تاریخچه و معنای کلی سکولار: 《تعریف سکولاریسم》 از دیر باز و امروزه بین فلاسفه و سیاستمدارن سکولار داری معانی و مفاهیمی گسترده بوده، در برخی نظریات تفاوت های بسیاری وجود داشته است. سکولار در سال 1846 توسط "جورج یاکوب هالی اوک" عرضه شد. یاکوب معتقد بود، حکومتها باید در راستا نیازهای دنیوی و این جهانی مردم تلاش کنند و سکولار برای پرسش ها و پاسخ های مردم درباره این دنیا تلاش میکند، نیازهای اُخروی و آخرت که توسط ادیان میباشد، نباید در امور دولت ها موثر باشد. سکولار در کتب به معنای کلمه اینگونه توصیف شده است 《این جهانی ، دنیوی ، گیتیانه 》و متضاد با هر دینی و روحانیتی. سکولاریسم در تلاش است، با افکارهای سیاسی جدا از دین بشر را به بالاترین حد ممکن رفاهی و جهانی فیزیکی و اخلاق طبیعی برساند. سکولاریسم برخلاف دیدگاه امروزی برخی از مردم، متصل به اتئیسم (بیخدایی) نیست، بلکه وجه مشرک این جهانی این دو تفکر باعث نزدیک ببنی آنها میشود. در واقع سکولار در پی جدایی هرگونه تفکر، غییر این دنیایی میباشد و به هیچ عنوان در صحت و یا غلط بودن افکار دینی دخالتی ندارد. اغلب فراموش میکنیم که سکولار ابتدا در زمینه دینی شکل گرفت و شاید این موضوع برای عدهای تعجب آور و یا غییر قابل باور باشد، اما در حقیقت اینطور بوده است. موعظه کتاب انجیل، عهد جدید : امور سزار را به سزار و امور خدا را به خدا باید واگذار کرد . آگوستین یکی از بزرگترین روحانیون مسیحی، با اشارهای به این موعظه مسیح، راهکاری مبنی بر شهر دنیا و شهر خدا را توصیف کرد. عدهای از پاپ های کلیسای کاتولیک از این سخن سوء استفاده کردن و کلیسای کاتولیک را تجلی شهر دنیا، تلقی کردن و معتقد بودن دولت ها باید به کلیسا وفادار باشند. عده ای از روحانیون نیز با آگوستین هم عقیده بودن و خود را سکولار مینامیدن که در تلاش استقلال یافتن دولت سکولار بودن و از گفته های اگوستین شهر دنیا را بسزا و پر اهمیت دانستند، که بعدها نیز به کلیسا چیره شد. از دیر باز ایمان و وحی الهی ملک مطلق تعالیم اساسی کلیساها بود. که بعدها عده ای الهی دان یک قلمرو جداگانه ای از معرفت را عرضه کردن که به عقل بشری متعلق است و موجب بروز ایده الهیات طبیعی شد . در این قلمرو میشود از طریق وحی و ایمان و خرد بشری با تفکر و مشاهده جهان و طبیعت به این معرفت دست یافت. بمرور با اعتراض اشخاصی همانند ویلیام اوکامی این قلمرو مورد حمله قرار گرفت و آنها معتقد بودند ایمان تنها با وحی قابل دریافت است که با خرد آدمی در تضاد است و بر این باور بودند، عقل ادمی با وحی الهی در تضاد است و این قلمرو دوگانه را، فرو ریختن . آنها معتقد بودند؛ عقل بشر باید در راستای تجربیات و مادیات باشد، گرچه معتقد بودند ممکن است، نتیجه کاوش های عقلی به همان وحی و ماورا نیز برسد، اما اتحاد این دو را غییر ممکن میدانستند و باورمند بودند، عقل نمیتواند سازنده ایمان باشد و ایمان هم توان آگاه سازی عقل را ندارد . تمام اینها ناشی از جنگهای دینی آن دوران بود، با بیشتر شدن اختلافات و چند دستگی مسیحیان (پروتستان ، کاتولیک ، ارتودوکس ) اختلاف نظر بین الهی دانها بیشتر شد، پروتستان که به رهبری مارتین لوتر بود، نگرشی مبتنی بر جدایی دین از سیایت رو بطور جدی دنبال کرد. نظر جورج یاکوب درباره فلسفه سکولار، در کتاب "سکولاریسم انگلیسی" به این معناست : سکولاریسم یک نظام، وظایف مربوط به زندگی این جهانیست! نظامی مبتنی بر ملاحضات صرفا انسانی و اغلب کسانی بر این باورند که الهییات را نا مشخص ، ناکافی و یا باورنکردنی میدانند و اصول را بدین شرح میدانند . بهبود زندگی این جهانی با ابزارهای مادی. علم معجزه حیّ و حاظر این جهان است، نیکی کردن خوب است، چه خیر دیگری (مربوط به جهان دیگر ) وجود داشته باشد یا نه ، نیکی کردن در جهان حاظر ، و جُستن این نیکی ، خیر است . رابرت گرین اینگرسول آزاد اندیش امریکایی میگوید : "سکولاریسم_دین_انسانیت_است" که به امور این جهان میپردازد، به هر آنچه که رفاه و سعادت را فراهم کند، علاقمند است و توجه مارا به سیاره ای جلب میکند که حیات در آن جاریست و بدان معناست که هرفردی در آن ارزشمند است ، وی بیانیه ی استقلال فکری و نیمکت را برتر از منبر میشمارد و آنان که رنج بیشتر میکشند باید بهره برند و کیسه اندوزان باید زنجیر کشند . وی میافزاید سکولاریسم یعنی اعتراضی علیه خودکامگی کلیساها که دنیا را اشباح کردند و توده را رعیت و برده در انحصار دین میدانند. در ادوار اخیر برنارد لوییس درباره سکولار میگوید : واژه سکولاریسم در قرن 19 استعمال شده است و باری ایدولوژیک داشته است. درکاربرد اولیه آن دلالت میکرد که طبق آن اخلاقیات باید مبتنی بر ملاحضات عقلی معطوف به سعادت دنیوی انسان باشد و ملاحضات اُخروی که مربوط بخدا هست باید کنار گذاشته شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر