این ادعا که فراتر از حواس بسیاری چیزها وجود دارند هم ظاهراً پیشنهاد میکند که ما دیدگاه تنگنظرانهمان را بگشائیم برای روشهای دیگر دانستن. اما چه روشهایی منظور این نوشته هست؟
اگر به حرف این افراد توجه بکنید مجموعهای از حس غریزی و تمرکز بر شهود و روایتهای شخصی از اثرات بلورها منظور است. این نمونهای معمول از شیوه استفاده از رمز و راز است وقتی فرد با شواهد علمی مخالف نظراتش روبرو میشود. دانش موفقیت خارقالعادهای در یافتن چیزهایی که بلافاصله قابل دیدن نیستند داشته است از اشعه ایکس تا کهکشانهای دوردست.
هیچ دلیلی ندارند فکر بکنیم دانش به این قدرتهای ماورایی که میرسد ناتوان میشود. در واقع بیشتر این ادعاها میتواند موضوع تحقیق علمی باشد. در مورد بالا دانش توانست نشان بدهد که این ادعا نادرست است. اما میبینید که کامنتگذار با وارونه نمایی حقیقت با اتهامزنی تنگنظری و گرفتن ژست تواضع در مقابل دانشمندان مغرور، همه این یافته ها را انکار میکند.
یک ادعای جالب دیگر این است که وجود شکاکین در اینگونه تجربیات، اثرشان را خنثی میکند. به زبان ساده، میبایست دل داد تا شاهدشان بود. مثلاً کسانی که ادعا میکنند میتوانند فکر دیگران را بخوانند وقتی مورد پژوهش قرار میگیرند، شکست میخورند.
در این مواقع مدافعین میگویند دلیلش اینست که محققین به این کار ایمان نداشتند. اما آیا واقعاً وجود محقق بد دل، باعث میشود که این اثرات را خارج از حیطهٔ علم بدانیم؟ به هیچوجه.
در واقع باز میشود یک پژوهش انجام داد که در آن، یک بار پژوهشگر بد دل به صورت مخفی ناظر باشد و یک بار غایب و ببینیم که آیا اثرات ماورایی یافت میشود یا نه. به علاوه، ما چیزهای دیگری هم میدانیم از جمله اینکه بسیاری از کسانی که مدعی داشتن این نیروها بودهاند، مشتشان باز شده و اینکه بسیاری از تردستها میتوانند حقههایی با اثرات یکسان اجرا بکنند و همهٔ شواهدی که برای این اثرات آورده میشود، نتیجه مشاهدات شخصی است و همچنین ما میدانیم راههای زیادی هست که فرد باور بکند واقعاً قدرت ماورایی دارد بدون اینکه واقعاً خارقالعاده باشد.
مذهبیها هم معمولاً از دامان همین مغلطه آویزان میشوند وقتی به طور مثال نشان داده شد که دعا کردن باعث شفای بیماران نمیشود. میگویند خدا را نمیشود آزمود. به بیان دیگر، خدا دوست ندارد وقتی نظارهاش میکنند کارش را بکند.
اگر به حرف این افراد توجه بکنید مجموعهای از حس غریزی و تمرکز بر شهود و روایتهای شخصی از اثرات بلورها منظور است. این نمونهای معمول از شیوه استفاده از رمز و راز است وقتی فرد با شواهد علمی مخالف نظراتش روبرو میشود. دانش موفقیت خارقالعادهای در یافتن چیزهایی که بلافاصله قابل دیدن نیستند داشته است از اشعه ایکس تا کهکشانهای دوردست.
هیچ دلیلی ندارند فکر بکنیم دانش به این قدرتهای ماورایی که میرسد ناتوان میشود. در واقع بیشتر این ادعاها میتواند موضوع تحقیق علمی باشد. در مورد بالا دانش توانست نشان بدهد که این ادعا نادرست است. اما میبینید که کامنتگذار با وارونه نمایی حقیقت با اتهامزنی تنگنظری و گرفتن ژست تواضع در مقابل دانشمندان مغرور، همه این یافته ها را انکار میکند.
یک ادعای جالب دیگر این است که وجود شکاکین در اینگونه تجربیات، اثرشان را خنثی میکند. به زبان ساده، میبایست دل داد تا شاهدشان بود. مثلاً کسانی که ادعا میکنند میتوانند فکر دیگران را بخوانند وقتی مورد پژوهش قرار میگیرند، شکست میخورند.
در این مواقع مدافعین میگویند دلیلش اینست که محققین به این کار ایمان نداشتند. اما آیا واقعاً وجود محقق بد دل، باعث میشود که این اثرات را خارج از حیطهٔ علم بدانیم؟ به هیچوجه.
در واقع باز میشود یک پژوهش انجام داد که در آن، یک بار پژوهشگر بد دل به صورت مخفی ناظر باشد و یک بار غایب و ببینیم که آیا اثرات ماورایی یافت میشود یا نه. به علاوه، ما چیزهای دیگری هم میدانیم از جمله اینکه بسیاری از کسانی که مدعی داشتن این نیروها بودهاند، مشتشان باز شده و اینکه بسیاری از تردستها میتوانند حقههایی با اثرات یکسان اجرا بکنند و همهٔ شواهدی که برای این اثرات آورده میشود، نتیجه مشاهدات شخصی است و همچنین ما میدانیم راههای زیادی هست که فرد باور بکند واقعاً قدرت ماورایی دارد بدون اینکه واقعاً خارقالعاده باشد.
مذهبیها هم معمولاً از دامان همین مغلطه آویزان میشوند وقتی به طور مثال نشان داده شد که دعا کردن باعث شفای بیماران نمیشود. میگویند خدا را نمیشود آزمود. به بیان دیگر، خدا دوست ندارد وقتی نظارهاش میکنند کارش را بکند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر