Translate

۱۳۹۶ دی ۹, شنبه

محمد بن عبدالله و اخلاق

در سلسله بررسی های شخصیت پیامبر اسلام و رفتارهای او در دادگاه اخلاق اینبار به وجهی از شخصیت و اخلاق او که در پرتو احکام نیز مستقر شده خواهیم پرداخت.
در حوزه اخلاق ، قاعده ای وجود دارد که از آن به Golden Rule تعبیر میشود. یعنی قاعده طلایی.
این قاعده که در اغلب مکاتب اخلاقی بعنوان اصل مسلم پذیرفته شده ، در اندیشه علمای اخلاق جایگاه ویژه ای دارد. در کتاب مکالمات کنفوسیوس و اندیشه های یونانی نیز آمده و بعدها در کلامی منتسب به مسیح و حتی نقل شده از علی بن ابیطالب هم وجود دارد.
این قاعده بشکل خلاصه میگوید هر آنچه را برای خود میپسندی ، برای دیگران نیز بپسند. و یا  آنگونه با دیگران رفتار کن که مایلی با تو همانگونه رفتار شود.

در این مقاله به بررسی رفتار محمد بن عبدالله پیامبر اسلام با  پیروان ادیان دیگر خصوصا مشرکین ، با نگاه تطبیقی خواهیم بود تا بررسی کنیم که چگونه این قاعده طلایی کارکردش را از دست میدهد.

در جامعه عرب حجاز ، مشرکین که اعتقاد به وجود بتها داشتند و آنرا واسطه بین خود و خدایشان که اتفاقا نامش الله بوده که محمد آنرا برای نام خدای خود شناختگری کرده ، یک تساهل و تسامح گسترده ای برقرار  بوده است. اعراب به پیروان دیگر ادیان نیز آزادی داده بودند. کما اینکه در بین آنها یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان، و حنفا نیز وجود داشته اند و گزارشی از جنگهای مذهبی وجود نداشته بغیر از برخی ادعاها مثل حمله ابرهه به مکه که بررسی درستی این واقعه در این مقال نمیگنجد. اما اعراب با پیروان دیگر ادیان و بتها هیچ مشکلی نداشته اند.

در اسلام قاعده ای وجود دارد و آن اینکه دشنام و ناسزا به الله و پیامبر و در مذهب اهل تسنن به صحابه، و در مذهب تشیع به ائمه مشمول حکم (سبّ )شده ، و گوینده آن به مرگ محکوم خواهد شد.

این روایات آنقدر زیاد است که این متن را فقط با دو روایت از شیعیان مزین میکنیم و اطلاع از این نوع روایات را در کتب مختلف به دوستان واگذار میکنیم. کثرت این احادیث با یک جستجوی ساده در دسترس خوانندگان گرامی خواهد بود.

محقق حلّی در شرایع الاسلام ،جلد چهارم، صفحه ۵۵۱ میگوید : هر کس امام را دشنام دهد جایز است او را بکشند. و شیخ صدوق نیز در الهدایه آورده کسی که یکی از امامان را ناسزا گوید، از همان لحظه ریختن خونش حلال است.

شهیدین ( شهید اول و شهید ثانی) نیز در روضه البهیه آورده اند که دشنام دهنده پیامبر یا یکی از امامان کشته میشود و جایز است هر کس بر او دست یافت وی را بدون اذن امام بکشند. ج۹، ص ۱۹۴

در تحریر الوسیله جلد دوم صفحه ۴۲۹ نیز آمده ( هر کس که پیامبر را دشنام دهد واجب است هر کس که بشنود او را بکشد. و همچنین است اگر یکی از امامان را دشنام دهد، و در ملحق کردن فاطمه زهرا به امامان در این حکم ، وجهی وجود دارد) نکته مهم این است که صاحب این‌کتاب در گذشته نیز برای سلمان رشدی بخاطر نوشتن یک رمان بنام آیات شیطانی حکم قتل صادر کرده بود.
همین احکام ،امروزه نیز دستمایه فقهایی است که برخی خوانندگان را بخاطر خواندن ترانه ای صرفا به ظن توهین به امامی بنام علی النقی مرتد و واجب القتل بدانند.

حال ببینیم چرا محمد که دوست ندارد به خدایش دشنام دهند خود چنین عملی را انجام میداده؟ و اگر دشنام گویی سبب مرگ افراد میشود ، چرا فقها، سختگیری اعراب مشرک را بر پیامبر غیر اخلاقی میدانستند و آنها را مذموم میدانند. سبب اینکه چرا نمیخواهید همانگونه با خودتان رفتار شود که شما رفتار کرده اید چیست؟ و چرا نمیپسندید همانگونه که انجام داده اید دیگران هم انجام دهند؟

ارزش قاعده طلایی اخلاق در نزد پیامبر اسلام و فقها تا چه اندازه است؟ و آیا محمد پیامبری متساهل و متسامح بوده ، آنطور که عده ای سعی دارند با دروغ پردازی به این مطلب دامن بزنند؟ آیا احترام به عقاید در اسلام وجود داشته و دارد؟

قطعا در هر دینی مقدسات آن برای پیروانش محترم است ، و برای دیگران اعتباری ندارد. صحابه در نظر شیعه ارزش امام را ندارند و در نزد اهل سنت مقامشان بس بالاست و بلعکس. حال با ذکر این مقدمات وارد چگونگی برخورد محمد و شخصیت نبوی او با قاعده طلایی خواهیم شد.

الله در قرآن میگوید«وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»

و آنهايى را كه جز خدا مى‌خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم. آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود، و ايشان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه خواهد ساخت.

سوره الأنعام / آیه ۱۰۸ 

در آیه بالا بصراحت آمده به کسانی که خدایان دیگر را میپرستند دشنام ندهید. تا آنها نیز مقابله به مثل نکنند. اما

هیچ نظری موجود نیست: