Translate

۱۳۹۹ دی ۴, پنجشنبه

محمد بن عبدالله و اخلاق(3/3)

 


و بر ضد او برخاستند) (همان)

بنابر این میبینیم که مشرکین قبل از اقدام عملی سعی کردند برای بار آخر محمد را از این عمل غیر اخلاقی بازدارند. اما ادامه متن میگوید ( ابوطالب کس فرستاد و پیغمبر خدا بیامد. بدو گفت برادرزاده من، اینان سران و پیران قوم اند و از تو انصاف میخواهند، که به خدایانشان ناسزا نگویی و آنها نیز تو را با خدایانت واگذارند.) ( همان)


اما محمد از آنها میخواهد که شهادتین بگویند و مسلمان شوند. وقتی مشرکین چنین اجباری را میبینند قبول نمیکنند و سپس محمد میگوید اگر خورشید را هم در دست من قرار دهید به چنین کاری که شما میخواهید تن نخواهد داد. در اینجاست که طبری میآورد ( قریشیان خشمگین شدند و برخاستند و گفتند به خدا ، به تو و خدایت که چنین فرمانت داده اند ناسزا خواهیم گفت) (همان. ص ۸۶۹)



بنابر این میبینیم که پیامبر اسلام با ناسزا و دشنام گویی به خدایان نه تنها سنت اخلاقی و قاعده اخلاقی را رعایت نکرده بلکه این عمل را کاملا خدایی میدانسته است. بعدها که کار دشنام گویی از هر دو طرف افزایش یافت و محمد در موضع ضعف قرار گرفت ، دیگر دشنام دادن را صلاح ندید. چون در وضعیت اقلیت بود و ترجیح داد دشنام ندهد.


این وضعیت سبب دشمنی اعراب شد و دست به اجحاف به پیامبر دشنام گو زدند. پیامبری که برای اعتقادش دادن دشنام را روا میدید. اما امروزه بدون تساهل و تسامح اگر کسی به خدایش و او و ائمه و صحابه دشنام دهد واجب القتل دانسته و روامداری را جایز نمیداند.


چگونه میتوان ادعای اجرای اخلاق را از کسی که آمدنش را سبب کرامت اخلاقی میدید قابل قبول دانست وقتی روا نمیدارد کاری را که قبلا او در حق دیگران کرده. و یا کاری را که در گذشته در حقش انجام ندادند او در حق آنان انجام داد.


در پایان قضاوت را بعهده خوانندگان گرامی میگذارم تا بتوانند ادعای این پیامبر مدعی اخلاق را با قواعد اخلاقی بسنجند.


https://t.me/SourentoChannel

محمد بن عبدالله و اخلاق(2/3)

 


آیا این آیه فی البداهه آمده که قاعده اخلاقی را تبیین کند؟ یا در صدد این است که رفتار غیر اخلاقی پیامبر و مسلمین را نکوهش کند؟


در اینجا به متون تاریخی خواهیم پرداخت.


ابن سعد در کتاب طبقات میگوید( رسول خدا پنهان و آشکار مردم را به اسلام دعوت می فرمود و گروهی از جوانان و مردم ناتوان دعوت خدا را پذیرفتند. بطوری که شمار اشخاصی که به او ایمان آورده بودند زیاد شدند و کافران قریش هم از آنچه پیامبر میفرمود چندان ناراحت نمیشدند. فقط هرگاه پیامبر از کنار انمجنهای آنها عبور میفرمود اشاره میکردند که این پسر بچه خاندان عبدالمطلب مدعی است که از آسمانها با او صحبت میشود . همچنین بودند تا آنکه خداوند متعال الهه های آنان را که غیر از خدا میپرستیدند مورد سرزنش قرارداد و یادآور شد که پدران ایشان که در حالت کفر مرده اند ، بدبخت و نابود شده اند. در این هنگام آنان نسبت به رسول خدا ستیزه گری و دشمنی را آغاز کردند.) (طبقات الکبری، ابن سعد، ج۱، ص۱۸۷)


در این روایت تاریخی بصراحت آمده که محمد به تبلیغ دینش مشغول بوده و کافران نیز از او ناراحت نمیشدند. این ناراحتی زمانی آغاز شده که الله و محمد شروع کردند بر خدایان و اجداد این افراد اهانت کردن و دشنام دادن. آیات بسیار زیادی در قرآن در این خصوص وجود دارد که نشان میدهد مسلمانان از آزادی دین در سرزمین حجاز با چاشنی اهانت به مشرکین استفاده کرده اند. آیاتی که مشرکین را چهارپا، انعام، بوزینه و خوک و زنا زاده و نفهم میخواهد از اینگونه اند. این مطلب در خصوص تساهل و تسامح و روامداری مشرکین با اسلوب فکری آنها همخوان است. چون آنها با تعدد خدایان مشکلی نداشتند و اگر خدای جدیدی هم در کنار خدایشان قرار میگرفت سبب کدورت آنها را فراهم نمیکرد. این خدای ادیان توحیدی است که نگاه دیکتاتوری و توتالیتر دارد و فقط خودش را تحمل میکند و خواستار اجرای فرمان خودش در کلیه شئونات پیروانش هست.


اما دین محمد که نامش را به ابراهیم مزین کرده از روش توهین و اهانت ابراهیم به خدای مردمش نیز استفاده ها برده و سنت او را به مسلمین یادآور میشود که دشنام و اهانت به ادیان و خدایانشان در اخلاق زیستی و اعتقادی یک مسلم هم جاری و ساری است.


طبری در جلد اول تاریخ سترگش در صفحه ۱۷۸ از دشنام گویی ابراهیم به خدای قومش پرده برمیدارد. او مینویسد( جوانی را شنیدیم که از آنها یاد میکرد و نامش ابراهیم بود. یعنی جوانی که ناسزا و عیب بتان میگفت و استهزاء میکرد . که جز وی هیچکس چنین سخنان نگفته بود)

در اینجا هم میبینیم ابراهیم ، پیامبر الله  دشنام گویی به خدایان قومش را در دستور کار دارد و ظاهرا این بی اخلاقی ها در سنت پیامبران الله وجود داشته است.


اما به سر داستان محمد باز میگردیم.

ابن اسحاق نیز همانند ابن سعد گزارش میدهد و طبری آنرا در تاریخش میآورد که ( و چون پیغمبر دعوت خدای آشکار کرد و قوم را به اسلام خواند، قومش از او دوری نگرفتند و رد نکردند. تا وقتی که از خدایان آنها عیب گرفت که به انکار وی برخاستند و بر ضد او همسخن شدند. ( تاریخ طبری، ج۳، ص۸۶۷)

بنابراین میبینیم که در اینجا هم مورخ بزرگ مسلمان گزارش میدهد که مشرکین اهل مدارا بودند و با پیامبر اسلام کاری نداشتن تا او شروع به ناسزا گویی و عیبجویی پرداخت.


اما ادامه مطلب که گزارشات را دقیق تر ارائه میکند میگوید تعدادی از بزرگان قریش به نزد ابوطالب میروند و میگویند ( ای ابوطالب . برادرزاده ات ناسزای خدایان ما میگوید و بر دین ما عیب میگیرد و عقول ما را سبک میشمارد و پدرانمان را گمراه میداند. یا وی را از ما بدار یا او را بما واگذار) ( طبری ج۳ ، ص۸۶۸)


میبینیم که محمد شروع به دشنام و توهین نسبت به خدای مشرکین و بزرگان و پدران آنها میکند در حالیکه همین کار در دین اسلام سبب مرگ گوینده میشود.


اما مطلب باز هم ادامه دار است. زیرا محمد بدون توجه به این مطلب کماکان به دشنام و ناسزاگویی و اهانت مشغول است. مشرکین دوباره به سراغ ابوطالب میروند

(ای ابوطالب، تو به سن و شرف و مقام پیش ما ممتازی. از تو خواستیم که برادرزاده ات را از ما بازداری و باز نداشتی. به خدا نمیتوانیم دید که پدران ما را ناسزا گوید و عقول ما را سبک شمارد و از خدایان ما عیب گیرد. یا او را از ما بدار، یا بر ضد تو و او برخیزیم تا یکی از دو گروه از میان برود) ( تاریخ طبری، جلد سوم. ص ۸۶۸)


در اینجا نیز میبینیم که وقتی مشرکین میبینند پادرمیانی ابوطالب نتیجه بخش نیست با او اتمام حجت میکنند.


اما مطلب کماکان ادامه دار میشود بنحویکه مشرکین دوباره بسمت ابوطالب میروند و میگویند ( گروهی از قریشیان با همدیگر گفتند ، پیش ابوطالب رویم و درباره محمد گفتگو کنیم، که انصاف ما دهد. و او را از ناسزاگویی خدایان ما باز دارد. ما نیز وی را با خدایانش واگذاریم که بیم داریم این پیر بمیرد و نسبت به محمد کاری از ما سرزند و عربان عیب ما گویند که وی را رها کردند تا عمویش بمرد


https://t.me/SourentoChannel

محمد بن عبدالله و اخلاق(1/3)

 محمد بن عبدالله و اخلاق




در سلسله بررسی های شخصیت پیامبر اسلام و رفتارهای او در دادگاه اخلاق اینبار به وجهی از شخصیت و اخلاق او که در پرتو احکام نیز مستقر شده خواهیم پرداخت.

در حوزه اخلاق ، قاعده ای وجود دارد که از آن به Golden Rule تعبیر میشود. یعنی قاعده طلایی.

این قاعده که در اغلب مکاتب اخلاقی بعنوان اصل مسلم پذیرفته شده ، در اندیشه علمای اخلاق جایگاه ویژه ای دارد. در کتاب مکالمات کنفوسیوس و اندیشه های یونانی نیز آمده و بعدها در کلامی منتسب به مسیح و حتی نقل شده از علی بن ابیطالب هم وجود دارد.

این قاعده بشکل خلاصه میگوید هر آنچه را برای خود میپسندی ، برای دیگران نیز بپسند. و یا  آنگونه با دیگران رفتار کن که مایلی با تو همانگونه رفتار شود.


در این مقاله به بررسی رفتار محمد بن عبدالله پیامبر اسلام با  پیروان ادیان دیگر خصوصا مشرکین ، با نگاه تطبیقی خواهیم بود تا بررسی کنیم که چگونه این قاعده طلایی کارکردش را از دست میدهد.


در جامعه عرب حجاز ، مشرکین که اعتقاد به وجود بتها داشتند و آنرا واسطه بین خود و خدایشان که اتفاقا نامش الله بوده که محمد آنرا برای نام خدای خود شناختگری کرده ، یک تساهل و تسامح گسترده ای برقرار  بوده است. اعراب به پیروان دیگر ادیان نیز آزادی داده بودند. کما اینکه در بین آنها یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، و حنفا نیز وجود داشته اند و گزارشی از جنگهای مذهبی وجود نداشته بغیر از برخی ادعاها مثل حمله ابرهه به مکه که بررسی درستی این واقعه در این مقال نمیگنجد. اما اعراب با پیروان دیگر ادیان و بتها هیچ مشکلی نداشته اند.


در اسلام قاعده ای وجود دارد و آن اینکه دشنام و ناسزا به الله و پیامبر و در مذهب اهل تسنن به صحابه، و در مذهب تشیع به ائمه مشمول حکم (سبّ )شده ، و گوینده آن به مرگ محکوم خواهد شد.


این روایات آنقدر زیاد است که این متن را فقط با دو روایت از شیعیان مزین میکنیم و اطلاع از این نوع روایات را در کتب مختلف به دوستان واگذار میکنیم. کثرت این احادیث با یک جستجوی ساده در دسترس خوانندگان گرامی خواهد بود.


محقق حلّی در شرایع الاسلام ،جلد چهارم، صفحه ۵۵۱ میگوید : هر کس امام را دشنام دهد جایز است او را بکشند. و شیخ صدوق نیز در الهدایه آورده کسی که یکی از امامان را ناسزا گوید، از همان لحظه ریختن خونش حلال است.


شهیدین ( شهید اول و شهید ثانی) نیز در روضه البهیه آورده اند که دشنام دهنده پیامبر یا یکی از امامان کشته میشود و جایز است هر کس بر او دست یافت وی را بدون اذن امام بکشند. ج۹، ص ۱۹۴


در تحریر الوسیله جلد دوم صفحه ۴۲۹ نیز آمده ( هر کس که پیامبر را دشنام دهد واجب است هر کس که بشنود او را بکشد. و همچنین است اگر یکی از امامان را دشنام دهد، و در ملحق کردن فاطمه زهرا به امامان در این حکم ، وجهی وجود دارد) نکته مهم این است که صاحب این‌کتاب در گذشته نیز برای سلمان رشدی بخاطر نوشتن یک رمان بنام آیات شیطانی حکم قتل صادر کرده بود.

همین احکام ،امروزه نیز دستمایه فقهایی است که برخی خوانندگان را بخاطر خواندن ترانه ای صرفا به ظن توهین به امامی بنام علی النقی مرتد و واجب القتل بدانند.


حال ببینیم چرا محمد که دوست ندارد به خدایش دشنام دهند خود چنین عملی را انجام میداده؟ و اگر دشنام گویی سبب مرگ افراد میشود ، چرا فقها، سختگیری اعراب مشرک را بر پیامبر غیر اخلاقی میدانستند و آنها را مذموم میدانند. سبب اینکه چرا نمیخواهید همانگونه با خودتان رفتار شود که شما رفتار کرده اید چیست؟ و چرا نمیپسندید همانگونه که انجام داده اید دیگران هم انجام دهند؟


ارزش قاعده طلایی اخلاق در نزد پیامبر اسلام و فقها تا چه اندازه است؟ و آیا محمد پیامبری متساهل و متسامح بوده ، آنطور که عده ای سعی دارند با دروغ پردازی به این مطلب دامن بزنند؟ آیا احترام به عقاید در اسلام وجود داشته و دارد؟


قطعا در هر دینی مقدسات آن برای پیروانش محترم است ، و برای دیگران اعتباری ندارد. صحابه در نظر شیعه ارزش امام را ندارند و در نزد اهل سنت مقامشان بس بالاست و بلعکس. حال با ذکر این مقدمات وارد چگونگی برخورد محمد و شخصیت نبوی او با قاعده طلایی خواهیم شد.


الله در قرآن میگوید«وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»


و آنهايى را كه جز خدا مى‌خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم. آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ايشان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه خواهد ساخت.


سوره الأنعام / آیه ۱۰۸ 


در آیه بالا بصراحت آمده به کسانی که خدایان دیگر را میپرستند دشنام ندهید. تا آنها نیز مقابله به مثل نکنند. اما

ادامه...


https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ دی ۳, چهارشنبه

⚜ اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت چهاردهم)


  با توجه به اینکه آیه شصتم سوره انفال بشکل مطلق و بدون انحصار ، تهیه و تولید هر نوع سلاح و امکانات جنگی و نظامی را اجازه مےدهد ؛ مفسرین نیز سعی نموده اند مجوز تهیه و ساخت پیشرفته ترین سلاحهای نظامی در هر عصر و زمان و مکان را صادر نمایند.


🔸 بعد از کشف ابعاد برنامه اتمی جمهوری اسلامی ، فتوای نامشخص رهبر جمهوری اسلامی را بر فرض صدور ، باید حمل بر تقیّه نمود ، تا بدین ترتیب بتواند از فشار جامعه جهانی بر نظام اسلامی بکاهد.


🔹 با توجه به اینکه حکومت اسلامی بنابر نص قرآن ، انواع هزینه های ناشی از تحریم را مےتواند ذیل عنوان انفاق دسته بندی نماید ، لذا شدت تحریمها چندان فایده بخش نبوده و بیشترین حجم فشار را بر مردم ایران وارد مےکند. لذا تحریمها یا فشار زمانی سودمند خواهد بود که اصل نظام را هدف قرار دهد و حکومت جمهوری اسلامی احساس نماید اساس نظامش در خطر قرار گرفته است.


🔹 خطر تولید و ساخت سلاح اتمی توسط جمهوری اسلامی ، صرفاً متوجه کشورهای منطقه همچون اسرائیل ، عربستان و دیگر کشورها نیست؛ بلکه بیشترین خطر متوجه مردم ایران خواهد بود که حکومت سعی خواهد نمود با نوعی قدرت بازدارندگی بین المللی ، با دست بازتر به سرکوب داخلی بپردازد.


پایان

#SN


https://t.me/SourentoChannel


۱۳۹۹ آذر ۳۰, یکشنبه

⚜ اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری( قسمت سیزدهم)


 🔹 در کنار تاکیدها و تاییدهای علمای اسلام و مفسرین قرآن ، مبنی بر اینکه حکومت اسلامی مےبایست تمام اهتمام خود را ، حتی در صورت هزینه های فراوان ، جهت دستیابی به انواع سلاحهای پیشرفتهٔ روز به کار گیرد ، ممکن است اقدامات این حکومتها با واکنش جهانی روبرو شود.

🔸 ماده دوم پیمان NPT ، تلاش برای ساخت و تولید و بدست آوردن سلاحهای اتمی را برای کشورهای فاقد این تجهیزات ممنوع کرده و مواد دیگر این پیمان نیز بدنبال کنترل کشورهای متعهد برای عدم ساخت ، محدود نمودن دارندگان این تجهیزات و کنترل کشورها جهت عدم تخلف نسبت به پیمان حکایت دارد. با این وجود نظامهایی همانند جمهوری اسلامی که با رفتار و تفکرات خود کم دشمن تراشی در عرصه بین المللی نکرده اند ، بقا و دوام خود را تا حدود زیادی وابسته به تولید ، نگهداری و در موارد لزوم استفاده از این سلاحها و تجهیزات مےبینند. لذا بدنبال تخلف از این معاهدات بوده و سعی در ایجاد یک نوع حفاظ امنیتی برای خود مےباشند. لازم به یادآوری است که طبق گفته های آیت الله خمینی و دیگر سران نظام ، حفظ حکومت جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است ، حتی اگر به تعطیلی احکام اسلامی بیانجامد.


🔹 فقه شیعه جهت رفع سوءظن ها ، ابزاری دیگر در اختیار دارد و در مواقع لازم و ضروری ، قطعاً بکار خواهد بست. این مولفه «تقیّه» است که بشکل خلاصه بدان خواهیم پرداخت.


🔸 واژه «تقیّه» بمعنای پرهیز و پنهان کردن است.(لسان العرب)

شیخ مفید ، از علمای بزرگ جهان تشیع، می گوید: «تقیه» ، پنهان کردن حق ، و پوشاندن اعتقاد به آن ، در برابر مخالفان ، به منظور اجتناب از ضرر دینی یا دنیایی است.(تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۱۳۷)


روح الله خمینی ، رهبر جمهوری اسلامی، در کشف الاسرار به تقیه اهتمام ویژه دارد و اشاره مےکند" روا بودن ، بلکه واجب بودن تقیه از روشنترین احکام عقل است. معنی تقیه این است که انسان حکمی را برخلاف واقع بگوید یا عملی را برخلاف میزان شریعت بکند ، برای حفظ خون ، ناموس ، یا مال خود." وی ادامه مےدهد " حکم تقیه از احکام قطعیه خداست ، چنانچه وارد شده که هر کسی تقیه ندارد ، دین ندارد."(کشف الاسرار ، صفحات ۱۲۸ و ۱۲۹)


🔸 قطعاً مستنداتی که آیت الله خمینی بدان ، تقیه را از احکام قطعیهٔ خدا مےداند ، هم در قرآن وجود دارد و هم در روایات شیعه در دسترس مےباشد. بعنوان نمونه آیات ۲۸آل عمران ، ۱۰۶نحل، ۲۵فتح، ۲۸غافر را مےتوان نام برد. و از جمله روایاتِ جایز نمودن تقیه مےتوان به روایت « ان التقیه من دینی و دین آبائی ، و لا دین لمن لا تقیه له» (الکافی ، ج۲ ص۲۲۴)  و « من لا تقیه له لا دین له»(فقه الرضا ،ص۳۳۸) اشاره نمود. چنین روایاتی در تایید وجوب تقیه ، به وفور در کتب روایی شیعیان وجود دارد که از ذکر موارد بیشتر خودداری مےنماییم.


🔹 شیخ مفید مےگوید: همچنین در صورتی که خطری متوجه اموال و دارایی های فرد باشد و یا تقیه سطح امنیت جامعه را افزایش دهد ، مےتوان بعنوان امری جایز بدان نگریست.(اوائل المقالات ، ص۱۱۸)


🔸ماحصل همهٔ روایات و مشئ عالمان شیعی بر آن است که «تقیه» برای حفظ شخص یا اشخاص مسلمان ، در برابر تهدیدات نسبت به جان، دین ، مال ، آبرو و اجتماع آنان واجب و ضروری است. پس این مولفه مےتواند در چنین شرایطی که نظام جمهوری اسلامی بدان گرفتار و دچار شده است حربه ای کارساز باشد.


اشاره به فتوایی ساختگی و غیر روشن و نامشخص(حُرمت ساخت، تولید ، بدست آوردن سلاح اتمی در اسلام)،  آنهم در حالیکه آیات قرآن ، روایات و علمای تفسیر برخلاف آن ، نظر اجماعی داشته اند را مےتوان به راحتی ذیل مولفهٔ «تقیه» دید و دسته بندی نمود. در واقع ظن غالب این است که سید علی خامنه ای ، رهبر فعلی جمهوری اسلامی ، در شرایط سخت فعلی ، دست به استفاده از مولفهٔ تقیه زده است تا بتواند اذهان سیاستمداران نا آشنا به چنین ابزار و همچنین شخصیت های دینی اروپایی و آمریکایی را فریب دهد تا بدین ترتیب بتواند از فشار بین المللی بکاهد.


ادامه دارد...

# SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ آبان ۱۲, دوشنبه

⚜ اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت دوازدهم)


🔹 در اینجا نگاهی دیگر به یکی از مفسرین قرآن خواهیم داشت که هم در نظام جمهوری اسلامی مطرح است و هم سالهاست از طریق رسانه های عمومی تدریس و تفسیر قرآن مےکند. نگاهی خواهیم داشت تا ببینیم این قرآن شناس در خصوص تفسیر آیه شصتم سوره انفال ، که بر روی آرم و نشانه نهاد سپاه پاسداران درج شده است، چه نظری دارد.


 حجت الاسلام محسن قرائتی در تفسیر نور ، ذیل تفسیر آیه شصتم مےنویسد" این آیه دستور آماده باش همه جانبه ی مسلمانان در برابر دشمنان و تهیه هر نوع سلاح ، امکانات ، وسایل  و شیوه های تبلیغی حتی شعار و سرود را مےدهد که رعایت این دستورات ، سبب هراس کفّار از نیروی رزمی مسلمانان مےشود."(جلد هشتم، ص۳۴۴)


بدین نحو مےبینیم که این روحانیِ مفسر قرآن نیز به تهیه هر نوع سلاح، بدون حصر نوع و مقدار اشاره دارد. وی در ادامه به سنت و سیره پیامبر اسلام اشاره مےکند و مجوز تهیه سلاح را از ممالک دیگر گوشزد مےنماید. او مےنویسد " پیامبر(ص) وقتی با خبر شد که در یمن اسلحه ی جدیدی ساخته شده ، شخصی را برای تهیه ی آن به یمن فرستاد. از آن حضرت نقل شده که با یک تیر ، سه نفر به بهشت مےروند: «سازنده ی آن ، آماده کننده و تیرانداز» "(همان، صفحه۳۴۴)


🔹 وی در شماره ششم از پیامهای این آیه مےگوید " در هر زمان ، پیشرفته ترین امکانات رزمی را برای دفاع آماده کنید و از هیچ چیز فروگذار نکنید ، چه قدرت سیاسی و نظامی، چه امکانات تبلیغی و تدارکاتی.(همان ، صفحه۳۴۵)


🔹 و در شماره نهم ، تصریح مےنماید" به امکانات امروز قانع نباشید و تجهیزات نظامی و دفاعی را تا مرز تهدید دشمنان گسترش دهید."(همان، صفحه۳۴۵ و۳۴۶)


او مےنویسد

🔺مردم باید در بودجه ی جنگ و تامین جبهه ، مشارکت کنند و این تنها مخصوص زمان جنگ نیست. این آیه مطلق است و مےرساند که مسلمانان باید همواره برای آمادگی ، پول خرج کنند.

🔺کمک به جبهه، از هر راهی؛ مالی ، جانی ، آبرو ، اطلاعات ، قلم و ... لازم است.(همان،ص۳۴۶ و ۳۴۷)


🔹 بدین گونه است که مےبینیم نه تنها ساخت پیشرفته ترین سلاحهای هر عصر ، دستور قرآنی و اسلامی است ، بلکه هر گونه کمک مالی و حتی آبرو نیز مےباید در این راه صرف و هزینه گردد. بنابراین طبیعی است حکومت اسلامی ، تحریمها و حتی آبروریزی را جزو هزینه ها و بنوعی انفاق محسوب نماید و با شرایط وضع تحریم ها ، همچنان بدنبال دست یابی به سلاح اتمی باشد.


♦ اما فقه شیعه نیز ابزاری جهت حفظ شخص و حکومت اسلامی در اختیار دارد که مےتواند ابراز نظری برخلاف واقع را مجوز شرعی دهد. همان مولفه ای که مےتوان حکم ولی فقیه حکومت جمهوری اسلامی را که موجب فریب سیاستمداران و مذهبیون آمریکایی و اروپایی شده، از آن دریچه دید و تفسیر نمود؛ منظورمان همان «تقیّه» است که بدان خواهیم پرداخت.


ادامه دارد...


#SN

https://t.me/SourentoChannel


۱۳۹۹ آبان ۹, جمعه

اسلام، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت یازدهم)


 🔸 صحبت کردن از فتوای آیت الله خامنه ای ، آنهم در شرایطی که متن متقنی از او در دسترس نیست، با تایید و تکرار مسئولان نظام جمهوری اسلامی ، شاید بتواند ناآگاهان به مبانی فکری اسلام و آیات قرآن را فریب دهد ؛ اما باید دانست از چنین فریبی چه خسرانی و با چه هزینه ای متحمل خواهند شد.


🔸 مرتضی مطهری، از نظریه پردازان اسلامیِ معاصر نیز در جلد سوم کتاب «آشنایی با قرآن» و با آوردن آیه شصتم سوره انفال مےنویسد" برای مقابله با دشمنان ، تا آن حدی که برایتان ممکن است نیرو تهیه کنید. ما اینها را فراموش کرده ایم. ویل دورانت مےگوید: هیچ دینی به اندازه اسلام پیروان خود را به قوّت و نیرومندی دعوت نکرده است. آیه مےگوید ، در برابر دشمن تا آنجا که برایتان مقدور است نیرو تهیه کنید؛ دیگر نمےگوید چه تهیه کنید." (ص۱۵۹)


و سپس اضافه مےکند " در این آیه مخاطب عموم مردم است."(ص۱۵۹)


وی سپس تصریح مےنماید که این مطلب نه تنها وظیفهٔ آحاد مسلمین است ، بلکه رئیس جامعهٔ اسلامی نیز باید برای تهیه آن اهتمام بورزد. وی اضافه مےنماید " ای پیغمبر ، ای رئیس مسلمین ، ای ولی امر مسلمین ، هر مقدار نیرو که برای تو ممکن است آماده کن. یکدفعه مخاطب ، عموم مسلمین قرار مےگیرند، ای مسلمین ، عموماً ، هرچه نیرو برایتان ممکن است آماده کنید."(ص۱۶۰)


ادامه صحبت های مرتضی مطهری نیز همانند مفسرینی همچون هاشمی رفسنجانی ، آیت الله مکارم شیرازی و علامه طباطبایی است. همه این مفسرین ، بشکل اجماعی هزینه هایی که جامعه اسلامی یا مسلمانی متحمل مےشود را انفاق دانسته و معتقدند خدا به آنان برخواهد گرداند.


🔸دیگر مفسرینی نیز که به تفسیر این آیه پرداخته اند هیچگاه از آیه فوق منع ساخت ، نگهداری و تولید سلاح هسته ای را استنباط،دریافت و اشاره ننموده اند؛ سهل است که همهٔ آنها بدین مطلب تصریح نموده اند که جامعهٔ اسلامی باید به پیشرفته ترین سلاحهای هر عصر دست یابد. در این میان نظر مفسر انوار القرآن جالب توجه است.


وی مےآورد" «قوه» هر چیزی است که بتوان با آن در جنگ نیرومند شد و توان رزمی را بالا برد، از آن جمله تجهیز نفرات ، تامین سلاح ، مهمات ، ساختن دژها و سنگرهای مستحکم ، آموزش فنون جنگ و سایر تدبیرات جنگی ای که باید توان و تلاش مسلمانان صرف آن بشود."


وی در ادامه و ذیل تفسیر آیه شصت با ذکر مطلبی از ابن کثیر ادامه مےدهد " ابن کثیر مےگوید: معنای «قوه» وسیع است. شایان ذکر است رسول خدا در حدیث شریف قوه را به (رمی: افکندن تیر) تفسیر کرده اند.(ألا و ان القوه الرمی - آگاه باشید که قوه ، تیراندازی است.) لذا آماده ساختن وسایل تیراندازی و شلیک گلوله با همه انواع آن - از توپ های مختلف گرفته تا بمب اتمی و غیره - در مفهوم(رمی) شامل مےشود."(تفسیر آیه)


بدین ترتیب مےبینیم که این مفسر قرآن نیز بصراحت تهیه انواع تسلیحات را مجاز دانسته و حتی ساخت، تهیه و استفاده از بمب اتمی را نیز مجاز ، مشروع و مطابق آیه قرآن مےداند.


ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ آبان ۷, چهارشنبه

⚜️ اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت دهم)


 🔹 این فتوای ثبت نشده توسط سید علی خامنه ای، توانسته برخی از سیاستمداران را شدیداً به اشتباه بیندازد ؛ عدم آشنایی آنان با اسلام و مبانی فکری اسلامی نیز سبب تشدید خطا و اشتباه آنان گردیده است. برخی موسسات همچون memri به مصاحبهٔ جان کِری وزیر امور خارجه ایالات متحده با بخش فارسی صدای آمریکا اشاره نموده و از اظهارات او در مورد این فتوا صحبت به میان آورده اند؛ او به بخش فارسی صدای آمریکا مےگوید: خوب ، من احترام زیادی برای این فتوا قائل هستم. فتوا ، یک پیام بسیار بسیار مورد توجه و با اهمیت مذهبی است و من فکر مےکنم هنگامی که فتوایی صادر مےشود ، مردم آن را بسیار جدی تلقی مےکنند و بدان عمل مےکنند، و با اینکه ما چنین تجربه ای نداریم ، باز هم به معنا و مفهوم آن احترام فوق العاده ای مےگذاریم.(بولتن نیوز، ۱۳۹۳/۱/۲۰)


🔹نظام جمهوری اسلامی بعد از کشف و مشخص شدن ابعاد برنامه اتمی اش، به طُرُق مختلف سعی نموده جامعهٔ جهانی را فریب دهد؛ در این راستا ، از رهبر نظام گرفته تا سیاستمداران وابسته به حکومت، از اظهار نظرهای مخالف قرآن اجتناب نورزیده اند. ما در بخشهای قبلی نظر برخی از مراجع تقلید و مفسرین قرآن را آوردیم که در آن دستیابی به پیشرفته ترین سلاحهای هر عصر را نه تنها منع نکرده اند بلکه به دستیابی آن سفارش مؤکد نیز داشته اند. حال نگاهی به اظهار نظرهای فریب دهنده حکومتیان خواهیم داشت.


🔹خبرگزاری فارس در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۷ ، و ذیل تیتر «فتوای رهبری درباره حرمت سلاح هسته ای ، غرب را به بن بست کشاند» مےآورد" آیت الله صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه نیز در این باره گفته است اگر کشورهای غربی شأن و جایگاه ولی فقیه و ولی امر مسلمین را بدانند خواهند فهمید هیچ تضمینی بالاتر از استناد به سخنان مقام معظم رهبری در عدم تمایل ایران به تولید سلاح هسته ای وجود ندارد."


سپس به اظهار نظر حجت الاسلام ذوالنور جانشین سابق نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران نیز درباره فتوای رهبر ایران پرداخته و مےنویسد" جمهوری اسلامی با پشتوانه اعتقادی این حرف را مےزند که به دنبال تولید و استفاده از سلاح های هسته ای نیست. مقام معظم رهبری هم در جایگاه مرجع بزرگوار تقلید و هم در جایگاه ولی امر مسلمین و حاکم و ولی فقیه جامعه اسلامی فتوا دادند که تولید و بکارگیری سلاحهای هسته ای مشروع نیست."


🔸 همین اظهار نظرها کافی بوده تا سیاستمداران و افراد مذهبیِ فاقد دانش اسلامی را فریب دهد. نمونه چنین افراد و اظهاراتشان را در گزارش صدای آمریکا در هشتم آبان نود و سه مےتوان یافت. این شبکه به گزارش خبرگزاری فرانسه از سفر یک هیات برجسته شش نفره از کنفرانس اسقف های کاتولیک آمریکا در ماه آوریل به شهر قم خبر مےدهد و از گفتگو میان این هیات و دیدارشان با رهبران شیعه جهت تلاش برای کاهش فاصله میان غرب و شرق سخن بمیان مےآورد. خلاصه اظهارات این هیات این چنین است که

🔺هیات اسقفها استدلال کرد که واشنگتن به این اظهارات ایرانی ها به ویژه توجه بیشتری بکند که ذخیره و استفاده از تسلیحات اتمی، مخالف اصول بنیادین شیعه است.

🔺مقامات ایرانی مےگویند آیت الله خامنه ای ، رهبر جمهوری اسلامی در سال ۲۰۰۳ یک فتوا علیه تسلیحات اتمی صادر کرد و چندین بار بر آن تاکید کرده است.

🔺استفین کولچی(مقام ارشد کنفرانس اسقف های کاتولیک آمریکا) معتقد است که وزارت خارجه آمریکا ، به عنوان بخشی از مذاکرات ، به طور جدی مخالفت های دینی ایران با سلاح های کشتار جمعی را در نظر نمےگیرد.

🔺 همچنین کولچی باور ندارد که فتوای رهبر ایران قابل تغییر باشد و آن را در قیاس با پاپ مےداند.


🔹 در همین راستا ، برخی کارشناسان نیز وارد عمل شده و اظهار نظر هایی کرده اند. بعنوان نمونه ابراهیم محسنی کارشناس و عضو دانشگاه مریلند گفت: یک تحقیق جدید نشان مےدهد که ۶۵ درصد ایرانی ها معتقد هستند ساخت سلاح اتمی مخالف اسلام است.


اینکه اسقف های کاتولیک تا چه اندازه با آیات قرآن ، تقیه و سیاستهای جمهوری اسلامی در فریب مردم کشورش و دنیا آشنا باشند مسئله ایست که با نگاه چند باره به مفسرین شیعه بدان خواهیم رسید.


ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۲۱, دوشنبه

⚜️ اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت نهم)


 🔸 علامه طباطبایی در ادامه تفسیر خود به سراغ روایات رفته و موارد متعددی از مجوز ساخت سلاح را مےآورد؛ بعنوان نمونه مےگوید" و در الدر المنثور است که ابوداود ، ترمذی، ابن ماجه و حاکم- وی سند را صحیح دانسته- و بیهقی از عقبه ابن عامر جهنی روایت کردند که گفت: من از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: خداوند به وسیله یک تیر و کمان، سه طایفه را به بهشت مےبرد؛ یکی سازنده آن را به شرطی که از ساختن آن غرض خیر داشته باشد ، و یکی آن کسی را که با آن تیر خود را در راه خدا مسلح مےکند ، و یکی آن کسی را که آن تیر را در راه خدا به کار مےبرد."(ص۱۷۲)


🔸هدف از طرح چنین دیدگاه هایی ، آشنایی خوانندگان با مبانیِ دینی اسلام است، که برخلاف ادعای منتسب به آیت الله خامنه ای مجوز ساخت و نگهداری سلاح اتمی را مےدهد. بعنوان نمونه خبرگزاری مهر در تاریخ ۱۳۹۲/۱۱/۳۰ از قول «دبیر علمی همایش فقه هسته ای» که حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسم علیدوست بوده اند آورده " وی با اشاره به فتوای مقام معظم رهبری در سی ام بهمن هشتادوهشت گفت: ایشان( سید علی خامنه ای) در سخنانی رسماً اعلام کردند که مبانی دینی ما و «آیات قرآن» و باورهای ما اجازه تولید ، انباشت و به کارگیری سلاحهای هسته ای را نمےدهد."


🔸 این ادعا در خبرگزاری هایی همچون «بی بی سی» نیز بازتاب داشته است؛ بنحوی که آورده " آیت الله خامنه ای در بهمن هشتادوهشت گفته است: ما اعتقاد به بمب اتم نداریم ؛ دنبالش هم نخواهیم رفت. بر طبق مبانی اعتقادی ما ، مبانی دینی ما ، به کار بردن این گونه و سائل کشتار جمعی اصلا ممنوع است ، حرام است."(بی بی سی ، ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶)


🔸در این میانه خبرگزاری فارس نیز در تاریخ ۱۳۹۱/۶/۷ مطلبی با تیتر « فتوای رهبری درباره حرمت سلاح هسته ای ، غرب را به بن بست کشاند» منتشر کرده و از مقامات دولتی اقوالی را مےآورد. این خبرگزاری مےگوید" فتوای تاریخی رهبر انقلاب درباره حرمت ساخت بمب اتم ، نه تنها در پیشبرد اهداف صلح آمیز هسته ای کشورمان موثر بوده ، بلکه مدعیان دروغگو را که با القائات اسلام هراسانه ، اهداف نامشروعشان را پیش مےبرند ، به بن بست کشاند."

این خبرگزاری نزدیک به سپاه پاسداران اضافه نموده ، "حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در پیامی به نخستین کنفرانس بین المللی خلع سلاح و عدم اشاعه ، که فروردین ماه سال نود در تهران برگزار شد ، فتوای تحریم استفاده از سلاح های اتمی را تکرار کردند.« ما کاربرد این سلاح ها را حرام ، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابنای بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان مےدانیم.»


🔸 اولین مطلبی که باید متذکر شد این است که این فتوای تحریمی در کجا ثبت و ضبط گردیده است؟


«بی بی سی» در همان گزارش آورده " مقام های حکومتی ایران ، در گذشته بارها از فتوای آیت اله خامنه ای در مورد حرام بودن تولید و استفاده از سلاحهای هسته ای سخن گفته اند ، هر چند توضیح بیشتری در مورد زمان صدور متن این فتوا نداده اند."


نکته اینکه موسسات متعددی مدعی شده اند که تمامی فتواهای فهرست شده در وب سایت رسمی آیت الله خامنه ای ، از جمله وب سایت فتواهای خود ایشان را جستجو کرده ، هیچ کجا به چنین فتوایی برخورده اند. این نکته بسیار مهم است که بدانیم بر فرض صدور و وجود چنین فتوایی ، فقه شیعه راه را برای صدور فتوای جدید باز مےگذارد و مےتواند برای صادر کننده فتوا ، طبق احکام حکومتی و تفسیری ، راه صدور حکم و فتوایی برخلاف فتوای قبلی را بازگذارد. بسیاری از مقامات حکومتی جمهوری اسلامی که در مورد صدور این فتوا اظهار نظر کرده اند ، هیچ اشاره ای به متن مکتوب فتوا نداشته اند؛ بلکه صرفاً بیانات حکم گونهٔ سید علی خامنه ای را فتوا محسوب داشته اند. در ادامه به برخی از این ادعاها ، ابزار فقه شیعه جهت کنار نهادن چنین فتوایی و چگونگی به فریب انداختن سیاست مدارانِ غربی را بررسی خواهیم نمود.



ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۱۹, شنبه

⚜️ اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت هشتم)


 🔸 با دقت نظر در دو کتاب تفسیری از آیت الله مکارم شیرازی مشاهده نمودیم که ساخت ، تهیه ، تولید و نگهداری سلاح اتمی نه تنها توسط قرآن  و احکام اسلامی منع نگردیده ، بلکه به دستیابی آن نیز سفارش شده است. این دستیابی به پیشرفته ترین سلاحهای هر عصر ، نیاز به بومی سازی یا اسلامی بودن ندارد ، بلکه مےتوان آن را از هر کجا و کشوری تهیه کرد؛ نکته اینکه هر هزینه ای نیز در این راه صرف شود حُکم انفاق را داشته و الله به مسلمین برخواهد گرداند. بدین ترتیب مشاهده مےشود که حُکم حرمت ساخت سلاح اتمی که توسط آیت الله خامنه ای صادر شده(به فرض وجود چنین حُکم و فتوایی) ، کاملا مخالف و مغایر آیه شصتم سوره انفال است؛ پس باید شک و تاملی در این ادعا کرد که بنظر مےرسد جهت تلطیف فشارهای بین المللی و از همه مهمتر ، فریب اذهان سیاستمداران ساده لوح و خوش باور است.


🔸در اینجا نگاهی دیگر به یکی از بزرگترین مفسر شیعی معاصرِ قرآن خواهیم داشت. علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان در تفسیر خود ذیل آیه شصتم سوره انفال ميگوید "کلمه «اعداد» به معنای تهیه کردن چیزی است تا انسان با آن چیز به هدف دیگری که دارد برسد ، که اگر قبلا آن را تهیه ندیده بود به مطلوب خود نمےرسید... و کلمه «قوه» به معنای هر چیزی است که با وجودش کار معینی از کارها ممکن مےگردد ، و در جنگ به معنای هر چیزی است که جنگ و دفاع با آن امکانپذیر است، از قبیل انواع اسلحه و مردان جنگی با تجربه و دارای سوابق جنگی و تشکیلاتی نظامی."(المیزان ، جلد ۹، ص۱۵۱)


این مفسر معروف قرآن در ادامه ذکر مےنماید" و اینکه فرمود « و أعِدُّوا لَهُم مَا استطَعتُم مِن قُوَّه و مِن رباط الخَیل» امر عامی است به مومنین که در قبال کفار به قدر تواناییشان از تدارکات جنگی که به آن احتیاج پیدا خواهند کرد تهیه کنند، «به مقدار آنچه کفار بالفعل دارند و آنچه توانایی تهیه آن را دارند»"(ص۱۵۱) و در ادامه مےنویسد" به حُکم فطرت بر جامعه اسلامی واجب است که همیشه و در هر حال تا آنجا که مےتواند به همان مقداری که احتمال مےدهد دشمنش مجهز باشد خود را مجهز کند"(ص۱۵۱)


🔸این نوشتار مفسر شیعی قرآن شایان توجه است که مےآورد، مسلمانان مےبایست ابزار جنگی خود را تهیه کنند ، آنهم به مقداری که کفار آنرا بالفعل دارند ؛ یعنی اگر امروزه کشورهای آمریکا، اسرائیل ، روسیه و کشورهای اروپایی دارای تسلیحات اتمی هستند ، مسلمانان نیز ميبایست آنرا تهیه و تدارک ببینند. او حتی اشاره مےکند به صرف احتمال وجود چنین سلاح هایی نیز در نزد دشمن ، مسلمانان مجوز تهیه و تدارک این سلاحها را خواهند داشت.


🔸 وی در ادامه تفسیر آیه به دشمنانی که ناشناخته تصور مےشوند نیز مےپردازد و منافقانی که همانند مسلمانان رفتار مےکنند را نیز در صف دشمنان و کفار مےآورد. در واقع ایشان نیز همانند مکارم شیرازی دشمنان ناشناخته فعلی را به منافقان نسبت داده که معادل و مصداق امروزی چنین کشورهایی را مےتوان عربستان ، مصر و دیگر کشورهای اسلامی ای دانست که با غرب هم پیمان بوده و برخلاف جمهوری اسلامی رفتار مينمایند. بدین نحو باید دلواپسی کشورهای عربی منطقه را هم بی دلیل ندانست.


ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۱۷, پنجشنبه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت هفتم)


🔹آیت الله مکارم شیرازی اشاره مےکند " هر سلاح و قدرتی در آینده نیز پیدا شود در کلمه «قوه» نهفته است."(همان،ص۲۷۳)


🔹این مفسر قرآن سرانجام از کشور اسرائیل نام مےبرد و اشاره مےنماید " ولی این ملت چند میلیونی(اسرائیل) گوششان بدهکار هیچ یک از این مسائل نیست؛ چرا که زور دارند ، اسلحه ، قدرت و آمادگی جنگی کافی و پشتیبان قوی و از سالیان دراز پیش از این خود را آماده برای چنین تجاوزهایی کرده اند. تنها منطقی که مےتواند جوابگوی آنها باشد منطق «و أعِدّوالهم...» مےباشد. گویی این آیه در عصر ما و برای وضع امروز ما نازل شده است و مےگوید: آن چنان نیرومند شوید که دشمن به وحشت بیفتد ، زمینهای غصب شده را پس بدهد و در سر جای خود بنشیند."(ص۲۷۴و۲۷۵)


بدین صورت است که مشخص مےشود نظام جمهوری اسلامی برای عقب نشاندن کشور اسرائیل ، باید به اعدوالهم عمل نماید و بدنبال کسب و تهیه سلاحهای اتمی باشد.


🔹این فقیه و روحانی عالی رتبه شیعی در تفسیر ادامه آیه مےنویسد" نکته دیگری که در آیه مورد توجه است این است که مےگوید علاوه بر این دشمنانی که مےشناسید ، دشمنان دیگری نیز دارید که آنها را نمےشناسید ، ولی خدا آنها را مےشناسد و با افزایش آمادگی جنگی شما ، آنها نیز مےترسند و بر سر جای خود مےنشینند"(ص۲۷۵) و سپس مےآورد منظور از این دشمنان منافقان هستند ، " زیرا آنها در میان صفوف مسلمین به طور ناشناخته وجود داشتند و در صورت آمادگی کامل سپاه اسلام ، آنان نیز به وحشت مےافتادند و دست و پای خود را جمع مےکردند"(ص۲۷۶)


با توجه به اینکه منافق کسی است که در ظاهر و زبان مسلمان است ، اما در درونش رنگ و بوی اسلامی ندارد، مےتوان دریافت طبق قرائت این مراجع و مجتهدین ، حکومتهای عربی منطقه ، به ویژه عربستان سعودی مصداق بارز منافقین است. زیرا از نظر اینان به ظاهر مسلمان است، اما باطناً در خدمت استکبار جهانی و صهیونیسم قدم برمےدارد. بنابراین نه تنها کشور اسرائیل و دیگر کشورهای اروپایی و آمریکا در خطر این حکم قرار دارند ، بلکه این خطر شامل کشورهای عربی منطقه خصوصاً کشور عربستان نیز خواهد شد.


🔹این مرجع تقلیدِ پُرنفوذِ حکومت جمهوری اسلامی در خصوص مقاومت در برابر تحریمها نیز دست آویزی دارد، و همانند آیت الله هاشمی رفسنجانی به مردم مےگوید" تهیه نیرو و قوه کافی و ابزار و اسلحه جنگی و وسائل مختلف دفاعی ، نیاز به سرمایه مالی دارد. بدین رو به مسلمانان دستور مےدهد باید با همکاری عموم ، این سرمایه را فراهم سازند ، و بدانید هر چه در این راه بدهید در راه خدا داده اید و هرگز گُم نخواهد شد"(ص۲۷۶و۲۷۷)


وی اشاره مےکند" جالب توجه این که در جمله بالا کلمه «شَیء» که مفهوم وسیعی دارد به کار رفته ، یعنی هر گونه چیزی اعم از جان ، مال ، قدرت فکری یا نیروی منطق و یا هرگونه سرمایه دیگری در راه تقویت بنیه دفاعی و نظامی مسلمانان در برابر دشمن انفاق کنید ، از خدا پنهان نخواهد ماند و آن را محفوظ داشته و به موقع به شما مےدهد."(ص۲۷۷)


🔹این تصریح در بذل جان و مال و هرگونه سرمایه نشان مےدهد که نظام جمهوری اسلامی مےتواند براحتی فشار تحریمها را حمل بر انفاق نموده و خم به ابروی خود نیاورد ، زیرا در راستای هدف مهمتری قدم برمےدارد و در جهت این راه(دست یابی به سلاح اتمی) هرگونه از دست دادن جان ، مال و سرمایه مےتواند انفاق محسوب شود.


ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۷, دوشنبه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت ششم)


🔸 آیت الله ناصر مکارم شیرازی بعد از تشریح اینکه کلمه « قوه» در آیه ، از رنگ موی سر و ریش سپاه اسلام گرفته تا انواع سلاحهای مدرن و پیشرفته در هر عصر و زمان را شامل مےشود ، غفلت مسلمانان از این حُکم و امر را نیز گوشزد مےنماید و اشکال را در نوع مسلمانی مےداند و نه اسلام؛ زیرا بنابر حُکم اسلام دست یابی به سلاحهای پیشرفتهٔ هر عصر دارای مشروعیت شرعی است ، نه تحریم؛ عدم دستیابی فعلی بدان ، ناشی از قصور و تقصیر خود مسلمین است. وی این مطلب را بدین صورت منعکس مےنماید که " ولی افسوس که مسلمانان با «داشتن چنین دستور صریح و روشنی» گویا همه چیز را به دست فراموشی سپرده اند، نه از فراهم ساختن نیروهای معنوی و روانی برای مقابله با دشمن در میان آنها خبری هست، و نه از نیروهای اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و نظامی، و عجیب این است که با این فراموشکاری بزرگ و پشت سر انداختن چنین دستور صریحی ، باز خود را مسلمان مےدانیم ، و گناه عقب افتادگی خود را به گردن اسلام مےافکنیم" (تفسیر نمونه ، جلد هفتم ، ص۲۷۱)


بدین نحو مشاهده مےکنیم که یکی از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان و مفسر برجسته قرآن ، بصراحت اعلام مےنماید عقب افتادگی مسلمانان در اموری همچون امر نظامی ، ناشی از غفلت خودشان است نه قرآن؛ زیرا قرآن در آیه شصتم سوره انفال مجوز دست یابی به هر نوع سلاح پیشرفتهٔ هر عصر را داده است. بنابراین برای دست یابی به سلاح اتمی که امروزه پیشرفته ترین و تعیین کننده ترین مولفهٔ نظامی است در نزد قرآن و اسلام منعی وجود نداشته بلکه تاکید نیز مےشود.


🔸 نکته بسیار جالب در کتاب جناب مکارم ، پاورقی شماره یک صفحه ۲۷۱ آن است. ایشان مےنویسد (۱- هم اکنون که مشغول ویرایش این اوراق هستم ، جمهوری اسلامی ایران به این دستور عمل کرده ، به انرژی هسته ای دست یافته و تمام دول قدرتمند را به وحشت انداخته ، همه آنها تلاش مےکنند ایران را از غنی سازی اورانیوم منع کنند و ایران اسلامی همچنان ایستاده است. لطف خداوند را در آینده مشاهده خواهیم کرد. ۱۳۸۳/۸/۱۳)


پاورقی بالا که در زمانی نگاشته شده که هنوز محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری نرسیده و ابعاد گسترده برنامه غیرمتعارف اتمی ایران کاملا مشخص نشده بود، نشان مےدهد که جناب مکارم برنامه غنی سازی اتمی جمهوری اسلامی را عمل کردن به دستور قرآن دانسته و از سوی دیگر وعده مےدهد لطف خداوند را در آینده مشاهده خواهید نمود. در واقع مشخص است که منظورشان از لطف خداوند ، صرفا تولید برق نیست ، زیرا ایران در برق و مولفه هایی این چنینی مشکلی ندارد که منتظر الطاف الهی باشد.


🔸تعجبی ندارد که جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی دست به دامن کشورهای کره شمالی یا شبکه عبدالقدیر خان پاکستانی شود ، یا از هر کشور و هر شخص دیگری استمداد بطلبد. این مطلب نیز دارای مجوز شرعی است، و نیازی نیست که اسلامیون صرفاً از دانش خود استفاده نمایند ، بلکه مےتوانند آنرا از دیگران نیز اخذ نمایند. آیت الله مکارم شیرازی مےنویسد " سیره عملی پیامبر(ص) و پیشوایان بزرگ اسلام نیز نشان مےدهد که آنها برای مقابله با دشمن از هیچ فرصتی غفلت نمےکردند، در تهیه سلاح و نفرات ، تقویت روحیه سربازان ، انتخاب محل اردوگاه ، انتخاب زمان مناسب برای حمله به دشمن ، و به کار بستن هرگونه تاکتیک جنگی ، هیچ مطلب کوچک و بزرگی را از نظر دور نمےداشتند"(ص۲۷۱) و سپس تصریح مےنماید " معروف است در ایام جنگ «حنین» به پیامبر(ص) خبر دادند سلاح تازه و موثری در یمن اختراع شده است ، پیامبر (ص) فوراً کسانی را به یمن فرستادند تا آن سلاح را برای ارتش اسلام تهیه کنند."(همان،ص۲۷۱)


اندکی دقت در مطالب بالا نشان مےدهد که نظامهای اسلامی علی الخصوص جمهوری اسلامی ، هیچ منعی بر دستیابی به سلاحهای اتمی آنهم با استفاده از دانش دیگران نداشته و ندارند.


ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۴, جمعه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت پنجم)


 🔸 آیت الله مکارم شیرازی در کتاب «تفسیر نمونه» به فرا زمانی و فرامکانی بودن حُکم آیه اشاره دارد و مےآورد " افزایش قدرت جنگی و هدف آن به تناسب دستورات گذشته در زمینه جهاد اسلامی در آیه مورد بحث(آیه شصتم سوره انفال) به یک اصل حیاتی که در هر عصر و زمان باید مورد توجه مسلمانان باشد اشاره مےکند و آن لزوم آمادگی رزمی کافی در برابر دشمنان است ؛ نخست مےفرماید و در برابر دشمنان ، هر قدر توانایی دارید از نیرو و قدرت آماده سازید - و أعِدّوالهم...- یعنی در انتظار نمانید تا دشمن به شما حمله کند و آنگاه آماده مقابله شوید ؛ بلکه از پیش باید به حد کافی آمادگی در برابر هجوم های احتمالی دشمن داشته باشید.» ( تفسیر نمونه ، جلد هفتم ، ص۲۶۷)


🔹 وی با توجه به متن آیه اشاره مےنماید که هدف این آیه صرفاً ترساندن دشمنان شناخته شده فعلی نیست ، بلکه ممکن است دشمنانی وجود داشته باشند که فعلا توسط حکومت اسلامی شناخته نشده باشند؛ بنابراین تقویت قوای نظامی باید بسیار گسترده و ناظر به دشمنان ناشناخته فعلی که در آینده مورد شناسایی قرار مےگیرند نیز بشود. وی اضافه مےنماید « همچنین گروه دیگری غیر از این ها که شما آن ها را نمےشناسید ، ولی خدا آنها را مےشناسد، - و آخَرینَ مِن دونِهِم - این گروه نیز باید از شما حساب ببرند و بترسند.» (همان ،ص۲۶۸)


🔹این مرجع تقلید ذی نفوذ در حکومت جمهوری اسلامی ، در تفسیر کلمه «قوه» در آیه مےنویسد " کلمه قوه  چه کلمهٔ کوچک و پُرمعنایی است ، نه تنها وسایل جنگی و سلاح های مدرن هر عصری را در بر مےگیرد ، که تمام نیروها و قدرت هایی را که بنوعی از انواع در پیروزی بر دشمن اثر دارد شامل مےشود؛ اعم از نیروهای مادی و معنوی."(همان،ص۲۶۹)


♦️ جناب مکارم شیرازی با توجه به موارد فوق تصریح مؤکد مےکند که" بنابراین علاوه بر این که باید از «پیشرفته ترین سلاح های هر زمان» به عنوان یک «وظیفهٔ قطعی اسلامی» بهره گیری کرد ، باید به تقویت روحیه و ایمان سربازان ، که قوه و نیروی مهم تری است پرداخت."(همان ، ص۲۶۹)


🔺 شایان توجه است که مرجع تقلیدی این چنین حکم مےدهد که بهره گیری از «پیشرفته ترین سلاح های هر زمان» یک «وظیفهٔ قطعی اسلامی» است، و عده ای سیاستمدار معتقد مےباشند که ساخت ، تهیه و نگهداری سلاح های اتمی برخلاف مبانی فقهی و دینی اسلام بوده و حرام است. بنظر مےرسد این حرمت ، صرفاً بعد از کشف فعالیتهای پنهان این رژیم ، آنهم جهت فریب اذهان سیاستمداران ساده لوح اروپایی و غربی است؛ و این حرمت نه تنها مجوز دینی ندارد، بلکه دست یابی به این سلاحها کاملا با مبانی قرآنی و اسلامی همخوانی داشته ، و بدان سفارش نیز شده است.


🔸 این مرجع تقلید شیعیان ایران به روایاتی نیز متمسک شده و اشاره مےنماید " مثلا در بعضی از روایات مےخوانیم پیامبر (ص) فرمود: منظور از قوه «تیر» است ، و در روایت دیگری که در تفسیر علی بن ابراهیم آمده مےخوانیم که منظور از آن (قوه) ، «هرگونه اسلحه» است. و باز در روایتی که در تفسیر عیاشی آمده مےخوانیم منظور از آن (قوه) ، شمشیر و سپر است، و بالاخره در روایت چهارمی که در کتاب «من لایحضره الفقیه» آمده مےخوانیم منهُ الخضابُ بالسواد یکی از مصداق های قوه در آیه ، موهای سفید را به وسیله رنگ سیاه کردن است؛ یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگ سال چهره جوانتری مےدهد تا دشمن مرعوب گردد از نظر دور نداشته است، و این نشان مےدهد چه اندازه مفهوم «قوه» در آیهٔ فوق وسیع است. بنابراین آنها که تنها پاره ای از روایات را دیدند و کلمهٔ قوه را به یک مصداق  ، محدود ساخته اند گرفتار اشتباه عجیبی شده اند."(همان ،ص۲۷۰)


ادامه دارد..




#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۳, پنجشنبه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری(قسمت چهارم)


 🔹 توان نظامی جامعهٔ اسلامی باید به گونه ای باشد که دشمنان خدا و مردم را همواره به هراس افکند(همان،ص۳۹۸) وی در ادامه تصریح مےنماید " جمله تُرهبوُن ... به منزله تفسیر و توضیح«مااستطعتم» است، یعنی توان نظامی باید به حدی رسد که دشمن را به وحشت اندازد، نه کمتر از آن" (ص۳۹۹)

آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه تفسیر این آیه ، که بر نشان سپاه پاسداران نیز نقش بسته است مےآورد" اهل ایمان باید توان رزمی برتر خویش را به دشمنان دین بنمایانند.(ص۳۹۹)


🔹 یکی از نکات برجستهٔ این آیه اینست که عده ای گمان مےکنند جمهوری اسلامی را مےتوان با تحریم ، از دست یابی به سلاح اتمی بازداشت. در اینجا باید متذکر شد که نظام جمهوری اسلامی هیچگاه بخاطر تحریم دست از برنامهٔ اتمی اش نخواهد کشید؛ مگر به سبب فشار تحریمها ، موجودیت اصل و کل نظام در خطر بےافتد. در آنصورت است که این نظام سعی خواهد کرد اهم را بر مهم ترجیح داده و بخاطر حفظ موجودیت نظامش ، دست از برنامه اتمی که حکمی است شرعی بردارد. همانگونه که پیشتر اشاره شد ، چنین حکومتی برای بقای خود ، احکام شرعی را نیز تعطیل خواهد نمود.


🔹دیگر مطلبی که باید توجه داشت اینست که تحریم ها هر چقدر بر مردم فشار اقتصادی وارد نماید و سبب خسران گردد ، برای این نظام مشکلی شرعی و فقهی ایجاد نخواهد نمود؛ زیرا در همین آیه آمده " هر چیزی را که در راه خدا انفاق و خرج کنید ، خدا به شما برخواهد گرداند"

در واقع هر آن چیزی که به سبب تحریم ها بر مردم وارد شود ، از نظر حاکمان نظام انفاقی است که در راه خدا مےشود و الله آن را برخواهد گرداند. برای همین فشار تحریمها برای این نظام مشکل تئوریک و فقهی ایجاد نخواهد نمود؛ مگر کلیت نظام را مورد هدف قرار دهد.


🔹آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بدین مطلب تصریح نموده و در ادامه تفسیر این آیه مےنویسد " انفاق امکانات برای تقویت بنیه نظامی جامعهٔ اسلامی ، از مصادیق انفاق «فی سبیل الله» است." (ص۳۹۹)


🔹 در ادامه نگاهی به دو کتاب «پیام قرآن» و « تفسیر نمونه » نوشته آیت الله ناصر مکارم شیرازی خواهیم داشت تا نظرات این مرجع تقلید پر نفوذ حکومت جمهوری اسلامی را نیز بررسی نماییم. وی در جلد دهم کتاب «پیام قرآن»، در مورد قوای نظامی آیاتی را ذکر مےکند و در شماره سوم این آیات به آیهٔ شصتم سوره انفال اشاره نموده و مےآورد( توجه به این نکته نیز لازم است که مفهوم آیه بسیار وسیع و گسترده مےباشد ، و هر گونه فراهم سازی نیروهای معنوی ، مادی ، نظامی ، اقتصادی و فرهنگی را شامل مےشود. و به خصوص بر نیروهای مناسب هر زمان تکیه و تاکید مےکند ، و نشان مےدهد که مسلمین باید هرگز آرام ننشینند و تلاش کنند که آخرین سلاح های پیچیده عصر خود را فراهم سازند و حتی از آن پیشی گیرند(ص۳۰۰)


در واقع این روحانی و فقیه فعلی در نظام جمهوری اسلامی ، بصراحت دستور خستگی ناپذیری به مسلمین داده و اشاره مےنماید حتی باید از فراهم نمودن سلاحهای پیچیده امروزی نیز پیشی گیرند. به ادامه نظرات این مرجع تقلید در تفسیر نمونه اش خواهیم پرداخت. اما تا همینجا نیز باید مورد دقت قرار گیرد که در نظرات مرجع تقلیدی که مرجعیتش مسلّم تر و باسابقه تر از شخص رهبر جمهوری اسلامی است نه تنها منعی برای دستیابی به سلاحهای پیشرفته روز وجود ندارد ، بلکه ایشان خواستار پا فراتر نهادن از آن نیز هست.


ادامه دارد..



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ مهر ۱, سه‌شنبه

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری.(قسمت سوم)


 🔹نظام دینی جمهوری اسلامی  همواره شرع و فقه را دستاویز تحکم بر  مردم قرار مےدهد، و در زمان نیاز نیز  برای حفظ حکومت خود فتوای تعطیلی همان احکام را نیز صادر خواهد کرد. کمتر کسی است که گفتار خمینی (رهبر اول جمهوری اسلامی) به خامنه ای (رهبر فعلی جمهوری اسلامی) را از یاد برده باشد که اشاره نمود ، حکومت اسلامی در صورت نیاز و ضرورت ، جهت حفظ حکومت مےتواند نسبت به تعطیلی احکام اسلامی مبادرت نماید. در واقع حکومت دینی ایران ، در صورت نیاز ، احکام اسلامی را اجرا مےنماید و در زمان ضرورت جهت حفظ نظام نسبت به تعطیلی آن احکام اقدام خواهد نمود. بنابراین همه چیز حول محور حفظ نظام مےگردد.


🔹حکومت جمهوری اسلامی که همواره دشمنان ایدئولوژیک و دینی برای خود مےسازد ، قطعاً بدنبال ابزار حافظ خود در برابر آن تهدیدها هم هست. حال چه بهتر که این ابزار توسط آیات قرآن در اختیار چنین نظام هایی هم قرار گیرد ، بنحویکه نیاز به تعطیلی احکام نباشد.


🔹رهبر فعلی ایران در کتاب " سیره نبی اکرم " مےآورد ( پس قدم بعدی تشکیل حکومت است؛ اما تشکیل حکومت ، هدف نیست. نکته اساسی این جاست ، تشکیل حکومت برای تحقق آرمانهاست. اگر حکومت تشکیل شد ، ولی در جهت تحقق آرمانها پیش نرفت ، حکومت منحرف است. این یک قاعده کلی است؛ این معیار است. ممکن است تحقق آرمانها سالها طول بکشد ؛ موانع و مشکلاتی بر سر راه وجود داشته باشد ؛ اما جهت حکومت -جهت و سمت گیری این قدرتی که تشکیل شده است - حتماً باید به سمت آن هدفها و آرمانها و آرزوهایی باشد که شعار آن داده شده است و داده مےشود و در متن قرآن و احکام اسلامی وجود دارد. اگر در آن جهت نبود ، بلا شک حکومت منحرف است)(ص۳۴و۳۵)


🔹مےبینیم حکومت اسلامی ابزاری است برای تحقق آرمانها  برای چنین نظامهایی؛ آرمانهایی که در قرآن و شرع بدان تصریح گردیده است. البته همان قرآن نیز جهت وصول به آرمانها ، مجوز دست یابی به ابزارها را هم بدین حکومتها داده است.


🔹حکومت جمهوری اسلامی ، در طول چهل سال ، همواره به بهانه های مختلف از جمله صدور انقلاب ، دفاع از مستضعفین ، منازعات دینی ، استکبار ستیزی و بسط هژمونی خود در منطقه ، دشمنان زیادی برای خود تراشیده است. برخی از این کشورها نیز از گذشته دارای سلاح اتمی بوده اند که قدرت بازدارندگی بدانان داده است. جمهوری اسلامی چه با عنوان بازدارندگی و چه به عناوین دیگر ، شدیداً خود را نیازمند داشتن سلاح اتمی مےبیند. حال محل بحث این است که آیا رهبر جمهوری اسلامی حکم و ادعایی خلاف واقع نموده است یا اینکه قرآن و شرع اجازه دست یابی به این سلاحها را به حکومت او داده است. در قسمت پیشین آیه شصتم سوره انفال را آورده ایم؛ حال نگاهی به دیدگاه مفسرین و مجتهدین عصر حاضر خواهیم داشت تا مقایسه ای میان گفتار و نوشته های آنان ، با ادعای حرمت دست یابی و نگهداری این سلاحها توسط رهبر جمهوری اسلامی داشته باشیم.


🔹 آیت الله هاشمی رفسنجانی که از ارکان نظام جمهوری اسلامی در چهار دهه فعالیت خود است، در تفسیر راهنمای خود ذیل این آیه مےآورد ،( تقویت قوای نظامی و آماده سازی ادوات رزمی برای نبرد با دشمنان خدا ، وظیفه ای بر عهده تمام مسلمانان - جلد ۶ص۳۹۸) وی با صراحت هر چه تمام اشاره مےکند ( جامعهٔ اسلامی باید به پیشرفته ترین ادوات رزمی زمان مجهز باشد.-ص۳۹۸)

طبیعی است که پیشرفته ترین ادوات رزمی زمان ما چیزی جز سلاح های اتمی نیست. این مجوز دست یابی به چنین ادوات و ابزار ، آنهم از سوی فقیهی است که خود در بالاترین سطوح این نظام حضور داشته و مرجع تصمیم گیری بوده است. وی در ادامه تفسیر این آیه مےآورد..



ادامه دارد



#SN

https://t.me/SourentoChannel

اسلام ، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی ؛ نسخه ای برای بیداری. (قسمت دوم)


 🔸 نظام جمهوری اسلامی بر اساس اسلام و یا بهتر بگوییم با ادعای برقراری احکام اسلامی تاسیس گردیده و یک حکومت فقاهتی است. این فقه اسلامی که دارای گرایش شیعی نیز هست ، مولفه هایی دارد که اگر نیک شناخته نشود ، مناسبات کشورهای دیگر را با این نظام دچار مشکل خواهد کرد. مولفه ها و ابزارهایی که این نظام در اختیار دارد و آنها را نیز مشروع مےداند گسترده و در حوزه های مختلف کارکرد دارند. در این نوشتار بدنبال بررسی این ادعای برآمده از رهبر فعلی جمهوری اسلامی خواهیم بود که گاه و بیگاه توسط انصارش تکرار شده و مدعی اند ساخت و نگهداری و استفاده از سلاح اتمی مخالف اسلام و مبانی فقهی آنان است.


🔹 بر کمتر کسی پوشیده مانده است که امروزه نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مهمترین ارکان نظام جمهوری اسلامی را در تصرف ، مالکیت و مدیریت دارد؛ علی الخصوص نهادهای نظامی و اقتصادی. نکته اینکه این نهاد بوسیله شاخه های برون مرزی خود نیز نقشی مداخله جویانه در کشورهای دیگر به عهده دارد و اقدامات آن سیاست خارجی کشور را نیز که قاعدتاً مےبایست توسط وزارت امور خارجه انجام شود را تحت الشعاع قرار مےدهد. این نهاد که در بیشترین حوزه ی فعالیت های اقتصادی ، سیاسی و نظامی دستی در کار دارد در زمینه ی تهیه ، تدارک ، ساخت و استفاده از سلاحهای نظامی نیز فعالیت گسترده دارد. محل بحث ما همین نکته خواهد بود که آیا سپاه و نظام جمهوری اسلامی ، مبانی تئوریک و فقهی برای ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی در اختیار دارند ، یا واقعاً ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی مغایر با مبانی دینی و فقهی آنان است.


🔹 اولین نکته ای که به چشم مےآید آرم و نماد سپاه پاسداران است. نمادی متشکل از دستی که اسلحه ای را بلند نموده و بر روی اسلحه نیز بخشی از آیه ای از قرآن نوشته شده است.


🔹چرا دقت نظر در این آیه مهم و ضروری است؟

بدین سبب که دقت نظر در این آیه مےرساند  که ساخت ، تهیه ، نگهداری و استفاده از سلاح اتمی نه تنها منع شرعی و دینی ندارد ، بلکه توسط قرآن به مسلمانان سفارش نیز شده است و آنرا به یک وظیفه دینی و شرعی درآورده است. نخست نگاهی به این آیه قرآن خواهیم داشت.

«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ»


و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد، تا با اين [تداركات‌]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان‌] ديگرى را جز ايشان -كه شما نمى‌شناسيدشان و خدا آنان را مى‌شناسد- بترسانيد. و هر چيزى در راه خدا خرج كنيد پاداشش به خود شما بازگردانيده مى‌شود و بر شما ستم نخواهد رفت.


سوره الأنفال / آیه ۶۰ 


🔹 در ادامه خواهیم دید نظر فقهی مفسرین ، محدثین و عالمان اسلامی در خصوص شمول آیه ی فوق تا کجاست و به چه سبب کشورهای جهان ، خصوصاً کشورهایی که نظام جمهوری اسلامی با آنان نزاع و منازعه دارد باید خواب آسوده را فراموش نمایند.


ادامه دارد...


#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۲۹, شنبه

اسلام، جمهوری اسلامی و سلاح اتمی؛ نسخه ای برای بیداری. (قسمت اول)


 🔹 پس از سالها فعالیت مخفیانهٔ جمهوری اسلامی ایران ، برای بدست آوردن سطح نامتعارفی از اطلاعات ، آگاهی و ابزارهای غنی سازی و موارد پیرامون آن ، که شبهه دستیابی به سلاح اتمی را تقویت مےکرد؛ از بالاترین سطح نظام ، خبری (فتوایی) منتشر شد مبنی بر اینکه سلاح اتمی با مبانیِ دینیِ اسلام و علی الخصوص مذهب شیعه همخوانی نداشته و ندارد. در سلسله متنهایی به بررسی این ادعا خواهیم پرداخت.


🔹 نخست ذکر مطلبی خالی از فایده نخواهد بود؛ آنچه بسیاری از حاکمان اسلامی بر منابر مےگویند ، و آنچه در رفتار انجام مےدهند.


🔸ابن ابی الحدید ، شارح نهج البلاغه ، در شرح خطبه بیست و هشتم ، که به صنعت بلاغی و سخنرانی های فصیح مےپردازد، چند سخنرانی از حجاج بن یوسف ثقفی- که در خونریزی معروف و مشهور است- را آورده تا نشان دهد سخنان مسیح گونه نیز از دهان جباران خارج مےشود. بعنوان نمونه ای مےآورد ( گفت: حجاج روزی سخنرانی کرد و گفت: ای مردم ، در عمری کوتاه که ضبط مےگردد ، واقع شده اید؛ چه بسا عمل کننده ای که تباه کننده است و برای دیگری تلاش مےکند؛ در حالی که مرگ در پشت سر شماست، و آتش پیش روی تان ، و بهشت در مقابلتان، پس از نفس هاتان برای نفس هاتان توشه بگیرید ، و از بی نیازی تان برای فقرتان ، و از آنچه در دستانتان است برای آنچه پیش روی تان ، پس گویی آنچه از دنیا گذشته ، نبوده ، و گویی مردگان ، زنده نبوده اند و آنچه را که مےبینید ، خواهد رفت. این خورشید عاد و ثمود و امت های بسیاری در میان آنهاست ، این همان خورشیدی است که بر تبایعه و اَکاسره و گنجینه های شان که میان دست ها گشته و کاخ محکمشان تابید؛ سپس بر گورهاشان تابید. پادشاهان گذشته کجایند ، ستمگران کبرورز کجایند! حسابگر خداست ، و صراط برپاست ، و دوزخ زفیر مےکشد و شعله ور مےشود و اهل بهشت در نعمتند و در باغی خرمند، خداوند ما و شما را از کسانی قرار دهد که "چون نشانه های پروردگارشان را یادآور مےشدند ، کور و کر بر آن نمےافتادند"(فرقان،۷۳)

گفت: حسن (بصری) مےگفت: آیا از این گناهکار تعجب نمےکنید! بر پله های منبر بالا مےرود و سخنان پیامبران را مےگوید ، و فرود مےآید و چون جباران خون مےریزد، و سخنش با خدا سازگار است و فعلش با خدا در جدال.)(ترجمه شرح نهج البلاغه ، جلد ۲، ص۱۰۳ و۱۰۴)


🔹هدف از ذکر این داستان در ابتدای مطلب این است که بسیاری از تحلیل گران و پژوهشگران ، بدون شناخت مبانی فکری و افعال حاکمان ، صرفاً به اقوال آنان نگاه مےکنند و با خام خیالی در خواب فرومےروند. اینگونه مےشود که پس از مدتی مےشود آنچه نمےبایست مےشد. داستان وعده های آزادی خواهانه ، دموکرات ، مدرن و پُر از رحمت و عطوفت خمینی در نوفلوشاتو نیز از همین سنخ است. فریبی که از اقوال این شخص ، بدون آگاهی از مبانی فکری اش دامنگیر مردم ایران ، خاورمیانه و جهان گردید.


ادامه دارد...



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۲۶, چهارشنبه

محمد بن عبدالله و الگوهای زمانه اش ( قسمت سوم)


🔻 در بیستمین مورد از تطبیق رفتار و گفتار محمد بن عبدالله با ابوجهل شایان ذکر است که ، ابوجهل هیچگاه بواسطه ی حرف برخی از نزدیکترین یاران و صحابه اش بر زنان خود ام العرب نام ننهاد تا سبب عدم ازدواج آنان پس از مرگ خود شود؛ ظلمی که پیامبر اسلام در حق زنان خود روا داشت و با جعل عنوان ام المومنین سبب شد بسیاری از آنان بین سی تا پنجاه سال پس از مرگ او مجبور به تنها زیستن شوند.


🔻بیست و یکمین مورد از تطبیق رفتاری و گفتاری میان محمد و ابوجهل در این است که اگر ابوجهل را قاتل یاسر و سمیه که از موالی و بردگان بنی مخزوم بودند معرفی مےنمایند ، پیامبر اسلام نیز افراد زیادی را مثل کنانه بن ربیع مورد شکنجه قرار داد و سپس گردن زد.


🔻 اگر گفته شده ابوجهل دستور ترور محمد را داده است که صحت و سقم آن مشخص نیست ، محمد دستور ترور بسیاری از مخالفین خود مثل کعب بن اشرف ، ابن ابی الحقیق ، ابوعفک و بسیاری دیگر را صادر و اجرا نموده است که مورد اجماع مورخین مسلمان است.


🔻ابوجهل با آن همه کیاست و درایت هیچگاه مقام زنان را پست ندانسته و برای آنان احکام ناقص العقل ، عورت ، شیطان و دیگر عناوینی اینچنینی صادر نمےنمود. این موضوع تا بدانجا مهم بوده است که حتی زنانی مثل ام الجلاس ، خاله ابوجهل آنقدر مورد احترام بوده اند که پیمان نامه ها را به او مےسپردند ، نه همانند محمد که طبق روایات و احادیث جامعه ای که زنان در آن صاحب قدرت و رهبری باشند را سبب بدبختی آن مردم بداند.


🔻ابوجهل هیچگاه برای زنان بنی مخزوم منع مسافرت را بشکل حکم و قوانین درنیاورد ، حال آنکه همین پیامبر اسلام مسافرت زنان را بدون شوهر و یا محرم خود منع نموده است.


🔻بیست و پنجمین مورد از تطبیق رفتاری محمد و ابوجهل برمےگردد به وضع قواعد و احکامی مثل مباهته که توسط پیامبر اسلام تدوین گردید و غرض این بوده است که اگر کسی از اسلام و او ایراد و انتقاد بکند مشمول بهتان و دشنام مسلمین واقع شود. کاری که بی نهایت غیراخلاقی و غیر انسانی است و از ابوجهل سراغ نداریم.




🔸ما فقط بیست و پنج مورد از تطبیق رفتاری پیامبر اسلام با ابوجهل را آوردیم تا دوستانی که مدعی کانتکست گرایی ، بستر گرایی ، زمانمندی و تاریخی بودن احکام ، رفتار و اقوال محمد بودند ، میان او و ابوجهل قضاوتی داشته باشند و بفرمایند کدام یک معیار بهتری برای الگو بودن هستند.


به این لیست بیش از بیست و پنج مورد دیگر را هم مےتوان افزود که سعی در خلاصه نمودن آن داشتیم.



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۲۴, دوشنبه

محمد بن عبدالله و الگوهای زمانه اش ( قسمت دوم)


 ♦️از دیگر مواردی که باید در مقایسه گفتاری و رفتاری میان محمد بن عبدالله و ابوجهل بدان اشاره کنیم موارد ذیل شایسته توجه اند.


🔻ابوجهل از اینکه او را بنام مادرش بخوانند هیچ کدورتی به خود راه نمےداد و بهمین جهت از اینکه ابن حنظله گفته شود ناراحت نمےشد و همانند محمد با آوردن آیه پنجم سوره احزاب و روایات مشابه برتری پدر بر مادر را با نامیدن کودکان فقط بنام پدرانشان نهادینه و قانونی نمےکرد.


🔻ابوجهل هیچگاه حکم نداد و نخواست زنان را ، آنگونه که محمد حکم داده در خانه محبوس نمایند و با آوردن آیات و روایات از آنان بخواهد عبادات خود را هم در خانه انجام دهند و در پایین ترین قسمت خانه ها جاگیر باشند.


🔻ابوجهل هیچگاه زدن زنان را کار الهی ندانست و همانند محمد برتری مردان بر زنان را خواست الله و تبدیل به قانون ابدی نکرد.


🔻ابوجهل هیچگاه با یهودیان ، مسیحیان و دیگر معتقدین ادیان جنگ نکرد و بر آنان بخاطر عدم پذیرش اسلام جزیه مقرر نکرد ، کاری که محمد در سوره توبه دستورش را داده است.


🔻ابوجهل با آنهمه دانایی و بزرگی اش میان قوم، روایتی نیاورد که ( خون و مال مردم بر من حلال است تا زمانی که شهادتین بگویند و نماز و زکات بدهند) ، کاری که محمد بن عبدالله چنین کرد.


🔻ابوجهل هیچگاه برخلاف قوانین عشیره و قبیله اش رفتار نکرد ، حال آنکه محمد با بخشیدن قاتلی بنام اسامه بن زید که نوه ی او محسوب مےشد نشان داد در مواقعی آیات قرآن را در مورد قصاص نادیده مےگیرد و خون محترمی را پایمال بی عدالتی قرار مےدهد.


🔻ابوجهل هیچگاه شهادت و گواهی دروغگویانی مثل خزیمه بن ثابت انصاری در معامله را بنفع خود و به ضرر یک اعرابی نمیپذیرفت و به دروغگویان لقب افتخارآمیز عطا نمیکرد.


🔻هفدهمین مورد اینکه ابوجهل هیچگاه برای منافع خود پیمان عشیره ای و قبیلگی خود را زیر پا ننهاد و با بیگانگان در شهر دیگر بر ضد مردم شهرش همپیمان نشد.


🔻هجدهمین مورد اینکه ابوجهل هیچگاه زمینهای مردم ترسیده از جنگ را تصاحب نمےکرد و تحت نام فئ ، سرمایه ای برای خود و خانواده اش قرار نداد.


🔻در کجای زندگی ابوجهل سراغ ميتوان داشت تا جنایتکاری مثل خالد بن ولید را که همه مردان بنی جزیمه را در حالی که مسلمان بودند کشت ، به لقب سیف الاسلام مفتخر کند؟ و در برابر این جنایت هولناک فقط دیه مقتولین را بدهد و از عمل خالد درگذرد.


(ادامه دارد)


#SN

https://t.me/SourentoChannel

محمد بن عبدالله و الگوهای زمانه اش(قسمت اول)


 بسیاری از مسلمانان ، در هر مقام ، عنوان و سطح ، وقتی با انتقادات ، ایرادات و اشکالات بر پیامبر اسلام ، قرآن و احکام این دو مواجه مےشوند سعی مےنمایند از حربه ای استفاده کنند ، و آن حربه « کانتکست گرایی» ، «زمان مندی» و مولفه هایی این چنینی است.


🔹هدف این جماعت که برخی از آنها دانش آموختگان آکادمیک هم هستند این است که شبهات و ایرادات غیرقابل پاسخ را توجیه ، تفسیر و تاویل نمایند.


🔸در اینجا و بصورت خلاصه قصد دارم به ادعای کانتکست گرایی و زمانمندی این جماعت بپردازم؛ هر چند همین ادعا نیز خلاف خود قرآن و روایات پیامبر اسلام است ، که خود را حق مطلق ، فراتر از زمان و مکان دانسته ؛ الگوی حسنه امت هستند و از پس و پیش ابطالی بدانها راه نخواهد یافت. خوانندگان محترم مےتوانند به روایاتی همچون حدیث ثقلین ، حلال و حرام محمد تا ابد حلال و حرام است ، آیات بیست و یک سوره احزاب و چهل و دو سوره فصلت نگاهی بیاندازند. روایات و آیات متعدد دیگری نیز در تایید این ادعا وجود دارد. حال ما به همان مطلب زمانمندی و کانتکست گرایی همین مدعیان مےپردازیم تا با ذکر شواهدی مشخص شود پیامبر اسلام در ظرف زمان و مکان خود هم انسانی دارای خصایص الگویی و سرمشقی بوده است ، یا خیر.


🔹برای یک مقایسه ساده ، من یکی از منفورترین شخصیتهای جهان اسلام را انتخاب مےکنم که مسلمین او را بنام « ابوجهل» مےشناسند؛ مقایسه میان این دو شخصیت بشکل تیتر وار مےتواند نگاه ما را به ادعای این افراد که پیامبر اسلام را در عصر و مصر خود قابل دفاع مےدانند روشن تر کند.


🔻ابوجهل با نام اصلی « عمرو بن هشام مخزومی» از بزرگان بنی مخزوم بود و به سبب دانش زیاد و وجاهت بالایش او را « ابوالحکم» یعنی پدر حکمت و دانش مےشناختند. نکته اینکه پیامبر اسلام و مسلمین او را « ابوجهل » نامیدند. اولین مطلب این است که اسوه حسنه مسلمانان دشمن صاحب جاه و مقام خود را به کلمات و القاب سخیف متصف مےکند ؛ کاری که از ابوجهل سراغ نداریم.


🔻دومین مطلب این است که ابوجهل هیچگاه با آن همه وجاهت و دانش ادعای رسالت ، برگزیده بودن ، الگو بودن نکرد و برای خود حقوقی الهی در نظر نگرفت ، آنچه محمد در بسیاری از آیات قرآن برای خود قائل شد. در واقع این خود محمد بود که با ادعایی بزرگ خود را در مرعی و منظر نقد و بررسی قرار داد.


🔻در تاریخ عرب سراغ نداریم ابوجهل طایفه خود را جمع نماید و بعنوان جهاد دست به غارت کاروان و اموال مردم بزند. اتفاقا آنچه برميآید این است که این اشخاص دست به تجارت زده و از تجارت خود نیز بذل و بخششهای فراوانی به مردم کرده اند.


🔻در هیچ کجا نمےخوانیم ابوجهل با توجه به وجاهت و قدرت و دانش خود آیه ای همانند آیه پنجاه سوره احزاب بیاورد ، تا هر زمان زنی تمایل به تمتع جنسی با او را داشت بتواند خود را به او ببخشد ؛ و البته در انتهای آیه اینموارد را بیاورد که چنین کرده تا پیامبرش در مضیقه نباشد.


🔻در تاریخ به چشمانم نخورده است ابوجهل وارد خانه پسرخوانده یا حتی برده ی خود شود و از زن او خوشش بیاید و او را به عقد خود درآورد و آنرا خواست الهی بداند.


🔻کجایی تاریخ سراغ دارید ابوجهل طایفه بنی مخزوم را جمع کند و همانند پیامبر اسلام و پیروانش که در تاریخ و آیات قرآن مسطور است بر خدایان و اجداد دیگران دشنام دهد.


🔻هفتمین مورد این است که در کجای تاریخ زندگانی ابوجهل مےبینید ، او و بزرگان طایفه اش بنشینند ، دسته دسته مردان اسیر را بیاورند و گردن بزنند ، سپس کودکان و زنان مردم را به یمن و شام برای فروش ارسال کنند.


🔻در کجای زندگی ابوجهل آمده که افراد آزاد و مختار طایفه خود را به صرف جدایی از خدای مورد احترامش به جرم ارتداد محکوم به مرگ کنند. آنها بقدری بزرگوار هم بوده اند که اگر برده ای دین آنها را رها مےکرد با دریافت پول آزادش مےکردند ، نه همانند محمد که دستور قتل مرتدینی مثل عبدالله بن سعد بن ابی سرح را بدهد ، حتی اگر بر قفل کعبه آویزان باشد.


🔻در کجای زندگی ابوجهل سراغ دارید او زنی شاعره (همانند عصماء بنت مروان )را به صرف نقد از خدای دینش و او ، شبانه ترور نماید و بکشد؟


به این لیست بلند بالا در قسمتهای بعد مےپردازیم.


#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۲۱, جمعه

در سبب اینکه هیچ مسلمانی نباید قرآن را کتاب خدا بداند.


 در قرآن آیه ای وجود دارد که میگوید


👈آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیاری میافتند (نساء ۸۲)


نکته مهمی که مسلمانان گرامی باید توجه کنند که اختلاف بر خلاف تضاد است و به هر چیز مختلفی نیز میتوان گفت اختلافی دارند. حتی در جزئیات. مثلا آب میوه با آب متفاوت است هر چند هر دو مایع باشند. یا اسب با الاغ متفاوت است هر چند هر دو چهارپا و حیوان باشند.


در واقع هر اسمی یک‌متعلقی دارد که با آن شناخته میشود.

اگر من بگویم برایم آب بیاورید کسی که برایم نان بیاورد مشخص میشود کلام مرا متوجه نشده و بین آب و نان اختلاف هست هر چند نان هم در زمان خمیر کردن آرد در خود آب داشته باشد.


اما ببینیم در کلام الله چگونه است. آیا واقعا اختلافی وجود ندارد تا یک مسلمان با اندیشیدن در آن و تطبیق با آیه فوق تشخیص دهد این کتاب از جانب الله نیست.


اینبار بسراغ طریق خلقت انسان در قرآن میروم و نشان خواهم داد که خدا انسان را با چه موادی که با هم مختلف هستند آفریده و این اختلافات زیاد بین ماده اولیه انسان چگونه با آیه فوق تطبیق میکند؟


۱. الله در آیه (۶ طارق ) خلقت انسان را از ماءدافق یعنی آب جهنده میداند


۲.در آیه (۷ سجده) از طین یعنی گل میداند


۳.در آیه دیگر (۲۰ روم) خلقت انسان را از تراب یعنی خاک میداند.


تا اینجا متوجه میشویم که آب جهنده با گل و گل با خاک متفاوت است. زیرا گل به خاکی میگویند که آب را در خود دارد و با خاک متفاوت است.


اما کار به اینجا ختم نمیشود


۴. در آیه (۱۴ الرحمن) از کلمه صلصال کالفخار که گل خشکیده است استفاده کرده و در آیات دیگر نیز از کلمه حماء مسنون از همین صلصال کالفخار استفاده کرده که نشان از تفاوت و اختلاف در این دو است.


۵. در آیه (۲۰ مرسلات ) نیز از کلمه ماء مهین یعنی آب بیمقدار سود برده است.


فارغ از این آیات آیاتی دیگر نیز هستند که انسان را آفریده شده از نطفه یا هر جنبنده ای را از ماء یعنی آب خالص و دیگر موارد ذکر کرده.


با توجه به اینکه خدا میگوید در آیات قرآن نمیتوان اختلافی دید و برای هر کس قابل تشخیص است که طلا و مس مختلف هستند هرچند هر دو فلز هستند، زن و مرد مختلف هستند هرچند هر دو انسان هستند و ببر و گربه مختلف هستند هر چند به هر دو گربه سان میگویند و برای همین اختلاف است که نامهای مختلفی به خود دیده اند حال چرا مسلمین قرآن را کتاب خدا میدانند وقتی در مورد خلقت انسان اولیه هم از خاک و آب و گل و ماء مهین و گل خشک و لجن گندیده نام برده در حالیکه میدانیم بین تراب و طین تفاوت و اختلاف است وگرنه از دو اسم مختلف استفاده نمیشد.


با توجه به اینکه خدا برای انسان اولیه در آیات مختلف از مواد مختلف نام برده و بین این آیات اختلاف وجود دارد( دوستان توجه کنند که ادعای قرآن اختلاف است نه تضاد و تناقض) پس طبق ادعای خودش نمیتوان قرآن را از جانب خدا دانست.



#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۱۷, دوشنبه

من نخواهم رفت این ره با گمان بر امید خشک همچون دیگران(2/2)

 پیامبر به ابوذر میگوید هر که ما اهل بیت را دوست بدارد باید خدا را بخاطر حلال زادگی اش ستایش کند ( اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه ج۱ ص ۴۰۱ و ۴۰۲)

تعداد بسیار بیشتری ذکر شده که مخاطبین میتوانند بدان دسترسی داشته باشند و جهت عدم طولانی شدن متن از آوردن همه آنها خودداری میکنم.


اما این دستورات غیر اخلاقی به همینجا ختم نمیشود. در اینجا اقوال برخی از بزرگترین فقه های شیعه را نیز میآوریم تا نشان دهیم گَنده گردیدن ماهی از سر چگونه امتداد میابد.


صاحب جواهر در کتاب متاجر میگوید (مومن فقط شیعیان هستند و غیر شیعیان جزء مومنین نیستند و در جواز هجو و سبّ و لعن و دشنام دادن به مشرکین اختلافی نیست. و ظاهر الحاق اهل سنت به مشرکین است. و اهل سنت را مجوس دانسته و آنان را بدتر از نصاری و‌پلیدتر از سگان میخواند. و تصریح میکند که فقهایی چون علامه حلّی و خواجه نصیر الدین طوسی به کشتن اهل سنت و نظایر کشتن مانند شکنجه و ضرب فتوا میداده اند. همچنانکه این اعمال را نسبت به کفار روا دانسته اند.


شیخ انصاری در المکاسب المحرمه در مبحث کسب های حرام در بحث غیبت آورده است که غیبت و لعن اهل سنت جایز است و این افراد جزء مومنین محسوب نمیشوند و احترام نداشتن اهل سنت را از ضروریات مذهب شیعه عنوان میکند و احکام اسلام را برای آنان جاری نمیداند.


فقیه بزرگ شیعه آیت الله سید ابوالقاسم خوئی صریحا تهمت به مخالفین شیعه و اهل سنت را جایز میشمارد، طوری که اگر چیز بدی در آنان نباشد را بتوان به آنان نسبت داد و بهتان زد ( مصباح الفقاهه ج ۱ ص ۴۵۸) او میگوید: از بدیهیات است که هیچ برادری و ارتباطی بین ما و اهل سنت وجود ندارد(ص ۵۰۵) و در همان صفحه پیشین میگوید : هر چند دروغ حرام است ولی گاه مصلحت اقتضاء میکند که به آنها تهمت زده شود و برای مفتضح شدنشان ، کارهای زشتی که نکرده اند به آنها نسبت داده شود تا مردم متدین عوام ، از آنها فاصله بگیرند و تحت تاثیر آنان واقع نشوند.


آیت الله گلپایگانی نیز در کتاب الدر المنضود ج۲ص۱۴۸ میآورد ( دروغ به اهل سنت و مخالفین شیعه جایز است)


و آیت الله خمینی نیز از این دستورات اخلاق مدارانه اسلامی ترویج و استفاده میکند. او میگوید غیر از ما شیعیان ، دیگران برادرانمان نیستند. حتی اگر مسلمان باشند. و در بی احترامی کردن (سب ،لعن، غیبت و بهتان) به آنها شکی نیست ( فلا شبهه فی عدم احترامهم ) بلکه این از ضروریات مذهب شیعه است. همانطور که اهل تحقیق گفته اند که از ضروریات مذهب است. بلکه هر کس به اخبار فراوان موجود در ابواب متفرقه نظر کند در جواز هتک حرمت و غیبت کردن آنان هیچ شکی نخواهد کرد ( مکاسب المحرمه. خمینی، ج۱ص۲۵۱)


آیت الله منتظری نیز که در این سالها بعنوان روحانی اصلاح طلب و اخلاق مدار شناخته شده هر چند چندان به اهل سنت اجحاف نمیکند ولی او نیز مجوز بهتان و دشنام را به مبدع در دین میدهد.


افرادی مثل آیت الله میرزا جواد تبریزی نیز در ارشاد الطالب ج۱ص۳۸۱ مجوز مباهته را از اصول اخلاقی شیعه میداند.


آیت الله محمد مومن قمی در مبانی تحریر الوسیله ج۲ص۴۵۴ قذف و بهتان اهل سنت و مخالفین شیعه را نه تنها جایز بلکه ارجح میداند.



ما سعی کردیم در این نوشتار مشتی نمونه خروار را ارائه کنیم تا بدانیم چگونه و به چه سبب است که جامعه اسلامی به این درجه از ادبار و بدبختی اخلاقی و انسانی گرفتار است. اگر همانگونه که گفته اند الناس علی دین ملوکهم باشد باید پذیرفت مردم جامعه اسلامی نیز روایت نبوی و اقوال ائمه و فقیهان خود را نصب العین میکنند و دیگر با اجرای این نوع رفتارها در پرتو این روایات چیزی از یک جامعه انسانی باقی نخواهد ماند.


در پایان ،پدیدار جامعه اسلامی را نتیجه همان فلسفه فکری مولانا باید دانست که در این بیت خلاصه شده


نفس اول راند بر نفس دوم

ماهی از سر گَنده باشد نی ز دم



#SN

https://t.me/SourentoChannel


من نخواهم رفت این ره با گمان بر امید خشک همچون دیگران.(1/2)


 سالهاست که میاندیشم ، چرا کشورهای اسلامی در اوج ادبار و بی اخلاقی های مفرط غوطه ورند. در کودکی بارها از اخلاقیات الهی برایمان نقل قولها کرده اند که توسط پیامبر اسلام آمده و برای سعادت بشر، دستورات مفید و کاربردی و ارزنده دارد. همیشه اندیشیده ام که فعلا سعادت جامعه بشری را بکنار نهیم و ببینیم چرا در بین کشورهای اسلامی چنین سعادتی محقق نشده است. گاهی با خود فکر کرده ام که نکند همانگونه که در مدارس گفته اند غربیها هر چه در قرآن بوده برداشته اند و چیزی برایمان باقی نگذارده اند. اما چنین مطلبی میسر نمیشود. زیرا اگر آنها از قرآن ما یاد گرفته اند ، قرآن که در جایش قرار دارد و ما هم از آن میتوانیم بهره مند شویم. پس باید مطلب دیگری در میان باشد. باز ذهنم به سمتی رفت که نکند این بیت درست باشد که گفته اند


اسلام به ذات خود ندارد عیبی

هر عیب که هست، از مسلمانی ماست.


اما با گذر زمان و تحقیق و تفحص در امور اخلاق و حقوق و جامعه و قرآن و روایات متوجه شده ام که آنچه بر منهج حقیقت بما گفته بودند همه از صراط تعارف بوده و اصولا مفاهیم اخلاقی جوامع اسلامی نتیجه نگرش مسلمانان به دستورات اخلاقی همان الله و پیامبر و امامانشان است که سبب شده اخلاقیات جوامع اسلامی بدین نحو باشد. ناگاه یاد این بیت مولانا افتادم که فرموده بود


نفس اول راند بر نفس دوم

ماهی از سر گَنده گردد نی ز دم


در واقع میتوان دانست که این همان اخلاقیات منشاء است که سبب سرایت به بستر جامعه شده و شد، آنچه میبینیم.


در این متن به بررسی یک مورد از برخورد اخلاقی بزرگان دین اسلام در وجه شیعه آن خواهم پرداخت که فعلا مبتلا به ماست. و وضعیت اهل سنت را نیز میتوان از همین قیاس بنحو شدت و حدت مورد استفاده قرار داد.


یکی از ضروریات جامعه انسانی آزادی و کرامت انسان است که در وجوه مختلف آن محترم است. آزادی عقیده و بیان و تساهل و تسامح است که سبب پیشرفت جوامع و ایجاد اخلاقیات نیکو در همزیستی با دیگر مردمان باشد. اما این عدم‌تساهل و تسامح در جوامع اسلامی که همچون جنون و بیماری سبب دوری مردم از هم شده ناشی از چیست؟


در اسلام واژه ای وجود دارد که در پس آن اقوال و احکام فقهی و روایی دیده میشود که تکلیف را از جهتی مشخص میکند. و آن واژه مباهته است که بمعنای بهتان زدن به دیگران است که با ما از نظر اعتقادی مخالف هستند.


متن روایت این است که (اِذا رَاَیتُم اَهلَ الرَّیبِ والبدعِ من بَعدی، فَاظهِرُوا البَراءه منهُم و اَکثِرو من سَبَّهم و القولِ فیهِم والوَقیَعهِ و باهِتوهُم کی لا یطیمَعوا فی الفَسادِ فی الاسلامِ و یحذَرَهُم النّاسُ ولا یتَعَلّمونَ من بَدِعِهم ، یکتُب الله لَکم بذلِک الحَسَنات و یرفَع لَکم بِهِ الدّرجاتِ فیِ الآخِره  - پس از من، هرگاه شکاکان و بدعتگزاران را دیدید ، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان دشنام گویید و درباره شان بهتان بزنید و بدگویی کنید. تا به تباه کردن اسلام طمع نکنندو مردم از آنها برحذر باشند و از بدعت هایشان چیزی نیاموزند. برای این کار خداوند برایتان ثواب ها مینویسد و در آخرت بر درجات شما میافزاید) ( کافی ، ج۲،ص۳۷۵ ح۴ و بحارالانوار ج۷۴، ص۲۰۲ ، ح۴۱۰)


برخی از فقها در مواجهه با این حدیث غیر اخلاقی که مجوز دشنام و بهتان را به مخالفین اسلام ،که فقط اعتقاد خود را عنوان میکنند ، داده است سعی کرده اند در معنای واژه ( باهتوهم) تشکیک کرده و در کنار معنای بهتان  از معنای حیرت و بهت هم استفاده کنند. اما نکته مهم این است که در این روایت از کلمه ( سبّ) یعنی دشنام هم استفاده شده است ، و با استفاده از معنای بهت و حیرت غیر اخلاقی بودن این روایت خنثی و موجه نمیشود. زیرا در اینصورت نیز معنای روایت میشود آنقدر دشنام دهید تا مخالفین مبهوت و در حیرت بمانند. ( ظاهرا از فحاشی های مسلمانان و دشنامهایشان حیرت زده شوند)


در کنار این روایت روایاتی وجود دارد که سنت و سیره پیامبر و ائمه را در برابر مخالفینشان و استفاده از همین اصل مباهته روشن میکند که در ذیل به دو حدیث ارجاع داده میشود. علاقمندان میتوانند در کتب روایی موثق شیعه بسیاری از این احادیث اخلاقی را ببینند.


پیامبر اسلام و ائمه شیعه در اجرای بهتان زدن به مخالفین خود سعی کرده اند آنها را حرامزاده بدانند و در روایاتی به این مطلب تصریح کرده اند.


پیامبر در روایتی به علی بن ابیطالب میگوید: ای علی، هر که مرا و تو را و امامان از نسل تو را دوست بدارد باید خدا را بر حلال زادگی خود ستایش گوید. زیرا ما را دوست نمیدارد مگر حلال زاده و ما را دشمن نمیدارد مگر حرام زاده (امالی، شیخ صدوق ص ۴۷۵)


ادامه دارد...


#SN

https://t.me/SourentoChannel



۱۳۹۹ شهریور ۱۵, شنبه

کوتاهی و تقصیر الله در گمراهی انسانه


 

🔸 در این نوشته به چند آیه قرآن استناد خواهیم نمود تا نشان دهیم الله نه تنها خیر و صلاح انسانها را نخواسته است ، بلکه در بگمراهی کشاندن آنها نیز نقش داشته است. در واقع الله در مهار شیطان کوتاهی نموده و حتی اجازه فساد به او داده است.


🔹 آیه ۱۴ سوره اعراف میگوید ، شیطان پس از عدم سجده بر انسان مورد خشم خدا واقع مےشود ، اما درخواستی از او دارد ( مرا تا روزی که مردم برانگیخته خواهند شد (قیامت) مهلت ده )


🔹در آیه ۱۵ ، الله مےگوید ( تو از مهلت یافتگانی ) ، در واقع اینجا الله به یک موجود نا سپاس مهلتی مےدهد. تا اینجا مشکلی وجود ندارد. اما در ادامه مےبینیم داستان به همینجا ختم نمےشود.


🔹 در آیه ۱۶ شیطان اعلام مےنماید ( پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندی ، من هم برای فریفتن آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست ) ، در واقع شیطان قصد و نیت خود را آشکار مےکند.


🔹 در آیه ۱۷ شیطان به خط و نشان کشیدن خود ادامه مےدهد و مےگوید ( آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها ميتازم ، و بیشترشان را شکرگزار نخواهی یافت.) ، بدین ترتیب مےبینیم که شیطان چگونه قصد و نیت خویش را از مهلت گرفتن آشکار مےکند و برای فساد از الله مهلت مےگیرد. در آیه بعد خواهیم دید الله برای جلوگیری از فساد نه تنها کاری نمےکند ، بلکه فریب خوردگان از همین شیطان را که او برای فسادگستری مهلت داده است ، وعده مجازات مےدهد.


🔹آیه ۱۸ مےگوید ( فرمود ، نکوهیده و رانده ، از آن مقام بیرون شو ، که قطعا هر که از آنان از تو پیروی کند ، جهنم را از همه شما پر خواهم کرد.)



♦️نتیجه اینکه طبق این آیات ، شیطان که خود را فریب خورده الله مےداند که او را به بیراهه افکنده از او مهلت میگیرد تا فساد انگیزد و مردم را گمراه نماید. جالب اینکه الله هم جلوی او را نمیگیرد و بنوعی با کوتاهی خود ، دست او را برای گمراه نمودن انسانها باز گذاشته است. بیایید بیاندیشیم مجرمی از قاضی دادگاه مهلتی بگیرد و تقاضا نماید به او مهلتی دهند تا او به میان مردم رود و فساد بپا کند. قاضی نیز با این تقاضا موافقت نماید و بگوید همه کسانی که با تو بوده اند را در پایان مجازات خواهم نمود. شما در مورد میزان سوء نیت و کوتاهی و قصور این قاضی در ایجاد فساد بیشتر چه نظری ابراز خواهید کرد؟


♦️الله همانگونه است.

#SN

https://t.me/SourentoChannel

۱۳۹۹ شهریور ۱۴, جمعه

کلام الله و وابستگی پاتولوژیک روانی!(3/3)


 بخش نخبگان اندیشه ورز غرب با نقد از پدیده دین نشان دادند که ذهنیت انسان پهنه های گسترده ایی را درپیش پای خود باز می کند و خرد و دانش ابعاد شگفت انگیزی پیدا می کند. بررسی های تاریخی علمی در باره قرآن در دو سده اخیر در مراکز دانشگاهی و پژوهشی غرب اجازه دادند تا در مورد دین اسلام رازگشایی شده و باورهای رایج و عامیانه و ایدئولوژیک و دینی مورد نقد قرار گیرد. همانگونه که غرب در نشاندادن اهمیت تمدن و فرهنگ کهن مانند تخت جمشید و کیش مانی و زرتشت نقش درجه اول را داشت، در مورد نقد اسلام و باستانشناسی ریشه های تکوین قرآن نیز نقش درجه یکم داشت. ایرانیان تحصیلکرده مسخ شدگانی بودند که فاقد نقد تاریخی از دین بودند. بسیاری از آنان زیر عنوان «تمدن اسلامی» و تحت تاثیر اشخاصی مانند محمدغزالی و آثارش مانند «احیا علوم الدین» و «تهافه الفلاسفه» در باره «ارزشهای اسلام» نوشتند و راه را بر عقلانیت غیر دینی امروزی  بستند. غرب کار فلاسفه یونان را پیش گرفت ولی ابوحامد محمدغزالی در تهافت الفلاسفه نوشت «ریشه کفر آنها (گمراهان) شنیدن نامهای بزرگ و دهشتناک است از قبیل سقراط ، بقراط، افلاطون و ارسطو و امثال آنها». غزالی می گوید «رگ کودنی» در «گمراهان» دیدم و برآن شدم تا کتابی بنویسم که «هم بر فیلسوفان پیشین رد باشد» و هم تناقض سخنان فیلسوفان را برملا کنم زیرا «غائله و خلل های» اعتقاد آنان «مضحکه خردمندان» است و می افزاید که ابونصرفارابی و و ابن سینا نیز گمراه هستند و «به ابطال چیزهایی» را گفته اند.(تهافت الفلاسفه برگ ۲ و ۴). غزالی در همین کتاب می گوید «از خدا می خواهیم که به جلال بینهایت و بخشش بیکران خود انوار هدایت را بر ما فروریزد و تاریکی گمراهی و ضلالت را بر روی ما ببندد»(همانجا). دگماتیسم و ضدیت غزالی با فلسفه و اندیشه انتقادی یکی از ریشه های فرهنگ دین خو و ناتوانی خردگرایی در جامعه ما می باشد.


یک فرهنگ دین خو و مسخ شده ناتوان از شناخت علمی و دقیق دین است، تاریخ دانان ایرانی دیندار بوده و با دین اسلام کنارآمده و در قبال آن سیاستی تشویقی و شیفتگی روانی داشته اند. آنان ستایش از دین را جایگزین پژوهش علمی و ابژکتیو قرار دادند، آنان گفته دین اسلام را بعنوان «حقیقت مطلق» در نظر گرفته و از آنجا که فاقد متد تحقیقی و روش هرمنوتیک و دیدگاه علمی بودند، اعتقاد دینی را بعنوان بررسی «علمی» نشان دادند.


جلوه هایی از حقیقت گوئی در تاریخ ما وجود داشته است. تاریخ طبری، نوشته محمد بن جریر طبری با داده های تاریخی و با روش دقیق اجازه داد تا موضع رسمی دینداران شیعه به پرسش کشیده شود. این کتاب، تاریخ را از زمان خلقت شروع کرده و سپس به نقل داستان پیامبران و پادشاهان قدیمی و نیز پادشاهان ساسانی می‌پردازد. در تاریخ طبری آمده است که امام حسن و امام حسین در جنگ عمر علیه ایران شرکت کرده اند و خشونت حمله اعراب را نشان می دهد و اینگونه داده های تاریخی گفته های رسمی شیعه را  مورد تردید و رد قرار می دهد. بعلاوه در زمانی نزدیکتر نوشته های انتقادی علی دشتی در «بیست سه سال» و عبدالحسین زرین کوب در «دو قرن سکوت» از جمله تلاش های نادر فرهنگی است که خود را از مسیر فرهنگ مسلط اسلامی خارج می کند. حال آنکه خیل عظیم روشنفکری و سیاسی و دانشگاهی و روزنامه نگاران در سازش با اسلام قرارگرفته و هرانتقادی به اسلام را منع و سرکوب نمودند. در واقع جامعه پژوهشگران ایرانی با تاریخ اسلام از نظر علمی تصفیه حساب نکرده اند و روشنفکران ایرانی اسیر تابوهای ذهنی و روانی بوده و قادر به انتقاد علمی به دین نیستند. هر چند برای دل خوشی خود گاه حرف کارل مارکس را تکرار می کنند و از دین بعنوان «افیون» یاد می کنند، ولی آنها در شرایط ایران از نقد مستقیم هراس دارند و انواع و اقسام دلایل را مطرح می کنند تا بی عملی و تسلیم خود را توجیه کنند. در محیط دانشگاهی ایران نیز به لحاظ استبداد سیاسی آموزشی و فقدان یک ذهنیت آکادمیک و علمی و نبود شجاعت نظری، تحلیل جدی تاریخی و جامعه شناسانه و فلسفی در رابطه با دین صورت نگرفته است زیرا پاتولوژی وابستگی دینی و دین خویی آنها را فلج ساخته است.



پایان.



#SN

https://t.me/SourentoChannel

کلام الله و وابستگی پاتولوژیک روانی!(2/3)


 ایرانیان قرآنی را که نمی شناسند به سر می گیرند، در محرم برای حسین بنی هاشم و شخصیت های خودپسند و اسطوره ای و مبهم مانند حسین و ابوالفضل و رقیه گریه می کنند، بر سرگور آنها برخود می کوبند و آرزوی بهشت و سلامتی دارند، آرزوی رفتن به شهرهای عربی کربلا و مکه دارند، برای مهدی امام غایب موهوم و ندیده خود جشن بازگشت برگزار می کنند، دعای امامان عرب می کنند، نماز برای الله می خوانند و از خواندن آیات عربی قرآن بدون آنکه چیزی بفهمند سرمست می شوند، گاه خود در فلاکت اقتصادی قرار دارند ولی برای ضریح امامان که دشمنانان ایرانیان بوده اند پول خرج می کنند، برای روزهای سوگواری عربان آش نذری و شله زرد و قیمه پلو تقسیم می کنند. این ایرانیان از کورش و فردوسی و رستم و رازی و کسروی چیز زیادی نمی دانند، ولی برای «حضرت زینب و دوطفلان حضرت مسلم» اشک می ریزند و تعزیه می خوانند. این ایرانیان و بسیاری از نخبگانشان تهاجم عرب را برکت می دانند و با خشم به پادشاهان هخامنشی و ساسانی حمله می برند. همین ایرانیان امروز هر اندیشمند نقاد اسلام سامی و حقیقت جو را به دشنام می گیرند. این رفتارها بیان شخصیت دوگانه و آسیب دیده ایرانی است.


روان‌گسیختگی (شیزوفرنی یا اسکیزوفرنی) یک اختلال روانی است که مشخصهٔ آن ازکارافتادگی فرایندهای فکری و پاسخگویی عاطفی نامناسب است. این پاتولوژی بیان نوعی اختلال در عملکرد روانی و رفتاری و اجتماعی و در حالت های شدید بصورت توهم شنیداری و توهم های عجیب یا نزدیک به جنون خود را نشان می دهد. این پدیده می تواند خود را در توهم و آشفتگی های فکری و کلامی و ارزشی نشان دهد. روان گسیختگی فرد می تواند ژنتیک باشد و نیز در نتیجه شرایط و روندهای اجتماعی و خانوادگی و شخصیتی باشد. از نظر جامعه شناسی روند سنگین تاریخ و رویدادهای اجتماعی و تاثیر فشارهای ایدئولوژیک و مذهبی و عوامل شکل دهنده ذهنی، روان گسیختگی را میسر می سازد. ایرانیان دچار روان گسیختگی بوده و دستخوش انحراف در احساس و عاطفه و فکر می باشند. دین اسلام به دست و پای ایرانی گره خورده است و با مزاحمت مزمن ذهنیت او را بیمار ساخته است. هیچ یک از این رفتار ها ربطی به منش خردمندانه و مناسبات عاطفی خانوادگی و انسانی ندارد. روان ایرانی در بند موهومات و اسطوره مذهبی است و تا زمانی که این روان دچار روانپارگی و مسخ است، ساختن جامعه آزاد و حقوق بشری و متکی بر ارزشهای انسانی و آزادی کامل فکری ناممکن است.


برای جامعه ما تلاش برای فروافکندن تقدس دین، روند آزادی آفرین است. بسیاری از نخبگان و روشنفکران به رازگشایی نپرداختند زیرا خود زیر نفوذ رازهای دینی باقی ماندند. به گفته آلبرت انیشتن بزرگترین معجزه فیزیک آنست که ثابت کرد هیچ معجزه ای وجود ندارد. ما برخلاف گفته انیشتن، زندگی می کنیم و زندگی امان با معجزه و توهم مذهبی و رفتار بت پرستانه ترکیب شده است. در غرب مدرنیته و رشد فلسفه و علوم انسانی و تمامی دانشهای تازه گام به گام دین را به عقب راندند و جادوگری و معجزه جوئی را بی اعتبار ساختند. در جامعه مدرن غربی دین و گرایش به آسمان و معجزه گرایی و مراسم دینی وجود دارد، ولی مدیریت جامعه و فضای فرهنگی جامعه در سکولاریسم حرکت می کند و نفس می کشد. تمدن کنونی غرب با اندیشه و ابتکار انسانی اوج گرفت. ما در درون دین ماندیم ولی غرب تجربه دیگری پیش گرفت.


ادامه دارد...

https://t.me/SourentoChannel