نویسنده : محمد فاضلی ( جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید بهشتی )
وقت آن است که نخبگان و روشنفکران، آنها که نگران ایران هستند، قدرت سیاسی را به بازنگری انتقادی در خود و شنیدن صدای مردم دعوت کنند؛ و همزمان معترضان را به خویشتن داری و نفی خشونت فرابخوانند.
صاحبان قدرت و تودههای معترض اغلب اوقات در یک ویژگی شبیهاند: هر دو تاریخ نخواندهاند و اگر خواندهاند هر کدام به دلایلی کاملاً متفاوت بدان توجهی ندارند.
آنها که تاریخ خواندهاند بیشتر میتوانند بگویند که از خشونت، آن هم در بستر خاورمیانه ی پرآشوب، درخت دموکراسی، توسعه و حقوق بشر؛ کرامت انسانی، اشتغال و رونق نمیروید.
قدرت را به بازنگری و خویشتن داری، و معترضان را به نفی خشونت فرابخوانیم. ناسزا گفتن، مشت بر دیوار کوفتن، و کافه را به هم ریختن، گاه دل آدم را خنک میکند، اما هیچ بیکاری را شاغل نمیکند و هیچ کارخانهای را به رونق نمیرساند.
وقت آن است که نخبگان و روشنفکران، آنها که نگران ایران هستند، قدرت سیاسی را به بازنگری انتقادی در خود و شنیدن صدای مردم دعوت کنند؛ و همزمان معترضان را به خویشتن داری و نفی خشونت فرابخوانند.
صاحبان قدرت و تودههای معترض اغلب اوقات در یک ویژگی شبیهاند: هر دو تاریخ نخواندهاند و اگر خواندهاند هر کدام به دلایلی کاملاً متفاوت بدان توجهی ندارند.
آنها که تاریخ خواندهاند بیشتر میتوانند بگویند که از خشونت، آن هم در بستر خاورمیانه ی پرآشوب، درخت دموکراسی، توسعه و حقوق بشر؛ کرامت انسانی، اشتغال و رونق نمیروید.
قدرت را به بازنگری و خویشتن داری، و معترضان را به نفی خشونت فرابخوانیم. ناسزا گفتن، مشت بر دیوار کوفتن، و کافه را به هم ریختن، گاه دل آدم را خنک میکند، اما هیچ بیکاری را شاغل نمیکند و هیچ کارخانهای را به رونق نمیرساند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر