Translate

۱۳۹۶ دی ۹, شنبه

حجاب در دیدگاه استاد پروفسور ریچارد داوکینز

يکی از ناراحت کننده ترين مناظری که امروزه می توانيم در خيابان هايمان ببينيم، زنی است که از فرق سر تا
نوک پا در پارچه ی سياه رنگی قنداق شده است، و از ورای شکاف پرده ی نازکی به دنيا می نگرد. برقع فقط
وسيله ی سرکوب زنان و محدود کردن آزادی و زيبايی آنان نيست؛ فقط نشانگر ستم سخت مردان و ارعاب و
فرودست سازی زنان نيست. من می خواهم شکاف اين پرده را نماد چيز ديگری بدانم. 
 
چشم ما جهان را از خلال شکاف تنگی در طيف الکترومغناطيسی می بيند. نور مرئی شکاف روشنی است در يک
طيف گسترده ی تاريک، که از امواج راديويی با طول موج بلند گرفته تا پرتوهای گاما با کمترين طول موج
شامل می شود. دشوار می توانيم دريابيم که شکاف بينايی ما چقدر تنگ است. يک برقع سياه بلند را تصور کنيد که
يک شکاف کوچک، به اندازه ی حدود 5.2 سانتيمتر، برای ديدن در آن تعبيه شده است. اگر طول برقع در پايين
اين شکاف را معادل محدوده ی امواج با طول موج بلندتر از نور مرئی بگيريم، و طول شکاف را معادل بخش
مرئی اين طيف، نسبت طول برقع به آن شکاف دو و نيم سانتيمتری چقدر بايد باشد؟ اين طول آن قدر زياد است که
بهتر است با مقياس لگاريتمی نمايش داده شود. و فصل آخر چنين کتابی جای پرداختن سرسری به اين بحث نيست. 
اما همين قدر از من بپذيريد که چنين برقعی مادر تمام برقع ها خواهد بود. در قياس با آن پنجره ی دو و نيم
سانتيمتری، بايد کيلومترها و کيلومترها پارچه ی سياه داشته باشيم تا متناسب با بخش نامرئی طيفی باشد که از
امواج راديويی در حاشيه ی پايين برقع گرفته تا پرتوهای گاما در فرق سر را شامل می شود. خدمتی که علم به ما
کرده گشودن اين پنجره بوده است. در عرصه ای که علم بر ما گشوده، حصار جامه ی سياه دريده می شود تا
هوای تازه و جانفزای آزادی وزيدن گيرد.

📚پندار خدا ، ریچارد داوکینز / صفحه‌۲۶۳و ۲۶۴

هیچ نظری موجود نیست: