Translate

۱۳۹۶ دی ۱۷, یکشنبه

سال‌ها بود انگشت جوهری‌ها در مقام زائده چسبیده به رژیم آخوندی خود را به جای همهٔ مردم بر دیگران تحمیل کرده بودند.

 رسانه‌ها و جامعهٔ مدنی قلابی فقط از آن‌ها حرف می‌زد؛ مردم آن‌ها بودند، خواست مردم خواست آن‌ها بود، بهبود اوضاع مردم، بهبود اوضاع آن‌ها بود، باورها و مقدسات مردم، باورها و مقدسات آن‌ها بود. اولویت‌ها را آن‌ها تعیین می‌کردند: یوز تا ابد، پخش ربنای استاد، حضور زنان در استادیوم، برگزاری کنسرت، یاوه، یاوه، یاوه.

دیکتاتوری کور آن‌ها بخش‌های وسیعی از جامعه را در اقصی نقاط کشور نادیده گرفته و خفه کرده بود. ما دربارهٔ یک زائده حرف می‌زنیم. زائده‌ای که عاملیت سیاسی- مدنی خود را نه از سر استیصال، بلکه با عشق و علاقه و عکس سلفی در پای صندوق به دست قداره‌بندانِ اصلاح‌طلب شده‌ای بود که طی این روزها بارها اعلام کردند حاضرند کت و شلوارها را از تن درآورند، پیراهن‌ها را روی شلوارها بیاندازند، ژست‌های آبدوغ‌خیاری‌شان با عینک پنسی و در حالت مطالعه و نوشیدن کاپوچینو (فرم قالب عکس‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان) را کناری بگذارند و بر سر سیب‌زمینی خورها که بازی را خراب کرده‌اند، هجوم آورند.

آنچه که در خیابان‌های اقصی نقاط کشور در طی روزهای گذشته به وقوع پیوست، واکنشی به کوری و کری و همدستی سران و مسئولین و این زائده ایدئولوژیک بود: رژیم، رسانه‌ها، روزنامه‌نگاران ماله‌کش، بوبوهای وسط شهری، اصلاح‌طلبان، اصولگرایان، اتاق بازرگانی، سپاه پاسداران، سلبریتک‌ها، نهادهای مذهبی و…

به دو شعار بی‌اندازه مهم معترضان در روزهای نخست اعتراضات باید بیش از این حرف‌ها توجه کرد:
"رسانه‌ها کر شدن، از دزدا بدتر شدن"
"اصلاح‌طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا"

هیچ نظری موجود نیست: