Translate

۱۳۹۹ شهریور ۱۳, پنجشنبه

داستانِ مهدویت در فقه و کلامِ مذهب شیعه


 ⚜️ داستانِ مهدویت در فقه و کلامِ مذهب شیعه ، خود بحثی مفصل و مشروح مےطلبد. در متنِ حاضر ، بشکل مختصر و مفید ، نگاهی به یکی از این «مهدی» هایِ فِرَق شیعی خواهیم داشت؛ این مهدی کسی نیست ، جز «موسی بن جعفر» ، امام هفتم شیعیان.


🔹یکی از اسبابِ بوجود آمدن مهدی ها ، بخصوص از زمانِ همین امام ، مسئله اموالی بود که توسطِ وکلایِ این امامان جمع آوری مےشد ، و برایِ نگهداشتنِ آن ، و عدمِ پرداختِ آن به امام بعدی ، امام زمانی ساخته و پرداخته مےگردید.


🔸داستان بدین گونه بوده است که از زمانِ جعفر صادق به بعد ، امامان شیعه آرام آرام بدنبالِ جمع آوریِ اموالِ پیروانِ خود به طُرق مختلف بوده اند. طبق روایاتی که در کتاب «علل الشرایع» ، از جعفر صادق ، در گذشته آوردیم ، ایشان دریافتِ پول از شیعیان را به طهارتِ مولد آنان ربط داد و مدعی شد ، این وجوهات را مےگیرد تا آنها را حلال زاده کند. در زمان فرزند او نیز همین داستانِ دریافت وجوهات ، از شیعیانِ ساده لوح با شدّت و حدّت بیشتر جریان داشته است. این امامان ، برای دریافت این وجوهات اشخاصی را تعیین مےنمودند و به مناطق مختلف مےفرستادند. نکته اینکه ، این افراد توسط امامان مورد توثیق و اعتماد شناختگری مےشدند.


🔹 در زمان امامت «موسی بن جعفر» ، بدلیل زندانی بودن او ، وجوهاتِ زیادی در دستانِ وکلاء جمع شده بود؛ زمانی که خبر مرگ او منتشر شد ، فرزند او یعنی «علی بن موسی» به نمایندگان و وکلای او نامه نوشت و بعد از اعلامِ مرگ پدرش ، وجوهات را مطالبه نمود؛ اما این نمایندگان و وکلای امامِ قبل ، از پرداختنِ آن امتناع نموده و مدعی شدند «موسی بن جعفر» زنده است و بازخواهد گشت. لذا آنها فقط این پولها را به او خواهند داد. برخی از وکلای دیگر نیز مدعی شدند ، حتی اگر «موسی بن جعفر» فوت نموده باشد ، اذنی برای پرداختِ وجوهات به «علی بن موسی» بدانان نداده است. بدین ترتیب این جماعت در امامتِ «موسی بن جعفر» ایستادند و «واقفه» نام گرفتند. در واقع اینان مدعی مهدویت برای «موسی بن جعفر» شدند. هر چند داستانِ این فرقه در کتاب های فِرَق شیعی به تفصیل آمده ، اما در اینجا ، از کتاب «علل الشرایع» شیخ صدوق ، از بزرگترین محدثین شیعه گزارشی را مےآوریم.


🔸 شیخ صدوق در باب صد و هفتاد و یکم از جلد اول با موضوعِ «سرّ پدید آمدن مسلک وقف بر حضرت موسی بن جعفر» دو حدیث مےآورد که خلاصه اش از نظر مےگذرد.


🔹 حضرتِ ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام از دنیا رفتند ، در حالی که باقی نماند نزد وکلاء حضرت ، مگر مالِ فراوانی ، و همین سبب وقف و انکار آنها نسبت به موت آن جناب شد؛ چه آن که نزد «زیادِ قندی» هفتاد هزار دینار و نزد «علی بن ابی حمزه» سی هزار دینار بود؛ سپس یونس بن عبدالرحمن مےگوید: وقتی امر را چنین دیده و حق مبیّن گشت و به امر حضرت ابی الحسن الرضا علیه السلام و امامت آن بزرگوار واقف شدم سخنرانی کرده و مردم را به طرف آن جناب خواندم. وقتی این خبر به سمع آن دو رسید ، نزد من فرستاده و به من گفتند: چه داعی بر این کار داری ، اگر مال مےخواهی ، ما تو را از مال بی نیاز مےگردانیم و هر دو برای من ده هزار دینار ضمانت کرده و گفتند: از این کار خودداری کن. [ و در ادامه آمده که او این رشوه را نپذیرفته است]


🔸 و در روایتی دیگر مےگوید: یکی از وکلای حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ، «عثمان بن عیسی» بود ؛ وی در مصر سکونت داشت و نزد او مالِ زیادی و شش کنیز بود ، بعد از رحلت امام کاظم ، حضرت رضا علیه السلام نزد او فرستاده و اموال و کنیزها را مطالبه نمودند؛ «عثمان بن عیسی» طی نامه ای که به حضرت نوشت ، در آن مرقوم داشت که پدر شما از دنیا نرفته است. حضرت در جواب نامه اش نوشتند: پدرم از دنیا رفته و ما میراث او را تقسیم کرده ایم. عثمان بن عیسی نامه ای دیگر نوشت و در آن مرقوم داشت: اگر پدرت فوت نکرده ، پس در این اموال و کنیزها حقّی ندارید ، و اگر طبق گفته شما ایشان از دنیا رفته است ، چون به من امر نکرده اند این اموال را به شما سپرده و واگذار نمایم ، لذا از سپردن آنها به شما معذور بوده  کنیزها را هم آزاد کرده و به ازدواج داده ام. ( جلد اول ، صفحات۷۵۷ تا ۷۵۹)


♦️ کتب تاریخِ فِرَق اسلامی و علی الخصوص شیعیان ، پُر و مملو از این کلاهبرداری ها و اختلاسهاست. مردم ساده لوحی که اموال خود را بدون دلیل موجه و عُقلایی، برای امامانِ شیعه ارسال مےنمودند و در بین راه نیز ، وکلای مورد وثوق همان امامان ، دستی در اموال مردم برده ، با پروژه امام زمان سازی ، از دادن اموال خودداری مےنمودند. جالب اینکه همین پروژه نیز توسط عثمان بن سعید در مورد امام دوازدهمِ شیعیان ، ساخته و پرداخته گردید.


https://t.me/SourentoChannel

https://sourento.blogspot.com

هیچ نظری موجود نیست: