مغالطه واژه های مبهم (vague words)
این مغالطه در کتب انگلیسی زبان بنام hedging شناخته میشود ، که برگرفته از حصارکشی دور باغ یا مزارع است بنحوی که از محصولات محافظت کند. نوعی محافظ و برقرارکننده امنیت است. هدف این است که سخن با بکاربردن برخی واژه ها در صورت اعتراض از انتقاد محفوظ و مصون بماند.
این مغالطه زمانی است که شخص از لغات و واژه هایی استفاده میکند که بعلت ابهام و عدم تعیین دقیق آن واژه، سخن او را غیر قابل نقد نماید. بنحویکه در هر شرایط بتواند ادعا کند سخن او هنوز صحیح و پابرجاست.
باز هم برای نشان دادن این مغالطه بکار رفته شده بسراغ قرآن میرویم.
در آیه اول سوره قمر میگوید( قیامت نزدیک شد) اما مشخص نیست منظور از نزدیکی چه زمانی است. یک سال؟ ده سال؟ صد سال؟ هزار سال؟ یا بیشتر؟
اگر مشرکی بگوید شما که گفتین قیامت نزدیک شد ولی من در حال مرگ هستم و هنوز قیامتی نشده محمد میتواند از این واژه مبهم استفاده کرده و بگوید منظورش از نزدیکی صد سال بوده است. چون صد سال برای ما زیاد است ولی برای خدا بسیار کم است. استفاده از این واژه ها در قرآن بسیار شایع هست که در ادامه نیز مثالی دیگر میزنیم. همه اینها مغالطه است که خداوند بکار برده تا بتواند در مواقع ضروری از آن استفاده کند و بگوید کلامش هنوز صحیح و پابرجاست.
در امور روزمره نیز بارها شاهد چنین مغالطاتی هستیم. چون از کلمات مبهم زیادی استفاده میکنیم.
کلماتی مثل زیاد، اندک، خیلی، کم، دور، نزدیک و غیره اگر مشخص کننده دقیق نباشند ابزار این مغالطه هستند.زیرا ما با الفاظ و مفاهیم نامعین سروکار داریم و همین عدم تعیین دقیق موجب میشود که صدق و کذب ، تطبیق و عدم تطبیق با واقع تعریف نشده باقی بماند.یعنی سخن ما بنحوی است که اگر بخواهیم از آن دفاع کنیم چنانچه اتفاق منطبق با آن وقوع یابد یا نیابد قابل انطباق است.
بعنوان مثال وقتی من بشما میگویم من خیلی پول دارم اما میزان پولم را مشخص نکنم مرتکب مغالطه شده ام. چون ممکن است من یک میلیون را پول زیادی بدانم ولی در نظر مخاطب من این پول مقدار ناچیزی باشد.
از موارد متداول استفاده از این مغالطه در افرادی است که بکار فال گیری و رمالی و پیش گویی مشغول هستند. آنها از الفاظ و واژگانی استفاده میکنند که مبهم باشند و قابل انطباق با مصادیق گوناگون را دارند.
مثلا میگویند شما بزودی موفقیت بزرگی بدست میآورید. در این جمله سه واژه مبهم بکار رفته است. ( بزودی) ، (موفقیت) ، ( بزرگ) که هیچکدام معین نیستند که چه مدت ، چه اندازه، و چه هستند. و قابل تطبیق به موارد و حالات مختلف میشوند.
چنین کلماتی در کتب پیشگویان هم بکار رفته که میتوان کتاب پیش گویی های نوستراداموس را مثال زد.
در پایان باز به سراغ قرآن میرویم و شاهدی دیگر از این کتاب میاوریم.
یکی دیگر از مغالطات واژه مبهم در قرآن که مسلمانان در کمال تعجب آنرا معجزه نیز دانسته اند مربوط به آیات ابتدایی سوره روم است. در این آیات پیروزی ایرانیان بر مسیحیان موجب خوشحالی مشرکین شد و مسلمانان از شکست مسیحیان که آنان را مثل خود صاحب کتاب میدانستند ناراحت شدند. الله در آیاتی وعده پیروزی مسیحیان را میدهد ولی بخاطر اینکه نتوانند دقیقا بر او اشکال بگیرند از این مغلطه استفاده کرده است.
آیات ابتدایی سوره روم میگوید👈 رومیان شکست خوردند. در نزدیکترین سرزمین. و بعد از شکستشان در ظرف چند سالی به زودی پیروز خواهند شد
در این آیات از کلمه بضع استفاده نموده که برخی مفسرین آنرا بین ۳ تا ۹ سال و حتی ۱۰ سال هم آورده اند.
اما نکته مهم این است که اولا تاریخ دقیق مشخص نیست و همچنین اندازه پیروزی را هم مشخص نکرده است. با توجه به جنگهای آنزمان در جبهه های مختلف پیروزیهای کوچک و بزرگی به وقوع میپیوست که گاهی ایرانیان و گاهی رومیان پیروز میشدند. به بررسی تاریخی داستان کاری نداریم. چون در آنزمان پیروزی بزرگی بنام رومیان در آن وعده داده شده محمد به وقوع نپیوست. اما همین لفظ به زودی و کلمه پیروزی کاملا مغالطه آمیز است. زیرا به زودی مشخص نیست در چه زمانی؟ و پیروزی مشخص نیست چه اندازه است؟
این مغالطه در کتب انگلیسی زبان بنام hedging شناخته میشود ، که برگرفته از حصارکشی دور باغ یا مزارع است بنحوی که از محصولات محافظت کند. نوعی محافظ و برقرارکننده امنیت است. هدف این است که سخن با بکاربردن برخی واژه ها در صورت اعتراض از انتقاد محفوظ و مصون بماند.
این مغالطه زمانی است که شخص از لغات و واژه هایی استفاده میکند که بعلت ابهام و عدم تعیین دقیق آن واژه، سخن او را غیر قابل نقد نماید. بنحویکه در هر شرایط بتواند ادعا کند سخن او هنوز صحیح و پابرجاست.
باز هم برای نشان دادن این مغالطه بکار رفته شده بسراغ قرآن میرویم.
در آیه اول سوره قمر میگوید( قیامت نزدیک شد) اما مشخص نیست منظور از نزدیکی چه زمانی است. یک سال؟ ده سال؟ صد سال؟ هزار سال؟ یا بیشتر؟
اگر مشرکی بگوید شما که گفتین قیامت نزدیک شد ولی من در حال مرگ هستم و هنوز قیامتی نشده محمد میتواند از این واژه مبهم استفاده کرده و بگوید منظورش از نزدیکی صد سال بوده است. چون صد سال برای ما زیاد است ولی برای خدا بسیار کم است. استفاده از این واژه ها در قرآن بسیار شایع هست که در ادامه نیز مثالی دیگر میزنیم. همه اینها مغالطه است که خداوند بکار برده تا بتواند در مواقع ضروری از آن استفاده کند و بگوید کلامش هنوز صحیح و پابرجاست.
در امور روزمره نیز بارها شاهد چنین مغالطاتی هستیم. چون از کلمات مبهم زیادی استفاده میکنیم.
کلماتی مثل زیاد، اندک، خیلی، کم، دور، نزدیک و غیره اگر مشخص کننده دقیق نباشند ابزار این مغالطه هستند.زیرا ما با الفاظ و مفاهیم نامعین سروکار داریم و همین عدم تعیین دقیق موجب میشود که صدق و کذب ، تطبیق و عدم تطبیق با واقع تعریف نشده باقی بماند.یعنی سخن ما بنحوی است که اگر بخواهیم از آن دفاع کنیم چنانچه اتفاق منطبق با آن وقوع یابد یا نیابد قابل انطباق است.
بعنوان مثال وقتی من بشما میگویم من خیلی پول دارم اما میزان پولم را مشخص نکنم مرتکب مغالطه شده ام. چون ممکن است من یک میلیون را پول زیادی بدانم ولی در نظر مخاطب من این پول مقدار ناچیزی باشد.
از موارد متداول استفاده از این مغالطه در افرادی است که بکار فال گیری و رمالی و پیش گویی مشغول هستند. آنها از الفاظ و واژگانی استفاده میکنند که مبهم باشند و قابل انطباق با مصادیق گوناگون را دارند.
مثلا میگویند شما بزودی موفقیت بزرگی بدست میآورید. در این جمله سه واژه مبهم بکار رفته است. ( بزودی) ، (موفقیت) ، ( بزرگ) که هیچکدام معین نیستند که چه مدت ، چه اندازه، و چه هستند. و قابل تطبیق به موارد و حالات مختلف میشوند.
چنین کلماتی در کتب پیشگویان هم بکار رفته که میتوان کتاب پیش گویی های نوستراداموس را مثال زد.
در پایان باز به سراغ قرآن میرویم و شاهدی دیگر از این کتاب میاوریم.
یکی دیگر از مغالطات واژه مبهم در قرآن که مسلمانان در کمال تعجب آنرا معجزه نیز دانسته اند مربوط به آیات ابتدایی سوره روم است. در این آیات پیروزی ایرانیان بر مسیحیان موجب خوشحالی مشرکین شد و مسلمانان از شکست مسیحیان که آنان را مثل خود صاحب کتاب میدانستند ناراحت شدند. الله در آیاتی وعده پیروزی مسیحیان را میدهد ولی بخاطر اینکه نتوانند دقیقا بر او اشکال بگیرند از این مغلطه استفاده کرده است.
آیات ابتدایی سوره روم میگوید👈 رومیان شکست خوردند. در نزدیکترین سرزمین. و بعد از شکستشان در ظرف چند سالی به زودی پیروز خواهند شد
در این آیات از کلمه بضع استفاده نموده که برخی مفسرین آنرا بین ۳ تا ۹ سال و حتی ۱۰ سال هم آورده اند.
اما نکته مهم این است که اولا تاریخ دقیق مشخص نیست و همچنین اندازه پیروزی را هم مشخص نکرده است. با توجه به جنگهای آنزمان در جبهه های مختلف پیروزیهای کوچک و بزرگی به وقوع میپیوست که گاهی ایرانیان و گاهی رومیان پیروز میشدند. به بررسی تاریخی داستان کاری نداریم. چون در آنزمان پیروزی بزرگی بنام رومیان در آن وعده داده شده محمد به وقوع نپیوست. اما همین لفظ به زودی و کلمه پیروزی کاملا مغالطه آمیز است. زیرا به زودی مشخص نیست در چه زمانی؟ و پیروزی مشخص نیست چه اندازه است؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر