بسته شدن رگهای تغذیه قلب منجر به سکته قلبی میشود . بدن آدمی تا اندازه و درصد مشخصی میتواند مواد زاید وسمی و نامناسب و چربی وشیرینی و سیگار و..را جذب و در خود هضم کند، اگر مصرف اغذیه نامناسب وورود مواد سمی در بدن زیاد شود، نه تنها جذب وهضم آن برای بدن مشکل میشود، بل منجر به مسدود شدن رگهای تغذیه قلب وسکته قلبی میشود.سکته مغزی نیز بدلیل مسدود شدن و نرسیدن خون به قسمتی از مغز است.
جامعه نیز به مثابه یک بدن عمل میکند. تا اندازه و درصد مشخصی نا هنجاریها و آسیبهایی همچون جرم وجنایت و فقر و بیکاری را در خود هضم میکند. آمار جرم و جنایت و فقر و بیکاری که افزایش یافت، بخشها وقسمتهایی از آن جامعه از حرکت می افتد و به اصطلاح«سکته» میزند. در یک جامعه سکته ای ، نهادها و ارگانهای مختلف آن هماهنگی لازم را با یکدیگر ندارند و عملا بخشهایی از آن مختل شده.این سکته ها به میزان شدت و حدت آن به گونه های مختلف خود را در جامعه نشان میدهد که میتوان با شناسایی عوامل بروز سکته به مداوا و یا برگشت جامعه امیدوار بود . روشنفکران جامعه نیز بمانند رگهای خونی مسئول رساندن خود به مغز جامعه هستند، آنجایی که جامعه تفکر میکند که چگونه غذا بخورد، چطور زیست کند وچگونه نفس بکشد. شریانهای خون رسانی به مغز که مختل شد و روشنفکران آن جامعه نتوانستند مسئولیت خود را درست انجام دهند، جامعه سکته مغزی میزند، قسمتهایی از آن فلج میشود، قدرت «بینایی» و «تکلمش« گرفته میشود،اخلاق در آن میمیرد، تعادل ندارد، لنگ لنگ میزند،دو بینی میگیرد، مانند کودک خودادراری میکندو میرود که آهسته آهسته به ورطه مرگ کشیده شود..شناسایی علائم ومشخصات سکته نیز وظیفه «متفکرین» جامعه است..
جامعه نیز به مثابه یک بدن عمل میکند. تا اندازه و درصد مشخصی نا هنجاریها و آسیبهایی همچون جرم وجنایت و فقر و بیکاری را در خود هضم میکند. آمار جرم و جنایت و فقر و بیکاری که افزایش یافت، بخشها وقسمتهایی از آن جامعه از حرکت می افتد و به اصطلاح«سکته» میزند. در یک جامعه سکته ای ، نهادها و ارگانهای مختلف آن هماهنگی لازم را با یکدیگر ندارند و عملا بخشهایی از آن مختل شده.این سکته ها به میزان شدت و حدت آن به گونه های مختلف خود را در جامعه نشان میدهد که میتوان با شناسایی عوامل بروز سکته به مداوا و یا برگشت جامعه امیدوار بود . روشنفکران جامعه نیز بمانند رگهای خونی مسئول رساندن خود به مغز جامعه هستند، آنجایی که جامعه تفکر میکند که چگونه غذا بخورد، چطور زیست کند وچگونه نفس بکشد. شریانهای خون رسانی به مغز که مختل شد و روشنفکران آن جامعه نتوانستند مسئولیت خود را درست انجام دهند، جامعه سکته مغزی میزند، قسمتهایی از آن فلج میشود، قدرت «بینایی» و «تکلمش« گرفته میشود،اخلاق در آن میمیرد، تعادل ندارد، لنگ لنگ میزند،دو بینی میگیرد، مانند کودک خودادراری میکندو میرود که آهسته آهسته به ورطه مرگ کشیده شود..شناسایی علائم ومشخصات سکته نیز وظیفه «متفکرین» جامعه است..
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر