Translate

۱۳۹۶ دی ۱۷, یکشنبه

واسته انقلابی و ترس از آن ، خودفریبی از نوع ایرانی(قسمت اول)

در این‌مقاله به بررسی یکی از معضلات جامعه سیاست زده ایران خواهم پرداخت. جامعه ای که در آن این گفته سورن کی یر کگور به بدفرمی ( به بهترین شکل ) صادق است. اینکه انسان استعداد عجیبی در خودفریبی دارد.
آری ، ما ایرانیان همه چیزمان به همه چیزمان میخورد و متناسب است. علی الخصوص تزهای حوزه سیاسی مان. قاعدتاً افرادی که در حوزه های تخصصی دانشی ندارند سعی میکنند بیشتر شنونده باشند تا گوینده. البته این مورد در کشور ما وارونه است. البته بیراه هم نیست. در جایی که فارغ التحصیلان بشکل کیلویی مدرک میگیرند و فارغ التحصیل میشوند و بعد از چند سال حفظیات خود را نیز فراموش میکنند ( چون درونی نشده) ، مردم غیر متخصص نیز خود را کمتر از این افراد احساس نخواهند کرد. پس چرا در برخورد با آنها از اظهار نظر پرهیز کنند و فقط شنونده باشند؟
این مورد فقط از معضلات دانشگاهیان ما نیست. حتی در حوزه های دینی نیز همین مشکل وجود دارد. علامه طباطبایی میگفت، میشود از حوزه فارغ التحصیل شد ، بدون اینکه نسبت به قرآن شناخت کافی داشت.
اینها نشانه هایی هستند که در کشور ما، هم در حوزه علوم و هم در حوزه دین ، نیاز به آموختن دقیق و علمی نیست. گرفتن مدرک در اولویت است و همین اماره دانایی، ما را کافی است.

جامعه ما جامعه ای سیاست زده است. در هر لحظه و هر مکان بحث حول محور سیاست است. کافی است برای تردد از مکانی به مکانی دیگر ساعاتی را در اتوبوس بنشینید ، یا برای دقایقی از تاکسی استفاده کنید، یا در مهمانی ها و یا مراسم خانوادگی حضور یابید. همه در همه زمینه ها متخصص هستند و خصوصا در زمینه سیاست. این عوام زدگی علمی در تار و پود جامعه ما نقش بسته است.
البته این عوام زدگی علمی در حوزه علوم اجتماعی بیشتر شایع است. زیرا در این حوزه ، برای اکثر نظرات شواهدی نیز میتوان یافت و دایره تاویل و تفسیر فراخ است و اشتباهات کمتر هویدا میشود.
مفاهیم حوزه علوم اجتماعی ریاضیاتی  و قابل فرمولایز شدن هم نیستند. بنابراین نتیجه واحدی اخذ نمیشوند. بنابراین اشتباهات کمتر هویدا شده واشتباه تئوری ها زیر نظر الفاظ مخفی میمانند.

یکی از شایع ترین این اشتباهات که ذیل نام زیبا مخفی شده و متاسفانه در بین اندیشمندان شایع تر است ، و از بین آنان به سطح و بستر جامعه کشیده شده، بحث تمایز بین انقلاب و اصلاحات ، و برتری اصلاحات به انقلاب است.

با توجه به تفاوت بسترهای موجود برای تحقق این دو عنوان ، در این متن بدنبال ارائه مطلبی هستیم تا شاید بتواند نوری به این دو مولفه بتاباند که دوستان حوزه نظر بتوانند مِن بعد این دو اصلاح را با توجه به خواست خود بیان کنند و مرتکب خودفریبی نشوند.

از سال ۷۶ ، واژه اصلاحات بشکل چشمگیری وارد حوزه ادبیات سیاسی جامعه ما شد. عده ای داعیه دار این تفکر بودند و سعی داشتند مفاهیم اصلاح طلبی را در بستر جامعه نهادینه کنند و حل معضلات نظام جمهوری اسلامی را در پرتو این واژه تحقق پذیر نشان دهند. این گروهها رئیس جمهور ، مجلس ، احزاب و روزنامه ها و رسانه داشتند ولی کارشان به جایی نرسید. بر سر روسای آنان چه آمد اظهر من شمس است. اما این مفهوم امروزه کماکان زنده است. و هنوز هم عده ای برایش فاتحه خوانی میگیرند و یادش را زنده نگه میدارند. در جریان انتخابات سال۸۶ نیز، بسیاری از نمایندگان این طیف فکری در گروههای مختلف مجازی وارد عمل شدند و برای کشاندن مردم به پای صندوقهای رای از چند ترفند استفاده کردند. گاهی مردم را با کلمه خوش نمای اصلاحات در برابر انقلاب فریفتند، گاهی از اصلاحات بعنوان تنها راه رسیدن به جامعه مطلوب استفاده کردند و چنانچه مردم احساس کردند آزموده را بیازمودن خطاست از ترساندن مردم استفاده شایان بردند. اینکه، اگر این نیاید، آن میاید. و اگر آن بیاید دیگر نه از تاک نشانی خواهد بود ، نه از تاکنشان.

اما نکاتی را که بنده به رقم حضور در گروههای مختلف دیدم نشان از نوعی ناآگاهی و بنوعی خودفریبی داشت. ناآگاهی و جهلی که سبب سوءاستفاده این افراد اصلاح طلب شده بود، و توانستند واژه ای نخ نما را بعنوان تنها آلترناتیو در برابر وضع موجود به مردم ناآگاه بقبولانند. بقول معروف

چو دزدی با چراغ آید
گزیده تر برد کالا

سبب سوء استفاده این افراد اصلاح طلب عدم دانش دقیق و حتی نسبی افراد جامعه ما بود. و امروزه نیز سعی در عدم تبیین دقیق این واژه دارند. زیرا اگر مختصات آنرا تعیین کنند ، مردم خواهند دانست با داروی اصلاحات ، این جامعه بیمار شفا نتوانست گرفتن.

نخست توجه دوستان را به دو واژه انقلاب ( Revolution) و اصلاحات ( Reformation) جلب میکنم.
در حوزه علوم سیاسی و جامعه شناسی ارائه تعریف واحد بسیار مشکل است. زیرا گاهی حوزه ها بهم نزدیک میشوند و کار تفکیک‌بسی دشوار خواهد بود. اما ما یک تعریف حداقلی از آن که بتواند کافی و وافی به مقصود باشد را ارائه خواهیم نمود

هیچ نظری موجود نیست: