در روزهای انقلاب ، کشاکش مابین نیروهای حکومتی و مردم ممکن است بسیار تنش آلود گردیده و سبب کشته و مجروح شدن مردم شود و خسارت مالی و جانی بهمراه داشته باشد.
قطعا هیچ تحولی بدون هزینه نخواهد بود ،و هیچ حق و آزادی بدون بها بدست نمیآید. اما مسئله این است که بتوان میزان چنین تنشها و بالطبع هزینه ها را به حداقل رساند ، اگر چه نتوان منتفی کرد.
در بین نیروهای حکومتی ، بسیاری از افراد وجود دارند که از دیدن مادران، دختران و مردان کنهسال ، به خود آمده و سعی در عدم کاربرد خشونت دارند و کمتر مرتکب ضرب و شتم میشوند. هر چند برخی از افراد همین گروههای حکومتی به خاطر عواملی همچون تهدید ، تطمیع ، تحریک و ترغیب ممکن است دست به خشونت ، حتی بر علیه همین قشر نیز بزنند. ولی گاهاً نیز عکس آن مشاهده میشود. در بسیاری از گزارشاتی که در همین خیزش ملاحظه شده ، بانوانی را دیده ایم که شجاعانه بر علیه خامنه ای در برابر حکومتی ها ایستاده و شعار میدهند و آنها نیز مرتکب کاری نمیشوند. در واقع حضور این افراد سبب نوعی رفتار محتاطانه میشود که میتوان شواهدی زیاد نیز در تایید آن یافت.
مطلبی که باید دقت شود این است که انقلابیون نباید شروع کننده چنین خشونتهایی باشند. اقدام ابتدایی در ایجاد خشونت توسط انقلابیون چند مشکل ایجاد میکند.
اول اینکه آنها را خشونت طلب نشان خواهد داد.
دوم اینکه این خشونت طلبی ممکن است سبب درگیری و اختلاف در بین صفوف انقلابیون شود. و بین خشونت طلبان و آنانکه اهل خشونت نیستند شکاف عمیقی ایجاد کند.
سوم اینکه چنین خشونتی زنان و دختران و کهنسالان را که میتوانند سد احساسی خوبی برای عدم خشونت توسط نیروهای حکومتی ایجاد کنند را از صف انقلابیون جدا کند. و حتی خطر برای حضور همین انقلابیون مسالمت جو را از طرف خود انقلابیون نوید داده و آنها را طرد کند.
چهارم اینکه نیروهای حکومتی را تهیج و توجیه میکند برای انجام خشونت ، تا بنوعی در دفاع از خود ، خود را محق بدانند.
پنجم اینکه تبلیغات رژیم را مبنی بر اینکه انقلابیون خشونت طلب هستند را صادق نشان خواهد داد.
ششم اینکه پیام نامناسبی به مجامع بین المللی ذیصلاح که در حال رصد کردن وقایع هستند خواهدفرستاد و آن اینکه مردم انقلابی را خشونت طلب بدانند ، که حق خود را با خشونت مطالبه میکنند و از حق خواهی مسالمت آمیز در بدو امر اجتناب کرده اند، و حکومت نیز حق برخورد قهرآمیز را برای خودش موجه نشان دهد.
هفتم اینکه سبب عقب نشینی سیاسیون و رهبران جناحهای اپوزیسیون از حمایت خواهد شد. زیرا کمتر کسی سعی خواهد کرد رهبری افراد خشونت طلب را بعهده بگیرد و آنها را حامیان خود بداند.
هشتم اینکه چنین رفتاری در جذب افراد مردد که هنوز به صف انقلابیون نپیوسته اند و حتی افراد برگزیده و الگوی کشور، مشکل ایجاد خواهد کرد. زیرا رفتار خشونت آمیز و حمایت از این افراد کاملا مغایر حق طلبی مسالمت آمیز خواهد بود و حتی مشکل قانونی در کشور برای آنان ایجاد خواهد کرد.
به همین دلیل است که حکومت سعی خواهد کرد، از افراد خود که در پوشش انقلابیون درآمده اند ،بخواهد دست به تحریکو تحرکاتی این چنینی بزند ، تا این سیگنال را بفرستد ، که انقلابیونو معترضین، عده ای آشوب طلب هستند. حتی برای اینکار سعی خواهد کرد افراد اراذل و اوباشی که در زندان هستند را با وعده تخفیف در مجازات آزاد کند ، تا به صف انقلابیون پیوسته و مسیر انقلاب را منحرف کنند. به همین دلیل انقلابیون می بایست مراقب چنین تحولاتی باشند.
اما اینکه در برابر هر فشار و خشونتی نیز باید بی تفاوت بود ، کاملا اشتباه است. قطعا مردم باید بتوانند از خود دفاع کنند.
برای هر نوع رفتار ممکن از سوی حکومتیان، آموزش لازم را ببینند ، تا در مواقع لزوم ابتدا به بهترین نحو از خود دفاع کرده و سپس پاسخ مقتضی را بدهند.
مثلا داشتن ابزاری که بتوانند با آن در مواجهه با گازهای اشک آور حکومتیان از خود مقاومت کنند و اثرات آنرا خنثی یا کم کنند. و یا در مسیر تردد وسائط موتوری حکومتیان توسط برخی اقلام اخلال کنند را آموزش ببینند.
البته در این راستا نیز وظیفه ای بعهده شبکه های اطلاع رسانی وجود دارد که بتوانند آموزشهای لازم را به مردم بدهند ، تا در دفاع از خود صاحب آگاهی و اعتماد بنفس شوند و در موارد تعرض بتوانند تمام قد از خود و همراهان دفاع کنند، و حتی چنانچه نیاز بود به حمله دست بزنند.
دوستان بیاد داشته باشند همین رژیم در دوران انقلابی اش از طریق شبکه های مختلف ، ساختن کوکتل مولوتف را نیز آموزش میداد.
اینموارد و استفاده از آن در ابتدای انقلاب که مردم خواسته های خود را ندا میدهند سفارش نمیشود. ولی چنانچه با بیرحمی و سرکوب مواجه شوند، نه تنها لازم، بلکه ضروری است . در واقع انقلابیون کسانی نیستند که فقط تماشاگر باشند. اگر خلق و خوی آنها بر تماشاگر بودن و سکوت کردن میبود ، اکنون برای احقاق حق خود در خیابان تجمع نمیکردند.
پس در برابر تجاوز به جان خود نیز تماشاگر نخواهند بود. آنها میدانند که برای حفظ جان خود ، چنانچه کشتن حکومتیان متجاوز تنها راه باشد از آن اجتناب نخواهند کرد.
اما نکته مورد تامل این است که در ابتدا از خشونت پرهیز شود و سپس به دفاع پرداخته گردد و اگر چاره ای جز حمله به متجاوز نبود به اقدام متقابل دست زنند. (ادامه دارد
قطعا هیچ تحولی بدون هزینه نخواهد بود ،و هیچ حق و آزادی بدون بها بدست نمیآید. اما مسئله این است که بتوان میزان چنین تنشها و بالطبع هزینه ها را به حداقل رساند ، اگر چه نتوان منتفی کرد.
در بین نیروهای حکومتی ، بسیاری از افراد وجود دارند که از دیدن مادران، دختران و مردان کنهسال ، به خود آمده و سعی در عدم کاربرد خشونت دارند و کمتر مرتکب ضرب و شتم میشوند. هر چند برخی از افراد همین گروههای حکومتی به خاطر عواملی همچون تهدید ، تطمیع ، تحریک و ترغیب ممکن است دست به خشونت ، حتی بر علیه همین قشر نیز بزنند. ولی گاهاً نیز عکس آن مشاهده میشود. در بسیاری از گزارشاتی که در همین خیزش ملاحظه شده ، بانوانی را دیده ایم که شجاعانه بر علیه خامنه ای در برابر حکومتی ها ایستاده و شعار میدهند و آنها نیز مرتکب کاری نمیشوند. در واقع حضور این افراد سبب نوعی رفتار محتاطانه میشود که میتوان شواهدی زیاد نیز در تایید آن یافت.
مطلبی که باید دقت شود این است که انقلابیون نباید شروع کننده چنین خشونتهایی باشند. اقدام ابتدایی در ایجاد خشونت توسط انقلابیون چند مشکل ایجاد میکند.
اول اینکه آنها را خشونت طلب نشان خواهد داد.
دوم اینکه این خشونت طلبی ممکن است سبب درگیری و اختلاف در بین صفوف انقلابیون شود. و بین خشونت طلبان و آنانکه اهل خشونت نیستند شکاف عمیقی ایجاد کند.
سوم اینکه چنین خشونتی زنان و دختران و کهنسالان را که میتوانند سد احساسی خوبی برای عدم خشونت توسط نیروهای حکومتی ایجاد کنند را از صف انقلابیون جدا کند. و حتی خطر برای حضور همین انقلابیون مسالمت جو را از طرف خود انقلابیون نوید داده و آنها را طرد کند.
چهارم اینکه نیروهای حکومتی را تهیج و توجیه میکند برای انجام خشونت ، تا بنوعی در دفاع از خود ، خود را محق بدانند.
پنجم اینکه تبلیغات رژیم را مبنی بر اینکه انقلابیون خشونت طلب هستند را صادق نشان خواهد داد.
ششم اینکه پیام نامناسبی به مجامع بین المللی ذیصلاح که در حال رصد کردن وقایع هستند خواهدفرستاد و آن اینکه مردم انقلابی را خشونت طلب بدانند ، که حق خود را با خشونت مطالبه میکنند و از حق خواهی مسالمت آمیز در بدو امر اجتناب کرده اند، و حکومت نیز حق برخورد قهرآمیز را برای خودش موجه نشان دهد.
هفتم اینکه سبب عقب نشینی سیاسیون و رهبران جناحهای اپوزیسیون از حمایت خواهد شد. زیرا کمتر کسی سعی خواهد کرد رهبری افراد خشونت طلب را بعهده بگیرد و آنها را حامیان خود بداند.
هشتم اینکه چنین رفتاری در جذب افراد مردد که هنوز به صف انقلابیون نپیوسته اند و حتی افراد برگزیده و الگوی کشور، مشکل ایجاد خواهد کرد. زیرا رفتار خشونت آمیز و حمایت از این افراد کاملا مغایر حق طلبی مسالمت آمیز خواهد بود و حتی مشکل قانونی در کشور برای آنان ایجاد خواهد کرد.
به همین دلیل است که حکومت سعی خواهد کرد، از افراد خود که در پوشش انقلابیون درآمده اند ،بخواهد دست به تحریکو تحرکاتی این چنینی بزند ، تا این سیگنال را بفرستد ، که انقلابیونو معترضین، عده ای آشوب طلب هستند. حتی برای اینکار سعی خواهد کرد افراد اراذل و اوباشی که در زندان هستند را با وعده تخفیف در مجازات آزاد کند ، تا به صف انقلابیون پیوسته و مسیر انقلاب را منحرف کنند. به همین دلیل انقلابیون می بایست مراقب چنین تحولاتی باشند.
اما اینکه در برابر هر فشار و خشونتی نیز باید بی تفاوت بود ، کاملا اشتباه است. قطعا مردم باید بتوانند از خود دفاع کنند.
برای هر نوع رفتار ممکن از سوی حکومتیان، آموزش لازم را ببینند ، تا در مواقع لزوم ابتدا به بهترین نحو از خود دفاع کرده و سپس پاسخ مقتضی را بدهند.
مثلا داشتن ابزاری که بتوانند با آن در مواجهه با گازهای اشک آور حکومتیان از خود مقاومت کنند و اثرات آنرا خنثی یا کم کنند. و یا در مسیر تردد وسائط موتوری حکومتیان توسط برخی اقلام اخلال کنند را آموزش ببینند.
البته در این راستا نیز وظیفه ای بعهده شبکه های اطلاع رسانی وجود دارد که بتوانند آموزشهای لازم را به مردم بدهند ، تا در دفاع از خود صاحب آگاهی و اعتماد بنفس شوند و در موارد تعرض بتوانند تمام قد از خود و همراهان دفاع کنند، و حتی چنانچه نیاز بود به حمله دست بزنند.
دوستان بیاد داشته باشند همین رژیم در دوران انقلابی اش از طریق شبکه های مختلف ، ساختن کوکتل مولوتف را نیز آموزش میداد.
اینموارد و استفاده از آن در ابتدای انقلاب که مردم خواسته های خود را ندا میدهند سفارش نمیشود. ولی چنانچه با بیرحمی و سرکوب مواجه شوند، نه تنها لازم، بلکه ضروری است . در واقع انقلابیون کسانی نیستند که فقط تماشاگر باشند. اگر خلق و خوی آنها بر تماشاگر بودن و سکوت کردن میبود ، اکنون برای احقاق حق خود در خیابان تجمع نمیکردند.
پس در برابر تجاوز به جان خود نیز تماشاگر نخواهند بود. آنها میدانند که برای حفظ جان خود ، چنانچه کشتن حکومتیان متجاوز تنها راه باشد از آن اجتناب نخواهند کرد.
اما نکته مورد تامل این است که در ابتدا از خشونت پرهیز شود و سپس به دفاع پرداخته گردد و اگر چاره ای جز حمله به متجاوز نبود به اقدام متقابل دست زنند. (ادامه دارد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر