیل عظیم روشنفکری و سیاسی و دانشگاهی و روزنامه نگاران در سازش با اسلام قرارگرفته و هرانتقادی به اسلام را منع و سرکوب نمودند. در واقع جامعه پژوهشگران ایرانی با تاریخ اسلام از نظر علمی تصفیه حساب نکرده اند و روشنفکران ایرانی اسیر تابوهای ذهنی و روانی بوده و قادر به انتقاد علمی به دین نیستند. هر چند برای دل خوشی خود گاه حرف کارل مارکس را تکرار می کنند و از دین بعنوان «افیون» یاد می کنند، ولی آنها در شرایط ایران از نقد مستقیم هراس دارند و انواع و اقسام دلایل را مطرح می کنند تا بی عملی و تسلیم خود را توجیه کنند. در محیط دانشگاهی ایران نیز به لحاظ استبداد سیاسی آموزشی و فقدان یک ذهنیت آکادمیک و علمی و نبود شجاعت نظری، تحلیل جدی تاریخی و جامعه شناسانه و فلسفی در رابطه با دین صورت نگرفته است زیرا پاتولوژی وابستگی دینی و دین خویی آنها را فلج ساخته است.



پایان.



#SN

https://t.me/SourentoChannel

کلام الله و وابستگی پاتولوژیک روانی!(2/3)


 ایرانیان قرآنی را که نمی شناسند به سر می گیرند، در محرم برای حسین بنی هاشم و شخصیت های خودپسند و اسطوره ای و مبهم مانند حسین و ابوالفضل و رقیه گریه می کنند، بر سرگور آنها برخود می کوبند و آرزوی بهشت و سلامتی دارند، آرزوی رفتن به شهرهای عربی کربلا و مکه دارند، برای مهدی امام غایب موهوم و ندیده خود جشن بازگشت برگزار می کنند، دعای امامان عرب می کنند، نماز برای الله می خوانند و از خواندن آیات عربی قرآن بدون آنکه چیزی بفهمند سرمست می شوند، گاه خود در فلاکت اقتصادی قرار دارند ولی برای ضریح امامان که دشمنانان ایرانیان بوده اند پول خرج می کنند، برای روزهای سوگواری عربان آش نذری و شله زرد و قیمه پلو تقسیم می کنند. این ایرانیان از کورش و فردوسی و رستم و رازی و کسروی چیز زیادی نمی دانند، ولی برای «حضرت زینب و دوطفلان حضرت مسلم» اشک می ریزند و تعزیه می خوانند. این ایرانیان و بسیاری از نخبگانشان تهاجم عرب را برکت می دانند و با خشم به پادشاهان هخامنشی و ساسانی حمله می برند. همین ایرانیان امروز هر اندیشمند نقاد اسلام سامی و حقیقت جو را به دشنام می گیرند. این رفتارها بیان شخصیت دوگانه و آسیب دیده ایرانی است.


روان‌گسیختگی (شیزوفرنی یا اسکیزوفرنی) یک اختلال روانی است که مشخصهٔ آن ازکارافتادگی فرایندهای فکری و پاسخگویی عاطفی نامناسب است. این پاتولوژی بیان نوعی اختلال در عملکرد روانی و رفتاری و اجتماعی و در حالت های شدید بصورت توهم شنیداری و توهم های عجیب یا نزدیک به جنون خود را نشان می دهد. این پدیده می تواند خود را در توهم و آشفتگی های فکری و کلامی و ارزشی نشان دهد. روان گسیختگی فرد می تواند ژنتیک باشد و نیز در نتیجه شرایط و روندهای اجتماعی و خانوادگی و شخصیتی باشد. از نظر جامعه شناسی روند سنگین تاریخ و رویدادهای اجتماعی و تاثیر فشارهای ایدئولوژیک و مذهبی و عوامل شکل دهنده ذهنی، روان گسیختگی را میسر می سازد. ایرانیان دچار روان گسیختگی بوده و دستخوش انحراف در احساس و عاطفه و فکر می باشند. دین اسلام به دست و پای ایرانی گره خورده است و با مزاحمت مزمن ذهنیت او را بیمار ساخته است. هیچ یک از این رفتار ها ربطی به منش خردمندانه و مناسبات عاطفی خانوادگی و انسانی ندارد. روان ایرانی در بند موهومات و اسطوره مذهبی است و تا زمانی که این روان دچار روانپارگی و مسخ است، ساختن جامعه آزاد و حقوق بشری و متکی بر ارزشهای انسانی و آزادی کامل فکری ناممکن است.


برای جامعه ما تلاش برای فروافکندن تقدس دین، روند آزادی آفرین است. بسیاری از نخبگان و روشنفکران به رازگشایی نپرداختند زیرا خود زیر نفوذ رازهای دینی باقی ماندند. به گفته آلبرت انیشتن بزرگترین معجزه فیزیک آنست که ثابت کرد هیچ معجزه ای وجود ندارد. ما برخلاف گفته انیشتن، زندگی می کنیم و زندگی امان با معجزه و توهم مذهبی و رفتار بت پرستانه ترکیب شده است. در غرب مدرنیته و رشد فلسفه و علوم انسانی و تمامی دانشهای تازه گام به گام دین را به عقب راندند و جادوگری و معجزه جوئی را بی اعتبار ساختند. در جامعه مدرن غربی دین و گرایش به آسمان و معجزه گرایی و مراسم دینی وجود دارد، ولی مدیریت جامعه و فضای فرهنگی جامعه در سکولاریسم حرکت می کند و نفس می کشد. تمدن کنونی غرب با اندیشه و ابتکار انسانی اوج گرفت. ما در درون دین ماندیم ولی غرب تجربه دیگری پیش گرفت.


ادامه دارد...

https://t.me/SourentoChannel

کلام الله و وابستگی پاتولوژیک روانی!(1/3)

 کلام الله و وابستگی پاتولوژیک روانی!(1/3)


پاتولوژیک_روانی


در دین اسلام معما و راز سرگشتگی و مفاهیم گنگ و احکام تعبدی بسیار است. تمایل این دین برای تولید انقیاد و اطاعت و تسلیم فراوان است و رازداری ارادی یا ناخواسته گرایش به اطاعت را افزایش می دهد. البته بخشی از رازهای ادیان بلحاظ دوری زمانی و کنده شدن از عناصر مشخص تاریخی است، ولی برخی معماها ارادی و افسونگرانه می باشند. می گویند موسی عصای خود را برزمین افکند و آن عصا مار شد و یا برای گذشتن از آب، آبها کنار رفتند تا قوم او نجات یابد. می گویند عیسا فرد نابینا را دوباره بینا ساخت. می گویند پیامبر اسلام ماه را دوشقه کرد. می گویند امام زمان پس از ۱۲۰۰ سال هنوز زنده است و باز می آید. این افسانه گوئی ها در پی ایجاد شیفتگی احساسی و روانی و وابستگی پاتولوژیک افراد هستند. این افسانه گوئی دینی درپی بخواب کردن خردانسانی است. بنابراین رازگشایی از ادیان یکی از راه های دریافت خرد و توانایی انسان است. البته از نگاه آنتروپولوژیک، افسانه سازی کار ذهنیت و حافظه انسان است و تمایلی برای دوری از واقعیت خشگ و سخت است. ولی به گفته روانکاو فرانسوی «ارنست دوپره» در کتاب «پاتولوژی ذهنیت و شورانگیزی»، در موارد زیادی ما با یک پاتولوژی و پرت وپلا گویی ذهنی و هذیان گویی مواجه هستیم. در چنین مواردی جنبه خودبزرگ بینی با فلج بودن عمومی ذهن پیوند خورده است. این عملکرد بیمارگونه ذهنی، پدیده واقعی را جابجا کرده، تمایل به دروغگویی و غلو دارد، حادثه غیرواقعی و غیر تاریخی می آفریند و روایتی مسخ شده دارد.


جامعه ای مانند جامعه ایران دین زده است. جامعه دین زده، جادوپرست است، رازپرور است، وهم آلود است، بت پرست و مرده پرست است، به آسمان نگاه می کند، از نیروی خود غفلت می کند، عاشق معمای دینی است، امامان موهوم را دوست دارد، برای هرکاری بسم الله می گوید و به قرآن سوگند یاد می کند، فلج کننده اندیشه های باز و انتقادی است. اسلام و شیعه گری بطور عمیق جامعه را دین زده نموده اند و به افراد آسیب مهلک رسانده اند. تمام دستگاه روحانیت آیت الله ها و تمامی رسانه های حکومتی و نظام آموزشی ذهنیت مردمان را مورد تعرض و دستکاری مذهبی قرار داده اند و استقلال فکری را ضربه زده اند. روشن است در شرایط جهانی و تکنولوژیکی  کنونی، جامعه ایران و اعضای آن در روندهای مدرنیزاسیون حرکت می کنند و دارای رفتارهای سکولار هستند. این افراد به غرب مسافرت می کنند، رسانه های خبری را گوش کرده یا نگاه می کنند، نزد پزشک می روند، دارای کامپیوتر هستند و از شبکه های اجتماعی بهره می برند، لوازم آرایش شرکت های بزرگ بین المللی را می خرند، خودرو سوار می شوند، فرزندانشان به مدرسه و دانشگاه میروند، دارای کارت و حسابهای بانکی هستند، پول های خود را به بانک می سپارند تا بهره بانکی بالا بگیرند، با حسابگری دقیق سرمایه گذاری در ساختمان سازی می کنند تا رانت کلان بدست آورند، در شرکت های خصوصی و اداره های دولتی استراتژی دارند و برای شغل و امتیازات خود محاسبه می کنند، و این افراد همیشه عقل ابزاری خود را برای مصرف و زندگی روزمره بکار می گیرند. ولی همین افراد همه امام زمانی هستند، به خدا و محمد و علی سوگند می خورند، برای پلوی امام حسین بسیج می شوند، برای امام حسین که تشنه لب کشته شد غمگین شده و ناله می کنند. همین افراد به الله امید می بندند و آرزو دارند به مکه و کربلا بروند و در برابر آستان قدس رضوی در مشهد و امامزاده قاسم در شمیران احساساتی شده، به یاد گناهان خود می افتند و آرزوی بخشش و رفتن به بهشت دارند. بنابراین، این افراد بطور چشمگیر و انبوه خرافه گرا و آسمان گرا می باشند. آنها تابو پرور هستند و معماهای غیرعقلانی و هذیان های عجیب در روان آنان موج می زنند. هویت هستی شناسانه آنان از مذهب و تابوهای دینی و منش های اعتقادی بطور عمیق تاثیر گرفته است. آسیب دینی شخصیت ها را ازخودبیگانه نموده و خردگفتاری و اجتماعی را ناتوان ساخته است.


ادامه دارد...


#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۱۳, پنجشنبه

داستانِ مهدویت در فقه و کلامِ مذهب شیعه


 ⚜️ داستانِ مهدویت در فقه و کلامِ مذهب شیعه ، خود بحثی مفصل و مشروح مےطلبد. در متنِ حاضر ، بشکل مختصر و مفید ، نگاهی به یکی از این «مهدی» هایِ فِرَق شیعی خواهیم داشت؛ این مهدی کسی نیست ، جز «موسی بن جعفر» ، امام هفتم شیعیان.


🔹یکی از اسبابِ بوجود آمدن مهدی ها ، بخصوص از زمانِ همین امام ، مسئله اموالی بود که توسطِ وکلایِ این امامان جمع آوری مےشد ، و برایِ نگهداشتنِ آن ، و عدمِ پرداختِ آن به امام بعدی ، امام زمانی ساخته و پرداخته مےگردید.


🔸داستان بدین گونه بوده است که از زمانِ جعفر صادق به بعد ، امامان شیعه آرام آرام بدنبالِ جمع آوریِ اموالِ پیروانِ خود به طُرق مختلف بوده اند. طبق روایاتی که در کتاب «علل الشرایع» ، از جعفر صادق ، در گذشته آوردیم ، ایشان دریافتِ پول از شیعیان را به طهارتِ مولد آنان ربط داد و مدعی شد ، این وجوهات را مےگیرد تا آنها را حلال زاده کند. در زمان فرزند او نیز همین داستانِ دریافت وجوهات ، از شیعیانِ ساده لوح با شدّت و حدّت بیشتر جریان داشته است. این امامان ، برای دریافت این وجوهات اشخاصی را تعیین مےنمودند و به مناطق مختلف مےفرستادند. نکته اینکه ، این افراد توسط امامان مورد توثیق و اعتماد شناختگری مےشدند.


🔹 در زمان امامت «موسی بن جعفر» ، بدلیل زندانی بودن او ، وجوهاتِ زیادی در دستانِ وکلاء جمع شده بود؛ زمانی که خبر مرگ او منتشر شد ، فرزند او یعنی «علی بن موسی» به نمایندگان و وکلای او نامه نوشت و بعد از اعلامِ مرگ پدرش ، وجوهات را مطالبه نمود؛ اما این نمایندگان و وکلای امامِ قبل ، از پرداختنِ آن امتناع نموده و مدعی شدند «موسی بن جعفر» زنده است و بازخواهد گشت. لذا آنها فقط این پولها را به او خواهند داد. برخی از وکلای دیگر نیز مدعی شدند ، حتی اگر «موسی بن جعفر» فوت نموده باشد ، اذنی برای پرداختِ وجوهات به «علی بن موسی» بدانان نداده است. بدین ترتیب این جماعت در امامتِ «موسی بن جعفر» ایستادند و «واقفه» نام گرفتند. در واقع اینان مدعی مهدویت برای «موسی بن جعفر» شدند. هر چند داستانِ این فرقه در کتاب های فِرَق شیعی به تفصیل آمده ، اما در اینجا ، از کتاب «علل الشرایع» شیخ صدوق ، از بزرگترین محدثین شیعه گزارشی را مےآوریم.


🔸 شیخ صدوق در باب صد و هفتاد و یکم از جلد اول با موضوعِ «سرّ پدید آمدن مسلک وقف بر حضرت موسی بن جعفر» دو حدیث مےآورد که خلاصه اش از نظر مےگذرد.


🔹 حضرتِ ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام از دنیا رفتند ، در حالی که باقی نماند نزد وکلاء حضرت ، مگر مالِ فراوانی ، و همین سبب وقف و انکار آنها نسبت به موت آن جناب شد؛ چه آن که نزد «زیادِ قندی» هفتاد هزار دینار و نزد «علی بن ابی حمزه» سی هزار دینار بود؛ سپس یونس بن عبدالرحمن مےگوید: وقتی امر را چنین دیده و حق مبیّن گشت و به امر حضرت ابی الحسن الرضا علیه السلام و امامت آن بزرگوار واقف شدم سخنرانی کرده و مردم را به طرف آن جناب خواندم. وقتی این خبر به سمع آن دو رسید ، نزد من فرستاده و به من گفتند: چه داعی بر این کار داری ، اگر مال مےخواهی ، ما تو را از مال بی نیاز مےگردانیم و هر دو برای من ده هزار دینار ضمانت کرده و گفتند: از این کار خودداری کن. [ و در ادامه آمده که او این رشوه را نپذیرفته است]


🔸 و در روایتی دیگر مےگوید: یکی از وکلای حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ، «عثمان بن عیسی» بود ؛ وی در مصر سکونت داشت و نزد او مالِ زیادی و شش کنیز بود ، بعد از رحلت امام کاظم ، حضرت رضا علیه السلام نزد او فرستاده و اموال و کنیزها را مطالبه نمودند؛ «عثمان بن عیسی» طی نامه ای که به حضرت نوشت ، در آن مرقوم داشت که پدر شما از دنیا نرفته است. حضرت در جواب نامه اش نوشتند: پدرم از دنیا رفته و ما میراث او را تقسیم کرده ایم. عثمان بن عیسی نامه ای دیگر نوشت و در آن مرقوم داشت: اگر پدرت فوت نکرده ، پس در این اموال و کنیزها حقّی ندارید ، و اگر طبق گفته شما ایشان از دنیا رفته است ، چون به من امر نکرده اند این اموال را به شما سپرده و واگذار نمایم ، لذا از سپردن آنها به شما معذور بوده  کنیزها را هم آزاد کرده و به ازدواج داده ام. ( جلد اول ، صفحات۷۵۷ تا ۷۵۹)


♦️ کتب تاریخِ فِرَق اسلامی و علی الخصوص شیعیان ، پُر و مملو از این کلاهبرداری ها و اختلاسهاست. مردم ساده لوحی که اموال خود را بدون دلیل موجه و عُقلایی، برای امامانِ شیعه ارسال مےنمودند و در بین راه نیز ، وکلای مورد وثوق همان امامان ، دستی در اموال مردم برده ، با پروژه امام زمان سازی ، از دادن اموال خودداری مےنمودند. جالب اینکه همین پروژه نیز توسط عثمان بن سعید در مورد امام دوازدهمِ شیعیان ، ساخته و پرداخته گردید.


https://t.me/SourentoChannel

https://sourento.blogspot.com

۱۳۹۹ شهریور ۱۲, چهارشنبه

⚜️ سنت نبوی؛ «بدهکاری که تروریست مےشود»


🔹 مطالعهٔ تاریخِ زندگانیِ پیامبرِ اسلام، شگفتی کم ندارد. شاید عجیب باشد که ببینیم ، امروزه نیز کم نیستند جوانانی که بخاطر وضعیتِ نامناسبِ اقتصادی ، توسطِ حاکمان اجیر شده ، دست به اقداماتِ تروریستی مےزنند. این پدیده ، سابقه ای در صدرِ اسلام نیز دارد؛ بنابر این پدیده ای مستحدثِ حاکمانِ مسلمانِ کنونی نیست.


🔸 بنا بر گزارش ابن هشام در کتاب سیره نبوی ، «ابن ابی حدرد أسلمی» با زنی ازدواج مےکند و مهریه ای به مبلغ دویست درهم تعیین مےشود. داماد که توان پرداخت مهریه را نداشته تا عروسش را به خانه بیاورد ، جهت پرداختِ این مبلغ به سراغ پیامبر اسلام مےرود. او نیز با بیان اینکه از توان پرداخت چنین مبلغی بر نمیاید ، داماد را برای مدتی نگه مےدارد؛ سپس به او دستور مےدهد تا برای ترور یکی از دشمنانش بنام «رفاعه بن قیس» از قبیله «بنی جُشَم» حرکت کند.

🔹 «ابن ابی حدرد أسلمی» به همراه دو نفر دیگر ، راه برآوردنِ خواستهٔ محمد را پے میگیرند. ابن هشام از قول دامادِ تبدیل شده به تروریست مےآورد: او مےگفت: سوگند به خداوند که ما در این حال چشم به راه بودیم تا در صورت غفلتِ آن قوم به آنان حمله کنیم، و یا چیزی از آنان غنیمت بگیریم. تا این که شب سایه افکند و نخستین تاریکیِ شب فراگیر شد. آنان چوپانی داشتند که مےباید به آن سرزمین باز مےآمد ، اما دیر کرده بود و آنان نگران شده بودند. آنگاه رئیس آنان ، «رفاعه بن قیس» برخاست و شمشیرش را برداشت و به گردنش آویزان کرد و گفت: سوگند به خداوند که نشانِ این چوپانمان را پی خواهم گرفت. به نظر من بلایی بر سرش آمده است."

و سپس ادامه مےدهد،

"از محل بیرون آمد تا این که مےخواست از کنار من(ابن ابی حدرد) بگذرد ، و من کاملا بر او(رفاعه بن قیس) مسلط شدم؛ تیری به او پرتاب کردم و به قلبش زدم. سوگند به خداوند  که سخنی نگفت و من روی او پریدم و سرش را از تن جدا کردم ، و «تکبیرگویان» به سوی آن قوم یورش بردم و همراهان من هم از دیگر سوی «تکبیرگویان» حمله مےکردند."

و سپس با گرفتن غنایمی ، به سوی پیامبر اسلام بر مےگردند.

و در ادامه مےنویسد " و من(ابن ابی حدرد) سَرِ رفاعه بن قیس را هم با خود آوردم. آنگاه رسول خدا از آن شتران ، سیزده شتر به من دادند و من توانستم مهریه زن خود را پرداخت کنم و او را به خانهٔ خویش آورم. (سیره ابن هشام، جلد ۳، ص ۵۹۳تا۵۹۵)

♦️ بدین گونه است که در سنت پیامبر اسلام ، یک بدهکار مهریه ، تبدیل به یک تروریست مےشود. بی سبب نیست که حکومتگران امروزی کشورهای اسلامی نیز ، از برخی جوانانِ دارای مشکلاتِ اقتصادی ، یا کسانی که بخاطر پول هر عملی را انجام مےدهند ، در جهت اعمال و رفتارهای تروریستی کمک مےگیرند ؛ و آنان نیز همچو ابن ابی حدرد ، «تکبیرگویان» نقش تروریستی خود را انجام مےدهند.

#SN