ابن تیمیه در پاسخ به او شواهدی را میآورد تا به اندازه فهم خود بخواهد ابوبکر را تبرئه کند.غافل از اینکه او با شواهدش نه تنها ابوبکر را تبرئه نمیکند ، بلکه محمد، علی و عثمان را نیز مرتکب همین عمل معرفی میکند ، که خون انسان محترمی را بدون قصاص رها کرده اند و بنوعی برجنایت نزدیکانشان در این بزرگترین جنایت سرپوش گذاشته اند.
ابن تیمیه در باب ۷۷ مختصر کتابش میآورد ، اگر ابوبکر ، خالد بن ولید را به سبب کشتن مالک بن نویره قصاص نکرد ، شیعه باید بداند علی نیز قاتلین عثمان ( عمرو بن حمق خزاعی و دیگران) را قصاص نکرده است. و او میگوید : (آنچه روافض در ایراد به ابوبکر در مورد این قضیه کوچک، بر زبان میرانند ، ولی ایرادی به کار علی بن ابیطالب نمیبینند از فرط جهالت و تناقض آنان سرچشمه میگیرد. منهاج السنه. ص ۴۸۱)
او در ادامه برای نبوی بودن این سنت نخست به عدم قصاص عبیدالله بن عمر که پس از ضربت خوردن پدرش عمر، توسط ابولولو وارد خانه او شد و هرمزان و زن بیگناه دیگری را کشت اشاره میکند که عبیدالله هم قصاص نشد. و عثمان از قصاص عبیدالله بنعمر درگذشت در حالیکه دو نفر بیگناه ایرانی را از روی کینه و عداوت نسبت به ایرانی بودن ابولولو کشت.
سپس ابن تیمیه برای مشروعیت بخشی به این اعمال، مستقیما به سنت نبوی رجوع میکند و میگوید ( چنانکه وقتی اسامه بن زید مردی را کشت که میگفت لا اله الا الله ، حضرت فرمود ، ای اسامه . آیا او را کشتی بعد از آنکه گفته بود لا اله الا الله؟ به این ترتیب حضرت قتل او را نپسندید . ولی نه اسامه را قصاص کرد و نه از او دیه گرفت و نه کفاره خواست. همان)
نکته جالب اینکه این واقعه مستند قرآنی نیز دارد که در آیه ۹۴ سوره نساء آمده( یا اَیُّها الّذینَ آمنوُا اِذا ضَرَبتُم فی سبیل الله َ فَتَبَیَّنُوا ولا تَقُولُوا لَمن اَلقی اِلیکمُ السلامَ لَستَ مومنا تَبتَغُونَ عَرَضَ الحیات الدّنیا فعِندَ الله مغانیمُ کثیرهُ کذالکَ کُنتم من قَبلُ فَمَنّ الله عَلَیکم فَتَبَیّنوا انَّ الله کانَ بِما تَعملونَ خبیرا - ای کسانیکه ایمان آورده اید. چون در راه خدا سفر میکنید(ضربه میزنید) ، رسیدگی کنید و به کسی که نزد شما اسلام اظهار میکند مگویید تو مومن نیستی تا متاع دنیا( غنیمت) را بجویید. چرا که غنیمتهای فراوان نزد خداست. قبلا خودتان همینگونه بودید و خدا بر شما منت نهاد . پس خوب رسیدگی کنید که خدا همواره به آنچه انجام میدهید آگاه است)
به این ترتیب میبینیم تمام گزارشات قرآنی ، تاریخی، و احتجاجات دو فقیه بزرگ اسلامی در این امر متفق القول هستند که پیامبر اسلام و صحابه اش در پایمال کردن خون یک مسلمان (از یک مرد عادی گرفته تا یک خلیفه) اهمال و سستی و معصیت کرده اند و عدالت را وقعی ننهاده و بخاطر مطامع خود اصول انسانی و حتی حق الناس را پایمال نمودند.
حال اگر بدانیم همین پیامبر ، طبق آیه ۲۱ سوره احزاب ( لَقَد کانَ لَکم فی رسول الله اسوه حَسَنه لمَن کانَ یَرجُوا الله و الیومَ الاخرَ و ذَکَرَ الله کثیرا- مسلما برای شما در رسول خدا سرمشق نیکویی است. برای آنها که امید به بازگشت بسوی خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند) اسوه حسنه و الگو برای مردم و بالطبع حاکم اسلامی معرفی شده ، نباید از افراد زبونی که امروزه در مقامهای حکومتی ، احکام اسلامی را پیاده میکنند توقع عدالت گستری و ایجاد دادگاه صالحه برای کشف حقیقتی همچون تشخیص قاتل و قصاص از خون افراد بیگناه و انسان محترم را داشت. حتی اگر بر دین اسلام باشد.
ابن تیمیه در باب ۷۷ مختصر کتابش میآورد ، اگر ابوبکر ، خالد بن ولید را به سبب کشتن مالک بن نویره قصاص نکرد ، شیعه باید بداند علی نیز قاتلین عثمان ( عمرو بن حمق خزاعی و دیگران) را قصاص نکرده است. و او میگوید : (آنچه روافض در ایراد به ابوبکر در مورد این قضیه کوچک، بر زبان میرانند ، ولی ایرادی به کار علی بن ابیطالب نمیبینند از فرط جهالت و تناقض آنان سرچشمه میگیرد. منهاج السنه. ص ۴۸۱)
او در ادامه برای نبوی بودن این سنت نخست به عدم قصاص عبیدالله بن عمر که پس از ضربت خوردن پدرش عمر، توسط ابولولو وارد خانه او شد و هرمزان و زن بیگناه دیگری را کشت اشاره میکند که عبیدالله هم قصاص نشد. و عثمان از قصاص عبیدالله بنعمر درگذشت در حالیکه دو نفر بیگناه ایرانی را از روی کینه و عداوت نسبت به ایرانی بودن ابولولو کشت.
سپس ابن تیمیه برای مشروعیت بخشی به این اعمال، مستقیما به سنت نبوی رجوع میکند و میگوید ( چنانکه وقتی اسامه بن زید مردی را کشت که میگفت لا اله الا الله ، حضرت فرمود ، ای اسامه . آیا او را کشتی بعد از آنکه گفته بود لا اله الا الله؟ به این ترتیب حضرت قتل او را نپسندید . ولی نه اسامه را قصاص کرد و نه از او دیه گرفت و نه کفاره خواست. همان)
نکته جالب اینکه این واقعه مستند قرآنی نیز دارد که در آیه ۹۴ سوره نساء آمده( یا اَیُّها الّذینَ آمنوُا اِذا ضَرَبتُم فی سبیل الله َ فَتَبَیَّنُوا ولا تَقُولُوا لَمن اَلقی اِلیکمُ السلامَ لَستَ مومنا تَبتَغُونَ عَرَضَ الحیات الدّنیا فعِندَ الله مغانیمُ کثیرهُ کذالکَ کُنتم من قَبلُ فَمَنّ الله عَلَیکم فَتَبَیّنوا انَّ الله کانَ بِما تَعملونَ خبیرا - ای کسانیکه ایمان آورده اید. چون در راه خدا سفر میکنید(ضربه میزنید) ، رسیدگی کنید و به کسی که نزد شما اسلام اظهار میکند مگویید تو مومن نیستی تا متاع دنیا( غنیمت) را بجویید. چرا که غنیمتهای فراوان نزد خداست. قبلا خودتان همینگونه بودید و خدا بر شما منت نهاد . پس خوب رسیدگی کنید که خدا همواره به آنچه انجام میدهید آگاه است)
به این ترتیب میبینیم تمام گزارشات قرآنی ، تاریخی، و احتجاجات دو فقیه بزرگ اسلامی در این امر متفق القول هستند که پیامبر اسلام و صحابه اش در پایمال کردن خون یک مسلمان (از یک مرد عادی گرفته تا یک خلیفه) اهمال و سستی و معصیت کرده اند و عدالت را وقعی ننهاده و بخاطر مطامع خود اصول انسانی و حتی حق الناس را پایمال نمودند.
حال اگر بدانیم همین پیامبر ، طبق آیه ۲۱ سوره احزاب ( لَقَد کانَ لَکم فی رسول الله اسوه حَسَنه لمَن کانَ یَرجُوا الله و الیومَ الاخرَ و ذَکَرَ الله کثیرا- مسلما برای شما در رسول خدا سرمشق نیکویی است. برای آنها که امید به بازگشت بسوی خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند) اسوه حسنه و الگو برای مردم و بالطبع حاکم اسلامی معرفی شده ، نباید از افراد زبونی که امروزه در مقامهای حکومتی ، احکام اسلامی را پیاده میکنند توقع عدالت گستری و ایجاد دادگاه صالحه برای کشف حقیقتی همچون تشخیص قاتل و قصاص از خون افراد بیگناه و انسان محترم را داشت. حتی اگر بر دین اسلام باشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر