بسیاری از مسلمانان ، در هر مقام ، عنوان و سطح ، وقتی با انتقادات ، ایرادات و اشکالات بر پیامبر اسلام ، قرآن و احکام این دو مواجه مےشوند سعی مےنمایند از حربه ای استفاده کنند ، و آن حربه « کانتکست گرایی» ، «زمان مندی» و مولفه هایی این چنینی است.
🔹هدف این جماعت که برخی از آنها دانش آموختگان آکادمیک هم هستند این است که شبهات و ایرادات غیرقابل پاسخ را توجیه ، تفسیر و تاویل نمایند.
🔸در اینجا و بصورت خلاصه قصد دارم به ادعای کانتکست گرایی و زمانمندی این جماعت بپردازم؛ هر چند همین ادعا نیز خلاف خود قرآن و روایات پیامبر اسلام است ، که خود را حق مطلق ، فراتر از زمان و مکان دانسته ؛ الگوی حسنه امت هستند و از پس و پیش ابطالی بدانها راه نخواهد یافت. خوانندگان محترم مےتوانند به روایاتی همچون حدیث ثقلین ، حلال و حرام محمد تا ابد حلال و حرام است ، آیات بیست و یک سوره احزاب و چهل و دو سوره فصلت نگاهی بیاندازند. روایات و آیات متعدد دیگری نیز در تایید این ادعا وجود دارد. حال ما به همان مطلب زمانمندی و کانتکست گرایی همین مدعیان مےپردازیم تا با ذکر شواهدی مشخص شود پیامبر اسلام در ظرف زمان و مکان خود هم انسانی دارای خصایص الگویی و سرمشقی بوده است ، یا خیر.
🔹برای یک مقایسه ساده ، من یکی از منفورترین شخصیتهای جهان اسلام را انتخاب مےکنم که مسلمین او را بنام « ابوجهل» مےشناسند؛ مقایسه میان این دو شخصیت بشکل تیتر وار مےتواند نگاه ما را به ادعای این افراد که پیامبر اسلام را در عصر و مصر خود قابل دفاع مےدانند روشن تر کند.
🔻ابوجهل با نام اصلی « عمرو بن هشام مخزومی» از بزرگان بنی مخزوم بود و به سبب دانش زیاد و وجاهت بالایش او را « ابوالحکم» یعنی پدر حکمت و دانش مےشناختند. نکته اینکه پیامبر اسلام و مسلمین او را « ابوجهل » نامیدند. اولین مطلب این است که اسوه حسنه مسلمانان دشمن صاحب جاه و مقام خود را به کلمات و القاب سخیف متصف مےکند ؛ کاری که از ابوجهل سراغ نداریم.
🔻دومین مطلب این است که ابوجهل هیچگاه با آن همه وجاهت و دانش ادعای رسالت ، برگزیده بودن ، الگو بودن نکرد و برای خود حقوقی الهی در نظر نگرفت ، آنچه محمد در بسیاری از آیات قرآن برای خود قائل شد. در واقع این خود محمد بود که با ادعایی بزرگ خود را در مرعی و منظر نقد و بررسی قرار داد.
🔻در تاریخ عرب سراغ نداریم ابوجهل طایفه خود را جمع نماید و بعنوان جهاد دست به غارت کاروان و اموال مردم بزند. اتفاقا آنچه برميآید این است که این اشخاص دست به تجارت زده و از تجارت خود نیز بذل و بخششهای فراوانی به مردم کرده اند.
🔻در هیچ کجا نمےخوانیم ابوجهل با توجه به وجاهت و قدرت و دانش خود آیه ای همانند آیه پنجاه سوره احزاب بیاورد ، تا هر زمان زنی تمایل به تمتع جنسی با او را داشت بتواند خود را به او ببخشد ؛ و البته در انتهای آیه اینموارد را بیاورد که چنین کرده تا پیامبرش در مضیقه نباشد.
🔻در تاریخ به چشمانم نخورده است ابوجهل وارد خانه پسرخوانده یا حتی برده ی خود شود و از زن او خوشش بیاید و او را به عقد خود درآورد و آنرا خواست الهی بداند.
🔻کجایی تاریخ سراغ دارید ابوجهل طایفه بنی مخزوم را جمع کند و همانند پیامبر اسلام و پیروانش که در تاریخ و آیات قرآن مسطور است بر خدایان و اجداد دیگران دشنام دهد.
🔻هفتمین مورد این است که در کجای تاریخ زندگانی ابوجهل مےبینید ، او و بزرگان طایفه اش بنشینند ، دسته دسته مردان اسیر را بیاورند و گردن بزنند ، سپس کودکان و زنان مردم را به یمن و شام برای فروش ارسال کنند.
🔻در کجای زندگی ابوجهل آمده که افراد آزاد و مختار طایفه خود را به صرف جدایی از خدای مورد احترامش به جرم ارتداد محکوم به مرگ کنند. آنها بقدری بزرگوار هم بوده اند که اگر برده ای دین آنها را رها مےکرد با دریافت پول آزادش مےکردند ، نه همانند محمد که دستور قتل مرتدینی مثل عبدالله بن سعد بن ابی سرح را بدهد ، حتی اگر بر قفل کعبه آویزان باشد.
🔻در کجای زندگی ابوجهل سراغ دارید او زنی شاعره (همانند عصماء بنت مروان )را به صرف نقد از خدای دینش و او ، شبانه ترور نماید و بکشد؟
به این لیست بلند بالا در قسمتهای بعد مےپردازیم.
#SN
https://t.me/SourentoChannel

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر