Translate

۱۳۹۶ دی ۸, جمعه

شناخت مغالطات(جلسه اول)

شناخت مغالطات(جلسه اول)

در راستای مباحثات بسیار زیاد در حوزه تفکر و اندیشه برآن شدم تا سلسله مباحثی در خصوص شناخت مغالطات رایج در حوزه های مختلف را ارائه و خدمت دوستان عرض نمایم.

در تعریف علم منطق گفته شده
👈المنطق آلته قانونیه تعصم مراعاتها الذهن عن الخطاء فی الفکر ( منطق ابزاری علمی و قانونی است که بکارگیری آن ذهن انسان را از خطای در تفکر مصون میدارد)

پس هدف منطق سنجش خطا و مصونیت بخشی به ذهن نسبت به لغزشهای اندیشه و تفکر است.

مغالطات در واقع شکلهایی از استدلال است که نتیجه آن تابع مقدماتش نیست و در واقع نتیجه ای که مرتبط با خطای در استدلال است میباشد.

مغالطات بخشی از علم منطق است. ارتکاب مغالطه چه بصورت عمدی و چه بصورت غیر عمدی محقق میشود و چنانچه ارتکاب این عمل بصورت آگاهانه و عمدی انجام شود سفسطه نامیده میشود.
برای همین واژه سفسطه که ازنام سوفیست برآمده بنوعی نشان از آگاهانه مرتکب شدن مغالطه دارد.زیرا سوفیستها سعی میکردند به دیگران فن خطابه و پیروزی در دفاعیات و ادعاهای خود را آموزش بدهند تا بشکل آگاهانه برای پیروزی از این ابزار استفاده کنند.

مغالطات را نمیتوان در یک تقسیم بندی واحدی قرار داد و ما نیز سعی نمیکنیم وارد دسته بندی های خاصی شویم. ولی گاهی در تقسیم بندی مغالطات آنرا بشکل

۱. قیاسی

۲. غیر قیاسی ( دشنام، مسخره کردن و غیره)

تقسیم کرده اند که بخش دوم محل بحث ما نیست.
اما بخش اول نیز منجر به تقسیم بندیهایی شده که بدلیل گستردگی و عدم وحدت این موارد از ذکر آن خودداری میکنیم.

تدوین و تنظیم مباحث مربوط به مغالطات نخستین بار توسط ارسطو صورت گرفت و یکی از ۸ رساله او که در علم منطق تدوین شد و بعدها مجموع آن ارغنون نام گرفت بنام سوفسطیقا (مغالطات)است که به معرفی و بررسی مغالطات میپردازد.

بعدها مغالطات در کتب منطق جزء صناعات خمس و در کنار برهان، جدل، خطابه و شعر قرار گرفت.
در میان اندیشمندان حوزه اسلامی نیز بحث مغالطات به کتب افرادی همچون الکندی ، فارابی و ابن سینا نیز راه یافت و توسط آنان معرفی و بررسی گردید و شرح و بسط داده شد.

تعداد مغالطات را در کتب قدماء حدود ۱۳ مورد عمده برشمرده اند اما امروزه به بیش از یکصد مورد رسیده است. هر چند برخی از این مغالطات را میتوان بسیار نزدیک به هم دانست و اندکی تفاوت در جزئیات دارند.

اما نکته بسیار مهم این است که در نقد نوشتار و یا گفتار و به هنگام اعتراض و نقادی هرگز نباید از لفظ مغالطه استفاده کرد . یعنی نباید به مخاطب گفت که شما مغالطه میکنید یا حرف شما مغلطه است و یا مرتکب فلان مغالطه شدید. بلکه باید با بیان مستدل نشان داده شود که در کدام بخش از سخن او خطا و لغزش وجود دارد. چون بکاربردن لفظ مغالطه و یا نام بردن از یک مغالطه بدون تبیین آن در کلام مخاطب خود نوعی مغالطه در جهت کم ارزش نمودن کلام مخاطب و مردود نمودن گفته اوست.

مغالطه لفظ مشترک (eguivocation)

وقوع این مغالطه ناشی از معانی مختلفی است که از یک لفظ ناشی میشوند. و این مطلب در اکثر و یا تمام زبانهای دنیا وجود دارد و میتوان هر کلمه ای را در چند معنا بکار برد.

این مغالطه زمانی صورت میگیرد که ۱. به تعدد معانی توجه نشود ۲. شواهد و قراینی برای تشخیص وجود نداشته باشند که این اختلاف را مشخص و مرتفع کند.

مثلا اگر بدون شواهد و قراین بگوییم ساعت چند است؟ مرتکب مغالطه شده ایم ( زیرا مشخص نیست منظورمان زمان است یا قیمت ساعت).

اما اگر از یک عابر بپرسیم منظورمان از ساعت زمان است و اگر در یک مغازه ساعت فروشی با نشان دادن ساعت بپرسیم منظورمان قیمت ساعت است.

در واقع این مغالطه در دسته بندی تبیین های رایج بوقوع میپیوندد و یک‌گزاره ساده است بدون جنبه استدلالی. در واقع شخص در پی اثبات مدعایی نیست و صرفا در صدد بیان گزاره ای است. ولی ممکن است در همین مورد نیز وقوع لغزش و خطا منتفی نباشد و مخاطب را دچار اشتباه کند.
این مغالطه (لفظ مشترک) بیشترین شیوع را در مورد کاربرد مغالطات دارد.

چند مثال دیگر👇

علی دوست ۳۰ ساله من است.
👈منظور مدت دوستی است یا سن علی؟

من و پدرم ۱۵ سال اختلاف داریم
👈منظور از اختلاف ، اختلاف سنی است یا اختلاف عقیده یا قهر بودن و عدم رابطه؟

گاهی این لفظ در حروف هم بوقوع میپیوندند.

مثلا👈 پنجمین و آخرین بخش کتاب من در مورد متافیزیک است.
کلمه و چه نقشی دارد؟ آیا منظور از پنجمین و آخرین دو بخش جدا هستند و یا هر دو یکی هستند و پنجمین بخش همان آخرین بخش است؟

پس برای جلوگیری از وقوع چنین مغالطه ای باید از لفظ دیگری استفاده کرد و یا قراینی برای تفکیک قرار داد.

مثلا در همان مثال بجای علی دوست ۳۰ ساله من است گفت علی ۳۰ سال با من دوست است( مدت دوستی )

نکته جالب تر اینکه در قرآن نیز به از این مغالطات فراوان بکار رفته و در خود قرآن نیز از آیات متشابه نام برده که سبب گمراهی دیگران میشود . زیرا از آن استفاده میکنند. در واقع آیات متشابه بسبب مشخص نبودن معنا موجب گمراهی میشوند و این مطلب در آیه ۷ سوره آل عمران و نظر مفسرین در خصوص معنای متشابه که همان مشخص نبودن معنا در برابر لفظ متشابه و مشترک است کاربرد دارد.

بنابراین خود قرآن بنوعی مدعی است مرتکب مغالطه شده است و معنای آنرا جز خدا و راسخون کسی نمیداند.

هیچ نظری موجود نیست: