Translate

۱۳۹۶ دی ۹, شنبه

حسین بن علی و غارت کاروان معاویه بن ابی سفیان

حسین بن علی امام سوم شیعیان، در زمان حرکت از مکه به سمت کوفه که منجر به کشته شدنش شد، در منطقه (تنعیم) کاروانی از یمن را که برای یزید بن معاویه ، از جانب بحیر بن ریان روناس و حُلّه حمل میکرد را گرفت و مورد غارت قرار داد.( طبری ج ۴ ص ۲۸۹، اخبارالطوال ص ۲۴۵، ارشاد شیخ مفید ج۲ ص ۶۸) در حالیکه این کاروان اموال بیت المال حکومت بوده است. این مطلب در مصادر تاریخی بوضوح آمده است و بارها از سوی شیعیان با توجیهات گوناگونی روبرو شده ، مبنی بر عدم مشروعیت یزید نزد حسین بن علی و مجاز بودن او در تصرف کاروان بیت المال خلیفه غاصب. فی الحال بدنبال اثبات این امر نیستیم که آیا یزید خلیفه مشروع بوده است یا خیر. یا اینکه آیا اصولا حسین بن علی در مقام تصرف کاروان خلیفه دارای حق بوده است یا خیر؟ در این نوشته بدنبال این مطلب هستیم تا با آوردن گزارش تاریخی دیگر ، نشان دهیم مسئله مشروعیت یا عدم مشروعیت خلیفه نبوده ، بلکه اصولا تصرف کاروان خلیفه و امیرالمومنین معاویه بن ابی سفیان نیز در کارنامه سوابق حسین بن علی مشاهده میشود. نامبرده ( حسین بن علی) در تصرف کاروان خلیفه ای که برادرش حسن با او از در صلح درآمده و خلیفه و امیرالمومنین بودنش را مورد تایید قرارداده و آل علی نیز ملزم به رعایت آن بوده اند و گزارشات تاریخی نیز موید این مطلب است را نیز در کارنامه زندگی خود دارد. این مطلب و گزارش در جلد هجدهم شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید در باب سعه صدر ذکر شده. اما نخست برای پرهیز از هر نوع جبهه گیری اولیه که معمولا در ارائه چنین گزارشاتی وجود دارد ، به معرفی مختصر ابن ابی الحدید میپردازیم. عزالدین ابوحامد عبدالحمید بن هبه الله معروف به ابن ابی الحدید در سال ۵۸۶ هجری بدنیا آمده و در سال ۶۵۰ هجری فوت نموده است. او اندیشه معتزلی در کلام داشت و علی بن ابیطالب را افضل و برتر از ابوبکر ، عمر و عثمان میدانست. اما خلافت خلفای قبلی را نیز تایید میکرد و آنها را غاصب نمیدانست. دقیقا مثل شیعیان زیدیه. هر چند او را تابع فقه شافعی دانسته اند. او حتی در مدح علی بن ابیطالب شعر و قصیده نیز سروده و قصیده ( عینیه) او در مدح علی ، حتی در اطراف ضریح علی نیز وجود دارد. او در دعوای خلافت بین علی و معاویه و جنگ صفین، طرفدار علی است و معاویه و شامیان را باغی میداند که بر علیه خلیفه مشروع شوریده اند و آنها نابودشدگان هستند. او خوارج را نیز اهل دوزخ میداند . گرایش ابن ابی الحدید به شیعه بسیار بیشتر از برخی از فرق اهل سنت است و نکته جالب اینکه اصلا روی خوش به امویان ندارد. او از محبان علی و فرزندان اوست و هیچ اعتباری برای معاویه قائل نیست، و او را در برابر علی همانطور که ذکر شد فاقد مشروعیت و اهل بغی میداند.( مقدمه شرح نهج البلاغه) با اینحال باید پذیرفت بعد از اینکه حسن بن علی در سال چهل و یک هجری معاویه را در مقام خلافت و امیرالمومنینی ابقاء و تایید کرد ، آل علی نیز با او از در صلح و بیعت درآمدند و تا پایان مدت زندگانی معاویه بر این روش زیستند. حسین بن علی نیز با دوری از مجادلات سیاسی ، با توجه به صلح حسن ، ملتزم به اجرای صلح و بیعت بود. حسین حتی در پاسخ حجر بن عدی میگوید ( ما با آنها صلح کرده ایم و هم اکنون در دوران صلح به سر میبریم. به آنچه شما میخواهید راهی وجود ندارد. انساب الاشراف. بلاذری. ج۳. ص۱۵۱). ابن قتیبه دینوری نیز در پاسخ حسین بر بعضی از کوفیان که بدنبال قیام حسین بر علیه معاویه بوده اند آورده ( ما بیعت کرده و پیمان بسته ایم ، و راهی برای شکستن بیعت ما نیست. دینوری، ص ۲۶۷ و ۲۶۸). بنابراین حسین بمدت بیست سال در بیعت و صلح با معاویه بود. اما نکته جالب توجه که با مقام امامت و اسوه و الگو بودن یک مسلمان که در بیعت و صلح با خلیفه است ، که خودشان با صلح او را بر گرده امت سوار کرده اند همخوانی ندارد، غارت کاروان خلیفه است که بدست او مورد غارت قرار میگیرد. و این مطلب در برخی مصادر تاریخی از جمله حیات الامام حسین، جلد ۳، ص۵۹. البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۱۶۶ ناسخ التواریخ ج ۱،ص ۱۹۵و همین کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، جلد ۱۸، ص ۴۲۶ و ۴۲۷ ترجمه لایقی) آورده شده. حال ببینیم این امام شیعیان چگونه بنابر گزارش تاریخی وارد عمل میشود و نامه نگاری این دو ( حسین و معاویه) در این جریان چگونه است. ابن ابی الحدید در باب سعه صدر اشاره میکند که ( مالی از یمن ، سوی معاویه آورده شده بود. پس چون آن کاروان مال از مدینه گذشت ، حسین بن علی علیه السلام بر آن حمله آورد و آن را گرفت. و میان خانواده و موالی خویش تقسیمش کرد. و برای معاویه نوشت- از حسین بن علی به معاویه بن ابی سفیان. اما بعد، همانا کاروانی از یمن بر ما گذشت ، که مال و زیور آلات و عنبر و عطر سوی تو میآورد، تا در خزینه های دمشق ودیعت نهی، و بدان زادگان پدرت را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازی. و من بدانها نیاز داشتم ، پس آنها را گرفتم. والسلام. پس معاویه سوی او نوشت: از نزد بنده خدا معاویه امیر مومنان به حسین بن علی . سلام بر تو باد. اما بعد، همانا نوشته ات رسید که در آن یادآور میشوی که کاروانی از یمن مال و زیورآلات و عنبر و عطر سوی من میآورد تا در خزینه های دمشق ودیعت نهم و بدان زادگان پدرم را از پس سیرابی نخست پی در پی سیراب سازم. و اینکه تو بدان محتاج بودی، پس آنرا گرفتی. در حالیکه تو شایسته گرفتن آن نیستی، چون آنرا به من نسبت دادی. زیرا والی بدان مال سزاوارتر است. پس بر اوست خارج کردن از آن. به خدا سوگند اگر آن واگذاشته شود ، تا سوی من شود، در بهره ات از آن کم‌نگذارم. ولیک گمان کرده ام ای پسر برادرم، که در سر تو خشمی است. دوست دارم که در زمان من باشد تا منزلتت را دانم و از آن درگذرم. ولیک به خدا بیم آن دارم، که به کسی گرفتار شوی که قدر دوشیدن ناقه ای تو را مهلت ندهد. و در پای نوشته اش این شعر را نگاشت که- ای حسین بن علی آنچه بعنوان علت آوردی روزی روا و جایز نباشد. گرفتنت آن مال را در حالی که بدان مامور نبودی. همانا این از سوی حسین شتاب است. همانا آنرا اجازت دادیم، و برای آن به خشم نیامدیم. از حسین آنچه انجام داد را تحمل کردیم. ای حسین بن علی، دارای آرزو. برای تو پس از من جهشی است که تحمل نشود. دوست دارم که من خود شاهد آن باشم. پس آنرا با اخلاقی که مهلت میدهد از تو عهده دار گردم. همانا من میترسم که بسوزی بدان که نزدش تیغ بران پیشی گرفته است) در این نامه نگاری بوضوح مشخص است که حسین بن علی میگوید چون بدان مال نیاز داشته آن را گرفته و نکته جالب اینکه این مال خلیفه و بیت المال مسلمین را بین خانواده و موالی و بردگان خویش تقسیم کرده است و معاویه به او میگوید این کار روزی روا و جایز نیست. دیگر نکته اینکه حسین اقرار میکند که این مال متعلق خلیفه است و به حق ولایت معاویه و حکومتش بر این مال صحه میگذارد اما آن مال را متصرف میشود. دیگر نکته مهم اینکه این عمل حسین بر خلاف عهد و پیمانی است که با معاویه بعنوان خلیفه دارد که شایسته هیچ مسلمانی نیست بخصوص اگر در مقام امام و اسوه باشد. نکته مهم دیگر این است که حسین با انجام این عمل بر خلاف آیه اول سوره مائده رفتار کرده که میگوید ( یااَیُّهَاالَّذِینَ آمنُوااوفُوابِالعُقُود-ای کسانیکه ایمان آورده اید، بر قراردادهای خود وفا کنید) در پایان با توجه به اینکه چنین اعمالی از حسین در دوران معاویه در مصادر مختلفی نیز آمده و حتی این عمل در زمان یزید نیز ارتکاب یافته ، میتوان به صحت این گزارش یقین کرده و مهر تایید زد. نکته مهم این است که ابن ابی الحدید که گرایش علوی قوی ای نیز دارد و معاویه را در برابر علی ناحق و اهل بغی میداند نمیتواند مورد این شبهه قرار گیرد که خبری بر ضد حسین و به نفع معاویه جعل نموده باشد. ضمن اینکه مصادر دیگر تاریخی را نیز در تایید این مطلب آورده ایم. با توجه به جمیع جهات و جوانب باید پرسید ، شیعیان چگونه میتوانند در مواجهه با این رفتار غیر قرآنی، غیر پیمانی و غیر مسئولانه حسین در برابر ادعای عصمت و پاکی و اسوه بودنش نسبتی برقرار کنند؟

هیچ نظری موجود نیست: