Translate

۱۳۹۶ دی ۱۰, یکشنبه

ادامه مقاله ذیل

هر چند دولت در ارائه آمار اشتباه و فرافکن همانند گذشتگان عمل میکرد. حال با شدت و حدت متفاوت. وعده های رفع حصر سران جنبش سبز و اصلاحات ، به بهانه موفقیت اندک خارجی رنگ باخت. هر چند همیشه جزء شعارهای مردم باقی ماند.

در انتخابات اخیر نیز مردم سرخورده از همین رئیس جمهور، که در دور اول کلید بدست شعار رفع مشکلات اصلی مردم را در نود روز داده بود، بخاطر ترس از عواقب به قدرت رسیدن یک‌کاندید دیگر ، بسمت صندوقها کشاندند ، تا نکند در پیاده رو ها فنس و دیوار بکشند و پارکها را زنانه و مردانه کنند و در هر کوی و برزن طناب داری آویزان نمایند.
در همان روزهای پس از جنش پیروزی ، با دیدن نحوه انتخاب وزراء و سیاستهای اشتباه بین المللی ، عدم جلوگیری و حتی دست داشتن نزدیکان این افراد در فساد، کاسه صبر مردم لبریز شد.

بیست سال پس از اصلاحات ، مردم متوجه شده اند که نه تنها اصلاحات در این ساختار فایده ندارد ، ( که اگر داشت، نشانه های آن میبایست موجود باشد) بلکه حکومت نیز قصد رفرم و اصلاحات از بالا را ندارد. بنابراین تنها راه حل باقیمانده رفتن به سمت انقلاب است. مردم‌نمیتوانند مانند عناصر و ایدئولوگهای اصلاح طلبی با چشمان زخمی و کبود بدنبال رسیدن چهار سال دیگر و برآمدن عنصری دیگر از حکومت باشند که به وعده هایش پایبند نیست ، و توان اجرایی آنرا هم ندارد.

اما انقلاب هم ساختار خشن ندارد. زیرا مردم انقلابی جز شعار و فریاد چیزی ندارند. خشونت بار کردن انقلاب نیز نیاز به مقدماتی دارد، و آنهم هم نمایش قدرت از سوی حکومت است، که چون نمیخواهد به فریاد و خواست  مردم توجه کند، پاسخشان را با باتوم و گلوله میدهد.

اینگونه است که بعدها مشت مردم تبدیل به مسلسل میشود و باد کاشتن سبب درو طوفان میشود.

آنهایی که امروزه بدنبال اصلاحات و دعوت مردم به اصلاحات هستند ، کسانی اند که بیست سال از زمان حال عقب ترند. آنها فاقد نشانه ای هستند که بگویند اصلاحات پیشرفتی داشته است. البته اگر نشانه پیشرفت را در حصر خانگی سران، ممنوع التصویر و سخن بودن رهبران، خارج نشین شدن ایده پردازان ، و بستن دفتر و روزنانه های احزاب شان ، و پناه بردن از فرط یتیمی به یک اصولگرا ندانند.

هیچ نظری موجود نیست: