Translate

۱۳۹۶ دی ۱۲, سه‌شنبه

جین شارپ و کتاب معروف او

این روزا در گروه های مجازی از جین شارپ و کتاب معروف او از دیکتاتوری تا دموکراشی، بسیار سخن گفته شده و گاه بریده بریده و تقطیع شده، پست می کنند و بدوین وسیله مردمی را که هزینه های گزاف داده اند تا بتوانند صدایشان را به گوش مسئولین برسانند، تحریک و تحریف کرده و دعوت به خشونت و آتش زدن و کشیدن و عربده و حتی درگیری مستقیم می کنند! در این متن سعی می کنم بدون سو گیری خاص و بدون هیچ دعوت و امر و نهی و ابژه کردن مردم و ... مساله ی اصلی و نکته ی مورد تاکید جین شارپ را «اجمالا» و به صورت نقل به مضمون در چند پاراگراف، بررسی کنم؛

جین شارپ در کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی،‌ بعد از تحقیقات سی ساله ای که در کشور های استبداد زده انجام داده می گوید؛ یک حکومت دیکتاتور و قدرت محور و به شدت سرکوب گر اگر با حزبی یا نهادی رو به رو شود که به خیابان آمده و تظاهرات و یا مخالفت مدنی به صورت خشونت بار می کند، این نهاد ها و احزاب را به بهانه ی شورش و اغتشاش علیه امنیت ملی شدیدا سرکوب می کند، و چون نیروهایی بیشتر و بهتر و قوی تر از احزاب و نهاد را هم دارد هیچ ابایی هم از کشتن و دریدن  و قتل و سرکوب نخواهد داشت و لذا مبارزه ی خشونت آمیز، دقیقا از نقطه ی قوت دیکتاتوری، شروع به مبارزه کردن است!

سوار به سر نیزه شدن است،‌ در حالی که مبارزات، باید تکیه بر نقاط ضعف دیکتاتوری کرده باشند! (او سپس نقاط مختلف و متعدد را به عنوان نقاط ضعف دیکتاتوری معرفی می کند)

چنین مبارزاتی یعنی مبارزات خشونت بار و یا مسلحانه ای که در امریکای لاتین و قبل از انقلاب، در نیروهای چپ مذهبی و غیر مذهبی و سیاهکل شاهد بودیم، قهرا دو نتیجه خواهد داشت، که هیچ به طور جدی ثمری نخواهد داشت، (هرچند لرزهایی نیز به قول هانا آرنت قطعا ایجاد کرده و سر‌در گمی هایی برای سیستم در پی خواهد داشت که به نفع مردم تمام خواهد شد)

1️⃣ از آن جا که این گونه مبارزات تکیه بر نقطه ی قوت و سر نیزه و بر همان جایی میکنند که قدرت حاکم قدرت بیشتر و تجربه ی بیشتر و دست بازتری در آن دارد، معمولا نمی توانند پیروزی آن چنانی ای به دست بیاورند و تنها مردم و خود را به خاک و خون می کشند و بهانه ای دست نیروهای سرکوب گر می دهند!

2️⃣ فرض پیروزی در این گونه مبارزات ما نتیجه ای نخواهیم گرفت جز دیکتاتوری ای دیگر و به مراتب قوی تر و حشی تر و خون آشام تر،‌ چرا که اولا)؛ در یک چنین مبارزه ای، جامعه با دموکراسی و روح آن آشنا نشده و انقلابیون هم، همچنان با خوی و خصلت انقلابی گری و یاغی گری و تک روی،‌ تک روی و تک رایی سابق را پیش خواهند برد، در صورتی که جامعه را باید با روح دموکراسی آشنا کرده و آشتی داد و تمرین دموکراسی داشت،‌ ثانیا)؛ تجربه ی انقلاب های امریکای لاتین که پاک مردانی چون «چه» را هم خورد و فداکاری هایشان را یک جا بلعید، نشان از بی ثمری یک چنین مبارزاتی می دهد، باتیستا رفت اما کاسترو  و دستگاهش با خوی وخصلت انقلابی دیکتاتوری و تک رایی ای دیگری از نوع خشن تر و وحشی تری را در پیش گرفتند!

بنابر این می بینیم که؛ جین شارپ به هیچ وجه موافق دم به دقیقه مردم را به خیابان کشیدن و آنان را دعوت به اغتشاش و آشوب کردن و تحریک و تهییج به آتش کشیدن و درگیری و ... نمی کند و بلکه کاملا برعکس او دقیقا با این روش مخالف است و نتیجه ای نیز برایش متصور نیست و جز در موارد اضطراری و آن هم با تاکید بسیار بر رعایت استاندارهای اخلاقی_رفتاری، با اعتراضات خیابانی موافق نیست! 

او بیشتر اعتصاب همگانی مثل تعطیلی بازار و یا پرداخت نکردن قبوض و یا تشکیل سندیکاها و احزاب و تشکلات مسالمت آمیز و نیز حمایت طبقه ی متوسط و بازار از احزاب و سندیکاها و ... را پیشنهاد می کند، شارپ ده ها روش مسالمت آمیز غیر خشونت آمیز فلج کننده برای مبارزات سیاسی غیر خشونت آمیز در این کتاب ارائه کرده است.


چنانچه گفته شد مراد نگارنده امر و نهی نیست و اصلا نمی تواند که در یک چنین مقامی باشد، منتهی ما بعنوان نسل های سوخته ی بعد از انقلاب، می بایست از این تاریخ خون بار پر از اشتباه و جو گیری و هیجانی و پر از احساسات و کینه ها و عقده های روی هم تلمبار شده و یک جا و یک دفعه ترکیده و مسبب هزاران شر و گرفتاری شده، درس عبرت گرفته و لا اقل تحریک و تهییج به آتش زدن و آتش کشیدن و تند روی افراطی و تبدیل اعتراضات مسالمت آمیز به مبارزات شدیدا رادیکال خشونت طلب، نشده و نکنیم! 

هیچ نظری موجود نیست: