#بخش_سوم
کنار گذاشتن واقعگرایی، بسیار رایج است، اما من فکر میکنم این کار، قدرت توضیحی علم را از بین میبرد و بنابراین بهتر است تا جایی که میتوانیم احتمالهای واقعگرایانهی عجیبتر مانند علیت معکوس ، رابطهگرایی و چند جهانی را پیدا کنیم. غیر از چندجهانی، موارد دیگر، خیلی بررسی نشدهاند، بنابراین فکر میکنم تمام آنها، ارزش پژوهش دارند، اما من ترجیح دادم که علیت معکوس را بررسی کنم، چون به نظر میرسد فرمولبندی آن به طور دقیق، امکانپذیر است.
عدم علیت معکوس و تقارن زمانی، با هم امکانپذیر نیستند.
لایفر و پوسی ایدهی معمولی تقارن زمان در فیزیک که مبتنی بر معکوس کردن یک فرآیند فیزیکی با جایگزینی t با t- در معادلات حرکت است را دوباره فرمولبندی کردند. آنها مفهوم قدرتمندتری از تقارن زمانی را توسعه دادند که نه تنها معکوس کردن یک فرآیند فیزیکی، محتمل است، بلکه احتمال رخداد آن در جهتهای جلو یا عقب در زمان نیز یکسان است. نتیجهی مهم فیزیکدانان این است: نظریهی کوانتومی که هم دارای تقارن زمانی و هم فاقد علیت معکوس باشد، دچار تناقض میشود. آنها آزمایشی مطرح کردند که این تناقض را نشان میدهد، به گونهای که فرض تقارن زمانی، الزام میدارد تا فرآیندهای جلو و عقب در زمان، احتمالهای یکسانی داشته باشند، اما فرض عدم علیت معکوس ، الزام میکند که این احتمالها متفاوت باشند. بنابراین در نهایت همه چیز بستگی دارد که ما تقارن زمانی را نگه داریم یا عدم علیت معکوس را برگزینیم، چرا که استدلال دانشمندان نشان میدهد که هر دوی آنها با هم، ممکن نیست. به نظر میرسد تقارن زمانی، یک تقارن فیزیکی بنیادی باشد، در نتیجه علیت معکوس ، محتملتر است. با این انتخاب، نیاز به کنش شبحوار در آزمایش های بل، حذف میشود. لایفر میگوید:
به نظر من، علیت معکوس، به دلایل زیر محتملتر است: ۱- علیت معکوس به ما اجازه میدهد مسائل حاصل از سایر قضایای قطعی را حل کنیم، یعنی همبستگیهای بل را بدون کنش شبحوار ممکن میکند، بنابراین اگرچه هنوز مجبوریم عدم امکان ارسال سیگنال به گذشته را توضیح دهیم، اما میتوانیم چند معما را به یک معما، کاهش دهیم؛ اما اگر تقارن زمانی را کنار بگذاریم، چنین شرایطی رخ نخواهد داد. ۲- ترمودینامیک ما را ملزم به وجود یک پیکان زمانی میکند که ویژگی شرایط مرزی جهان است و نه یک قانون فیزیک. از آنجایی که توانایی فرستادن سیگنالها فقط به آینده و نه به گذشته، بخشی از تعریف پیکان زمانی است، به نظر میرسد ناتوانایی در ارسال سیگنال به گذشته در یک جهان با علیت معکوس هم، مربوط به شرایط مرزی است و نیازی نیست یک قانون فیزیکی باشد. پس در این شیوه، تقارن زمانی، احتمال کمتری دارد.
فیزیکدانان معتقدند اجماع کلی بر سر ایدهی علیت معکوس، بسیار دشوار است، زیرا تاکنون آن را هیچجای دیگری ندیدهایم. همین وضعیت در مورد کنش شبحوار هم وجود دارد، اما این بدان معنا نیست که علیت معکوس و کنش شبحوار، حقیقت طبیعت نیستند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر