Translate

۱۳۹۶ دی ۹, شنبه

من نخواهم رفت این ره با گمان بر امید خشک همچون دیگران

سالهاست که میاندیشم ، چرا کشورهای اسلامی در اوج ادبار و بی اخلاقی های مفرط غوطه ورند. در کودکی بارها از اخلاقیات الهی برایمان نقل قولها کرده اند که توسط پیامبر اسلام آمده و برای سعادت بشر، دستورات مفید و کاربردی و ارزنده دارد. همیشه اندیشیده ام که فعلا سعادت جامعه بشری را بکنار نهیم و ببینیم چرا در بین کشورهای اسلامی چنین سعادتی محقق نشده است. گاهی با خود فکر کرده ام که نکند همانگونه که در مدارس گفته اند غربیها هر چه در قرآن بوده برداشته اند و چیزی برایمان باقی نگذارده اند. اما چنین مطلبی میسر نمیشود. زیرا اگر آنها از قرآن ما یاد گرفته اند ، قرآن که در جایش قرار دارد و ما هم از آن میتوانیم بهره مند شویم. پس باید مطلب دیگری در میان باشد. باز ذهنم به سمتی رفت که نکند این بیت درست باشد که گفته اند

اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست، از مسلمانی ماست.

اما با گذر زمان و تحقیق و تفحص در امور اخلاق و حقوق و جامعه و قرآن و روایات متوجه شده ام که آنچه بر منهج حقیقت بما گفته بودند همه از صراط تعارف بوده و اصولا مفاهیم اخلاقی جوامع اسلامی نتیجه نگرش مسلمانان به دستورات اخلاقی همان الله و پیامبر و امامانشان است که سبب شده اخلاقیات جوامع اسلامی بدین نحو باشد. ناگاه یاد این بیت مولانا افتادم که فرموده بود

نفس اول راند بر نفس دوم
ماهی از سر گَنده گردد نی ز دم

در واقع میتوان دانست که این همان اخلاقیات منشاء است که سبب سرایت به بستر جامعه شده و شد، آنچه میبینیم.

در این متن به بررسی یک مورد از برخورد اخلاقی بزرگان دین اسلام در وجه شیعه آن خواهم پرداخت که فعلا مبتلا به ماست. و وضعیت اهل سنت را نیز میتوان از همین قیاس بنحو شدت و حدت مورد استفاده قرار داد.

یکی از ضروریات جامعه انسانی آزادی و کرامت انسان است که در وجوه مختلف آن محترم است. آزادی عقیده و بیان و تساهل و تسامح است که سبب پیشرفت جوامع و ایجاد اخلاقیات نیکو در همزیستی با دیگر مردمان باشد. اما این عدم‌تساهل و تسامح در جوامع اسلامی که همچون جنون و بیماری سبب دوری مردم از هم شده ناشی از چیست؟

در اسلام واژه ای وجود دارد که در پس آن اقوال و احکام فقهی و روایی دیده میشود که تکلیف را از جهتی مشخص میکند. و آن واژه مباهته است که بمعنای بهتان زدن به دیگران است که با ما از نظر اعتقادی مخالف هستند.

متن روایت این است که (اِذا رَاَیتُم اَهلَ الرَّیبِ والبدعِ من بَعدی، فَاظهِرُوا البَراءه منهُم و اَکثِرو من سَبَّهم و القولِ فیهِم والوَقیَعهِ و باهِتوهُم کی لا یطیمَعوا فی الفَسادِ فی الاسلامِ و یحذَرَهُم النّاسُ ولا یتَعَلّمونَ من بَدِعِهم ، یکتُب الله لَکم بذلِک الحَسَنات و یرفَع لَکم بِهِ الدّرجاتِ فیِ الآخِره  - پس از من، هرگاه شکاکان و بدعتگزاران را دیدید ، از آنان بیزاری نشان دهید و بسیار به آنان دشنام گویید و درباره شان بهتان بزنید و بدگویی کنید. تا به تباه کردن اسلام طمع نکنندو مردم از آنها برحذر باشند و از بدعت هایشان چیزی نیاموزند. برای این کار خداوند برایتان ثواب ها مینویسد و در آخرت بر درجات شما میافزاید) ( کافی ، ج۲،ص۳۷۵ ح۴ و بحارالانوار ج۷۴، ص۲۰۲ ، ح۴۱۰)

برخی از فقها در مواجهه با این حدیث غیر اخلاقی که مجوز دشنام و بهتان را به مخالفین اسلام ،که فقط اعتقاد خود را عنوان میکنند ، داده است سعی کرده اند در معنای واژه ( باهتوهم) تشکیک کرده و در کنار معنای بهتان  از معنای حیرت و بهت هم استفاده کنند. اما نکته مهم این است که در این روایت از کلمه ( سبّ) یعنی دشنام هم استفاده شده است ، و با استفاده از معنای بهت و حیرت غیر اخلاقی بودن این روایت خنثی و موجه نمیشود. زیرا در اینصورت نیز معنای روایت میشود آنقدر دشنام دهید تا مخالفین مبهوت و در حیرت بمانند. ( ظاهرا از فحاشی های مسلمانان و دشنامهایشان حیرت زده شوند)

در کنار این روایت روایاتی وجود دارد که سنت و سیره پیامبر و ائمه را در برابر مخالفینشان و استفاده از همین اصل مباهته روشن میکند که در ذیل به دو حدیث ارجاع داده میشود. علاقمندان میتوانند در کتب روایی موثق شیعه بسیاری از این احادیث اخلاقی را ببینند.

پیامبر اسلام و ائمه شیعه در اجرای بهتان زدن به مخالفین خود سعی کرده اند آنها را حرامزاده بدانند و در روایاتی به این مطلب تصریح کرده اند.

پیامبر در روایتی به علی بن ابیطالب میگوید: ای علی، هر که مرا و تو را و امامان از نسل تو را دوست بدارد باید خدا را بر حلال زادگی خود ستایش گوید. زیرا ما را دوست نمیدارد مگر حلال زاده و ما را دشمن نمیدارد مگر حرام زاده (امالی، شیخ صدوق ص ۴۷۵)

پیامبر به ابوذر میگوید هر که ما اهل بیت را دوست بدارد باید خدا را بخاطر حلال زادگی اش ستایش کند ( اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه ج۱ ص ۴۰۱ و ۴۰۲)

هیچ نظری موجود نیست: